خلاصه سخنان استاد پنجشنبه شعبه فشم1391.1.24

                     خلاصه سخنان استاد

باحرکت راه نمایان میشود.

درابتدای وادی پیامی امده که برای من در طول زمان سفر بسیار انرژی بخش

بوده وهمیشه با خودم تکرارش میکردم.

پیام میگوید.

امواج چوگرد باد برزمین فرود می ایند وانچه برداشتنی باشد باخود به امانت میبرند

واین جز فرمان حاصل نمی گردد پس با شما که پیمان می بندید در اندیشه باشید

که از زمین برخواسته وبه ان مکانی که فرمان است رهسپار شوید.

زمانی که این پیام را مطالعه میکردم شاید مقداری از کلمات را متوجه نمیشدم وشاید

 همین حالا هم که این پیام را مطالعه میکنم باز هم چیز زیادی متوجه نمیشوم ولی

وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم که مقداری از این پیام برای خودم باز تر شده

واین برای خودم انرژی بخش وامید وارکننده میباشد .

تمام وادی ها سرشار از انرژی میباشند وهمینطور که میدانیم در کنگره درباره راه

خیلی صحبت شده مثل وادی هفت که به ما میگوید ایا میخواهی رهاشوی یا هنوز

لذت رادر مصرف مواد میدانیداندیشه ای که در ابتدای سفر فریبمان میداد ویادمان

میرفت که برای چی به کنگره امده ایم .

زمانیکه باید درست سفر میکردم ومنظم پله ها را طی میکردم با نااگاهی از راه

خارج میشدم ولی امروزخدا را شکر میکنم که تمام سختی ها را تحمل کردم وبه

نتیجه لازم هم رسیدم  .

پس تا وادی هشتم راه خودمان را پیدا کردیم ولی در وادی هشتم میگوید حالاکه

راه خودراپیدا کردی میدانی قدم بعدی چه میباشد .

باید در راه قرار بگیریم حرکت کنیم .

اگر من حرکت کنم راه نمایان تر میشود ولی اگر یک جا ساکن باشم مسافت زیادی

 رانمیتوانم ببینم اگر حرکت کنم صد در صد هر روز بیشتر جلوی خودم را میتوانم

ببینم ومسیر هموار تر میشود.

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دبیر جلسه :مسافر صادق

استاد جلسه:مسافر محمود

دستور جلسه وادی هشتم و تاثیران روی من.

پنجشنبه ۱۳۹۱.۱.۲۴ کنگره ۶۰ شعبه فشم   

 پیام تکراری لطفانظر بدهید ممنون...... 

۱۷ ماده خوراکی برای تسکین درد

باسلام خدمت شما خوانددگان گرامي اين وبلژيون وضمن تقدير وتشكر از دوست بسيار عزيزم آقاي مهندس جلال درزمينه ارسال نظرات دل گرم كننده وسرشار از عشق ومحبت توجه شما را به مطلب زير جلب مينمايم.

احساس درد نشانه بیماری و اختلال در عملکرد سیستم های داخلی بدن است. احساس درد حس ناخوشایندی است که حتی بعضی مواقع باعث مختل شدن فعالیت های طبیعی و روزانه فرد می شود.

در این مطلب از «هلث نیوز» بعضی از مواد غذایی را که برای تسکین دردهای مختلف به کار می رود، معرفی کرده ایم.

▪ گرفتگی عضله پا ـ آب گوجه فرنگی

نتایج تحقیقات نشان می دهد از هر ۵ نفر حداقل یک نفر به طور دائم دچار گرفتگی عضله پا می شود. علت این ناراحتی کمبود پتاسیم و کلسیم است. با مصرف روزی حدود یک پیمانه آب گوجه فرنگی که سرشار از پتاسیم است، خطر بروز گرفتگی های دردناک عضله در عرض ۱۰ روز کاهش می یابد.

▪ درد سینه ـ دانه کتان

نتایج بررسی های اخیر نشان می دهد، افزودن ۳ قاشق غذاخوری دانه کتان آسیاب شده به غذای روزانه، در عرض ۱۲ هفته درد سینه زنان را کاهش می دهد. محققان معتقدند، فیتواستروژن موجود در دانه کتان مانع از بالا رفتن میزان استروژن که درد سینه را ایجاد می کند، می شود.

▪ آفت یا زخم دهان ـ عسل

روزی ۴ بار کمی عسل طبیعی را روی آفت یا زخم ها بمالید تا از بین برود. استفاده از عسل روند درمان آفت را ۴۳ درصد سرعت می بخشد. محققان می گویند: آنزیم های طبیعی موجود در عسل طبیعی، التهاب را از بین می برد؛ با ویروس های مهاجم مقابله می کند و التیام بافت های آسیب دیده را سرعت می بخشد.

▪ سینوزیت ـ ترب کوهی

سینوزیت که بسیار شایع است علاوه بر گرفتگی بینی و درد پیشانی و صورت باعث می شود بیمار احساس درد وسیع تر و بیشتری داشته باشد. به گفته محققان آلمانی، ترب کوهی جریان خون به حفره های سینوزیت ها را تقویت می کند، سینوزیت های گرفته را باز می کند و عفونت های سینوزیت را نسبت به اسپری های رفع احتقان سریع تر درمان می کند.

▪ دردمفصل ـ آب

درد پا، زانو، شانه و... را با مصرف روزی ۸ لیوان آب در عرض یک هفته برطرف کنید. به گفته محققان آب عنصر سازنده غضروف است که از قسمت انتهای استخوان و مفصل ها محافظت می کند، مایعات موجود در بدن ودیسک های نرم در ستون فقرات را نرم و روان می کند.

▪ کمردرد ـ انگور

نتایج بررسی های اخیر نشان می دهد مصرف روزی یک پیمانه انگور جریان خون به بