تصاویر آزاد
حرمت سایت کنگره 60

فضای مجازی خود در نوع خودش فضائیست کاملا حقیقی و آنقدر حقیقی است که از
حقیقی هم حقیقی تر است ، ولی نکته اصلی و اساسی در اینجاست که در فضایی که
نام آنرا مجازی گذاشته اند ، نفس اماره انسان به دلیل نبودن خیلی از قید و
بند ها آزاد تر حرکت می کند و با کوچکترین حرکت ضد ارزشی قادر است مثل
گردباد انسان را به آرامی ،اما به عمق ظلمت هدایت می کند ، بنابراین در
این فضا بایستی به مراتب بیشتر مراقبت نمود تا شیطان به زیباترین شکل ممکن و
موجه وارد افکار و اندیشه انسان نگردد ، بنابراین اجرای حرمت های کنگره
باضافه حرمت های دیگری که خود می دانید از اهمیت بالاتری برخورداراست .
مهندس حسین دژاکام
سومین جلسه از دوره پنجاه و دوم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن روی من" با استادی آقای احمد حکیمی و نگهبانی آقای حسین گورنگی و دبیری آقای پیمان شریفی ٬ روز شنبه مورخ 92/08/25 رآس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
یکی از ارکان اصلی در کنگره این وادی هاست که تمامآ به صورت زنجیری با یکدیگر ارتباط دارند. یکی از تاثیرات مصرف مواد نپذیرفتن مشکلات و تخریبهاست. یعنی اگر کار درستی انجام می شود من انجام داده ام و اگر کار نادرستی انجام می شود تقصیر دیگران است و من تقصیری ندارم. به همین جهت قانون وادی سوم در جریان است تا این مسئله به نقطه درست خودش باز گردد....
و اما وادی سوم: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمیکند
وادی با کلمه تأکیدی باید شروعشده که بیشترین بار معنایی را در خود دارد . این تاکید نشان از قانونی محکم و خللناپذیر است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در هستی و زندگی انسان جاری است. این قانون در تمام سطوح زندگی ما حکم فر ماست و یکی از قوانینی است که دنیای ما بر پایه آن اداره میشود اما چه چیزی را باید دانست؟ باید بدانم که هیچ موجودی برای کامران به اندازه خود کامران برای او فکر نمیکند و بر همین تعریف میفهمم که باید فقط و فقط برای خودم درمان شوم نه شخص یا دلیل دیگری.
یکی از تفاوتهای اساسی درمان اعتیاد به روش تدریجی در کنگره 60 با دیگر روشهای موجود در دنیا در این است که صد درصد بار درمان را به روی دوش خود فرد گذاشته چرا که فرد مصرفکننده تا به این باور نرسد هرگز بر تواناییهای خود تکیه نخواهد کرد و اعتمادبهنفس لازم برای عبور از این گذرگاه سخت را به دست نخواهد آورد، اصولاً روحیه طلب کاری و متوقع بودن و انتظار کمک از سوی دیگران، در مصرفکنندگان مواد مخدر بسیار شایع است. این روحیه، از خانواده گرفته تا دوستان و آشنایان و جامعه و حتی خداوند، تفکر بسیار مخرب و بازدارندهای است، تا زمانی که در مصرفکننده مواد مخدر این حالت وجود دارد به طور قطع نباید منتظر کوچکترین موفقیت و پیشرفتی در او باشیم به اعتقاد ما اعتیاد درمانگر ندارد، درمانگر اعتیاد، خود فرد مصرف کننده است. اعتیاد راهنما دارد و راهنما فقط راهنمایی میکند. نه راهنما و نه هیچ کس دیگری نمیتواند مشکلات مصرفکننده را بر دوش بگیرد. نه راهنما و نه هیچ کس دیگری نمیتواند بار خماری را از روی دوش مصرفکننده بردارد. این بار را فقط خودش باید حمل کند و در نهایت و به تدریج زمین بگذارد. این تاوان باید پرداخته شود مسئولیت این کار بعهده هیچ شخصی نخواهد بود مگر خودمان. البته نمیتوانیم منکر کمک و هم دردی و یاری سایر عزیزان و اعضاء خانواده باشیم، ولی بایستی به این مطلب توجه داشته باشیم که نقش اول بعهده ماست و مـا هستیم که بایستی بدهی خود را نسبت به تخریب هایی که ایـــجاد کردهایم پـرداخت نمائیم، پس ابتدا کلیه مسئولیت کار خود را بپذیریم و باشهامت در جهت رفع آن تلاش و کوشش نماییم دوم اینکه سختیها را با روی باز تحمل کنیم و به عنوان بازپرداخت بدهی خود بپذیریم و سوم سعی کنیم خودمان مسئله را با تفکر حل نماییم.
با مطالعه وادی سوم در نگاه اول ناخودآگاه آیه شریفه ( وان لیس للا نسان الا ما سعی) در ذهن انسان تداعی میشود: نیست برای آدمی جز آنچه با سعی و تلاش به دست میآورد. آیا همین تلاش نیست که به عنوان یک انسان زندگی ما را معنا و مفهوم میبخشد؟ تلاش نه برای رسیدن که تلاش برای رفتن و رفتن! علامه طباطبایی در خصوص آیه فوق میفرمایند: هیچ انسانی مالک هیچچیزی نیست مگر آن عملی که انجام داده و جد و جهدی که نموده، تنها آن را داراست!
درمان اعتیاد نوعی مدیریت بحران است، مدیریت این بحران چنانچه با آموزش و تفکر سالم همراه نباشد تخریب و ویرانی در پی خواهد داشت! فرد مصرفکننده مستقیماً در جایگاه مدیریتی قرارگرفته و اداره امور درمان و زندگی را در دست خواهد گرفت تا اوضاع نابسامان به وجود آمده را سرو سامان ببخشد، در چنین شرایطی پرداختن به موضوعات کم اهمیت نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه به علت وجود مشکل اصلی و قصور و کوتاهی در حل آن اوضاع روزبهروز وخیمتر خواهد شد، پس همواره میبایست برنامه درمان خود را در اولویت امور زندگی قرار داده و تمام تلاش خود را صرف آن کند، اینچنین مدیریتی درمان شخص را تضمین خواهد کرد و در کوتاهترین زمان ممکن شرایط زندگی سرو سامان خواهد گرفت، در طی این دوره همواره باید به خاطر بیاوریم که اوضاع فعلی یک شبه به وجود نیامده که بخواهیم آن را یک شبه برطرف کنیم، و از حرکتهای نسنجیده و بدون تفکر خودداری نماییم،آنچه مسلم است با بهبودی اوضاع و کاهش مشکلات جسمی و روحی شرایط مساعدی در زندگی حاکم خواهد شد و فرصت مناسب فراهم خواهد گردید تا کمبودها و کاستیها را با تفکر جبران نماییم.
پذیرش و درک این وادی کمک کرد تا برای حضور در جلسات هفتگی کنگره 60 مسافت شهرکرد به اصفهان را در طول 18 ماه سفر اول (طول دوره درمان) بدون کمترین سختی و مشکلی طی نمایم و به درمان قطعی اعتیاد برسم.
همیشه سرفراز،همیشه پاینده
با احترام مسافر کامران
دومین جلسه از دوره پنجاه و دوم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه :"رابطه یادگیری با معرکه گیری (نق زدن ٬ حاشیه)"با
استادی آقای محمد جعفری و نگهبانی آقای حسین گورنگی و دبیری آقای پیمان
شریفی ٬ روز شنبه مورخ ۱۸/۰۸/۹۲ رآس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
آموزش پذیری با نق زدن و معرکه گیری در مقابل هم قرار دارند . چه زمانی انسان شروع به معرکه گیری می کند ؟ معرکه گیری نقطه یا آوردگاهی است که دیگر مشکل با منطق حل نمی شود و درگیری از نوع کلامی و یا فیزیکی بوجود می آید و هر کدام از دو تفکر موجود می خواهند حرف خود را به کرسی بنشانند ....
اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی
یعنی با ظرف خالی وارد كنگره شود و داشتهها و اطلاعاتش را بایستی بیرون درب كنگره بگذارد و به عبارتی آنها را رها كند، انجام این كار شاید در ظاهر آسان به نظر برسد اما از درگیری های درونی كه تازهواردان به كنگره 60 با این موضوع دارند مشهود است كه كار مهم و قدمی بزرگ است چون تمام دارایی و داشتههای فرد مصرفکننده مواد مخدر، ذهن و افكارش است، بدین صورت كه در ذهن خودش خوش تیپ است، در افكارش قرار است ماشین بخرد، در تصوراتش قرار است مسافرت لب دریا برود، در تخیلاتش قرار است چالههای كره ماه را پر كند، در تنهایی خودش تا تصدی پست وزارت هم می رود و ...
اما در واقعیت چه؟
بنده خدا نه پول دارد، نه آبرو، نه قیافه، نه كار نه خانواده هم اگر داشته
باشد چیزی جز تخریب برای او به ارمغان نخواهد داشت، حال به این فرد گفته
میشود نداشتههایت را كه به نظر خودش داشتههایش است رها كند، ابتدا
نمیتواند درست تصمیم بگیرد و نیروهای بازدارنده موانعی را سر راهش قرار
میدهند مثل مهم بودن دیگر مشكلات نسبت به اعتیاد.
میگوید: من بروم مدتی را اضافه كاری كنم تا وضع مالیام روبهراه شود بعد
برای درمان اقدام میکنم یا من بروم همسرم را كه از من جداشده و طلاق
گرفته را متقاعد كنم برگردد خانه، بعد درمانم را شروع میکنم و یا بچههایم
كمی بزرگ تر شوند بعد برای درمان اقدام میکنم و هزاران دلیل دیگر برای
شروع نكردن درمان میآورد و این به دلیل عدم شناخت از مهم بودن درمان
اعتیادش است و در كنگره به او آموزش داده میشود كه اولویت همه مسائل با
درمان اعتیادش است.
اما چگونه؟
بدین صورت كه وقتی فرد رها كردن نداشتههایش را آغاز میکند و به عبارتی
ظرفش را خالی میکند کمکم حسهایش باز میشود و به واقعیت پی میبرد كه
داشتههای فكرش در واقع نداشتههایش بوده و وارد یکجور فضای ایزوله نسبت
به مسائل بیرون میشود و آن زمان است كه آموزش های كنگره را در طی دوره
درمان بهتر درك میکند، آموزش های فنی و تخصصی در مقوله اعتیاد و مواد مخدر
كه در هیچ كجای دیگر به او ارائه نمیشود. خب در اینجا یك تغییر اساسی
انجام میشود و آن هم تغییر نحوه صرف انرژی است مثل عدسی مقعری كه تا امروز
نورهایی را كه به سمتش تابیده می شده را به اطراف پخش می كرده اما اكنون
تبدیل به عدسی محدب شده و نورها را به یك نقطه كه كانون نام دارد منعكس
میکند، فرد مصرفکننده هم تا قبل از ورود به كنگره انرژی خود را صرف بازی
های ذهنی و مشكلات روزمره می كرده و از اعتیاد و خلاصی فقط ترك های چندروزه
را می دانسته اما اكنون همه هم و غم او آموزش گرفتن برای درمان اعتیادش
است. بله آموزش که پایه و از ارکان اساسی درمان اعتیاد در کنگره 60 است چرا
که در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر هم در بخش پیام لنگر کشتی هم
آمده است که «انسانها برای خدمت و آموزش پا به حیات نهادهاند ابتدا آموزش
و سپس خدمت درست». پس با این تفاسیر ما حالا حالاها با آموزش سروکار داریم
چه گرفتن آن و چه آموزش دادن به دیگران مثل کاری که کمک راهنماهای کنگره
60 انجام میدهند.
تمام اینها نوشته شد تا به اهمیت آموزش گرفتن پی برده شود یعنی کانون عدسی باید روی آموزش گرفتن فرد برای درمان و رهاییاش از اعتیاد قرار بگیرد و این بین آفتی برای آموزش وجود دارد که از آن به معرکهگیری (نق زدن و حاشیه) یاد میشود. فردی را تصور کنید که در جنگل و در حال فرار کردن از دست شیر درنده ایست. ناگهان کلبه چوبی نظرش را جلب میکند و سراسیمه به داخل آن پناه میبرد و از دست شیر در امان میماند. فرد بعد از کمی روبهراه شدن و کاهش استرساش وقتی خیالش از بابت شیر راحت شد کمکم به اطرافش نگاه میکند و میگوید این کلبه چه سقف خرابی دارد! درب کلبه هم که صدا میدهد! باد هم از دیوارههایش نفوذ میکند! و از این قبیل نق زدنها درحالیکه همین کلبه جانش را از دست شیر درنده ایمن کرد و نیز غافل از اینکه بیرون از این کلبه هنوز شیر وجود دارد برای شکار او. از مسافر کنگره 60 هم انتظار می رود هر از گاهی به گذشتهاش رجوع کند و یادش بیاید از روزهایی که صبح با خماری از خواب بیدار میشد و آرزوی دنیا و آخرتش این بود که یک روز را بدون مصرف و نیز وسوسه مصرف مواد مخدر سپری کند.
اینجا روز اول در مشاوره به تازهواردان گفته میشود یکی از اصولی که بایستی رعایت کنی حضور به موقع است. این اصل نه برای وقتگذرانی و پاتوق بودن کنگره 60 بلکه برای کسب آموزش است ونیز آنچه مابین فرد و آموزش گرفتن را فاصله میاندازد توجه به حاشیه است. از آنجایی که حاشیه یک طیف است، نمیتوان برایش چهارچوب تدوین کرد که مثلاً این حاشیه هست اما آن نه ولی خودم بهشخصه این جمله را سرلوحه قراردادم که: «هر چیزی که فرد را از آموزش گرفتن بازدارد حاشیه است» و حاشیه نوردی خود باعث صرف انرژی در مواردی غیر از آموزش گرفتن است. اتفاقاً چند هفته پیش که برای شرکت در جلسه جهانبینی چهارشنبه به تهران آمده بودیم در راه برگشت به سمت سمنان جای شما عزیزان خالی برای صرف چای و استراحت در میانه راه توقف کردیم . با همراهانمان در مورد حاشیه صحبت میکردیم. گفتم: ببینید ما در میان ماشین های دیگر در حال حرکت به سمت سمنان بودیم و قرار بود فلان ساعت برسیم؛ اما ما اینجا برای لذت بردن از منظره و استراحت توقف کردیم. این توقف از مجموعهای فعالیتها تشکیلشده که هر کدام انرژی خودش را میطلبد از قبیل سرعت کم کردن، دنده کم کردن از 5 به 4 به 3 به 2 به 1 و ترمز و توقف و باز برای حرکت این فرآیند باید تکرار شود ضمن اینکه ما اینجا توقف کردیم و ماشینهایی که با ما در حال حرکت بودن همه رفتند. آنها هم به سمنان میرسند و ما هم خواهیم رسید انشاء الله اما آنها سروقت و ما با تأخیر و باز رجوع میکنم به پیام لنگر کشتی که «... این در ادامه و مسئولیت های ما تأخیر ایجاد مینماید که بیشتر اوقات قابل جبران نیستند»
پس لازم است یادمان باشد که از دست شیر که نه بهتر بگویم از دست چه اژدهای هزار سری به چه مکان مقدس و امنی پناه آوردهایم.
مهرتان افزون
مسافر میثم جمالی (نمایندگی سمنان)

از زمانی که انسان به اثرات سوءمصرف مواد مخدر پی برد، به دنبال یافتن راه علاجی برای آن بوده است. در حال حاضر دو گروه به صورت رسمی و شناختهشده در حوزه درمان اعتیاد فعالیت دارند:
1- گروه پزشکان و متخصصین
2- گروه مصرفکنندگان بهبودیافته
البته در این بین هم عدهای افراد سودجو هستند که به انگیزه تجارت پا به این عرصه گذاشتهاند و با شعارهای اغواکنندهای همچون: ترک اعتیاد 100% تضمینی، ترک سه روزه، ترک اعتیاد با داروهای گیاهی بدون عوارض و درد و... تنها در پی سودجویی بوده و البته از لحاظ علمی و تجربی خود میدانند که هیچ نمیدانند! در طول سالیان اخیر به دلایلی نظیر تغییر نگرش مسئولان، ایجاد رویکرد علمی به درمان اعتیاد و اطلاعرسانی کارشناسان خبره در رسانهها دامنه فعالیت اینان روزبهروز محدودتر شده به گونهای که این معرکهگیریها به پایان راه خود رسیده است.
گروه پزشکان و متخصصین:
بر طبق منابع و متون معتبر علوم پزشکی «اعتیاد یک اختلال روانی، ژنتیکی، جسمی و اجتماعی است و بیماری است مزمن، پیشرونده و عود کننده»، «درمان و کنترل اعتیاد نیازمند تنوع و ترکیبی از درمانهای دارویی، روانشناختی و مداخلات اجتماعی است». هیچگاه نمیتوان یک نسخه واحدی برای کل معتادین تجویز نمود و فرد معتاد میبایست بر اساس شرایط و مشخصات خود به برنامه درمانی مناسب هدایت شود و متعاقباً ذکر میگردد. «درمان اعتیاد با انتخاب یکی از اهداف: پاکی کامل (زندگی عاری از مصرف مواد مخدر) و یا کاهش آسیب (درمان نگهدارنده در معتادین تزریقی با استفاده از متادون به منظور کاهش شیوع بیماریهایی نظیر ایدز و هپاتیت) دنبال میشود».
فصل مشترک تمامی شیوههای درمان اعتیاد در پزشکی استفاده از واژه سم زدایی-Detoxification به معنای فرآیندی که در آن فرد معتاد را به سرعت (آری به سرعت) به وضعیت عاری از مصرف مواد مخدر میرسانند و با استفاده از درمانهای دارویی، ناراحتی های ناشی از علائم محرومیت (withdrawal) را کاهش میدهند. رایجترین شیوههای درمان اعتیاد عبارتاند از:
سم زدایی با متادون – سم زدایی با بوپرونورفین – سم زایی سریع به همراه نالتروکسان یا نالوکسان – URD – سم زدایی فوق سریع به کمک بیهوشی UROD
با تمام تلاشهای قابلتوجهی که در زمینه تحقیق و توسعه علم درمان اعتیاد در پزشکی صورت گرفته است متأسفانه دستاورد ارزندهای به همراه نداشته و این نقیصه از دید پزشکان حاذق و منصف پنهان نبوده و بر صحت این سخن اذعان دارند که به تعبیری «این واژه سم زدایی جهانی را گمراه نموده است» عدم توجه کافی به تخریبهای ناشی از مصرف مواد مخدر در سیستم شبه افیونی، در دست نداشتن دارویی مناسب به منظور راهاندازی و بازسازی مجدد جسم و در نظر نگرفتن پارامتر زمان، از عمدهترین دلایل این عدم توفیق است...

" از طرف وبلاگ نویسان لژیون محبت به این دو عزیز تبریک و شاد باش می گوئیم"
چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه و یکم کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" با استادی جناب علیرضا زرکش و نگهبانی آقای محمدرضا مطهری و دبیری آقای علی طوسی روز شنبه تاریخ 1392/08/03 رأس ساعت 17:00 آ غاز به کارنمود.


به نام خدا
چه حرکت زیبا و پر معنی در این کلمات نهفته است: از فرمانبرداری تا فرماندهی
همیشه وقتی به این دستور جلسه میرسیم، از خودم میپرسم آیا میشود بدون فرمانبرداری به فرماندهی رسید؟ فرماندهی یعنی چه؟ فرمانبرداری چیست؟ و هزاران سؤال دیگر که ذهن مرا مشغول خود میکند.
در ابتدای ورود به هر گروهی، برای مثال کنگره 60 ایستادگی زیادی در مقابل گوش به فرمان بودن وجود دارد با دلایل به ظاهر منطقی مانند من در جایگاهم در محیط کار، با تحصیلاتم و مدرکی که دارم و یا سنی که دارم چه لزومی دارد که به حرف دیگران گوش دهم؟ ولی زمانی فرمانبرداری معنی پیدا میکند که میآموزم:
تفکر یعنی حرکت از مجهول به معلوم، هدف انسان رسیدن به فرمان عقل است، ایمان تجلی نور خداوند است در انسان و عشق و محبت بلاعوض و در پایان آنچه باور است محبت است.
حالا دیگر گفتن چشم برای من فرق میکرد. این همان چشم گفتن روز اول بود اما چند تفاوت با روز اول داشت. اوایل با بالاتر داشتن خود نسبت به دیگران، ترس از به خطر افتادن جایگاه و آبرو، ناامیدی از هر کس و هر چیزی گفتیم چشم و محصول آن شد: کینه، نفرت، حسادت، قضاوت و بدبینی به اطرافیان اما معجزه حرکت و زمان راه را به ما نشان داد و دیگر چشم من نشانی از گذشته نداشت و پر بود از تفکر، عقل، شق و ایمان و این فرمانبرداری از عسل شیرینتر بود چون مرا به فرماندهی نزدیکتر میکرد و حال وقتی به فرماندهی میاندیشم، ناخودآگاه وادی در آخر امر، امر اول اجرا میشود مانند نوری از آسمان ذهنم میگذرد و مرا با عهد که باقدرت مطلق بسته شد و جمله آیا من پروردگار شما هستم میاندازد.
قدرت مطلق بعد از آفرینش انسان و قرار دادن تمام ابزارها برای تکامل در وجودمان، اختیار را به ما هدیه داد چون میدانست که انسان میتواند با اجرای قوانین و فرمانبرداری از قدرت مطلق به فرماندهی برسد. در آن نقطه دیگر هیچ خواستهای برای انسان غیرممکن نیست و هر آنچه بگوید شو، آن شود.
حال اتفاقی را که در جمعیت احیای انسانی کنگره 60 میافتد را نظاره گر هستیم. همان طور که از نام آن پیداست، در آن احیا و زندگی دوباره انسانی شکل میگیرد. این احیاء در سایه چه چیزی است؟ بیاییم زندگی قبل از کنگره یک مصرفکننده (مسافر) و همسفرش را تصور کنیم. مسافر به جای اینکه فرمانده جسم و یا همان شهر وجودی خود باشد و خود به تمام اعضای ظاهر و باطن خود فرمان دهد به کجا میرود و اسیر چه چیزی است به غیر از اینکه نیروهای تخریبی و بازدارنده (شیطان)، توسط قویترین ابزار خود که همان ماده است او را در دامان سیاه خود گرفته و هر روز با تخریبها و آموزههای غلط جدید او را به سرزمین سیاه و خشک خود نزدیکتر میکند. انسانی که به تعبیری جهان اصغر است و حال تبدیل به دهی ویرانه شده و فرماندهی این ده را کسانی بر عهدهدارند که فقط به خواستههای نفس اماره خود میاندیشند و نه جایگاه والای انسانی و نفس مطمئنه و فرد مصرفکننده که حتی در مواقعی فرمان خواب و بیداری و آب دهان و بینی در اختیارش نیست را روزبهروز به پرتگاه تاریکیها راهنمایی میکنند و تصور کنید که این فرد دیگر چه جایگاهی در خانواده و اجتماع دارد؟ فردی کاملاً عاجز و از همه جا کاملاً رانده و مانده
اما آن طرف داستان فردی به ظاهر آرام و سالم ولی در باطن پر از آشوب و بحران به نام همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر و یا هر اطرافیان دیگری که حال خوبی ندارند و سخت تر از آن نمیداند که چرا حالش خوب نیست. حال بعد از ورود به کنگره چه میشود که احیای زندگی اتفاق میافتد؟ در ابتدا نام آن دو نفر میشود مسافر و همسفر و این همان حرکت است از تاریکی به طرف روشنایی، از قهر به مهر، از جهل به دانایی و نکته ظریف که در این تغییر از سیاهی به رنگینکمان نهفته است. به همین دلیل است که این افراد از خود فرمانی به فرمانبرداری از قوانین کنگره 60 که الگوبرداری از کلام خداست میرسند و بعد از فرمانبرداری پلهپله نزدیک شدن به ایمان و فرمان عقل، به فرماندهی میرسند. همان فرماندهی که قدرت مطلق وعده داده است و حال دیگر جسم و روان در اختیار خود فرد است و این همان آرامش است که قبل از کنگره برای هر زمان و هر لحظه آن میجنگیدیم و راه به جایی نمیبردیم.
در وادی چهاردهم چه زیبا گفته میشود که برای آنانی که حال خوش ندارند، دو راه بیشتر وجود ندارد یا به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقت هستند، ملحق شوند و یا صبر کنند که نیروهای مخرب و بازدارنده آنها را با گردبادهای عظیم به عمق ظلمات هدایت کنند.
پس بدانیم که فرمان برای امنیت و آرامش و آسایش ماست و تخطی از آن باعث به وجود آمدن گرههایی در شهر وجودی و جسم و جان ما میشود و برای بازگرداندن آرامش چه بازپرداختهایی که باید داده شود تا فرماندهی از نیروهای تخریبی، بازدارنده و منفی باز پس گرفته بشود.
و کلام آخر اینکه:
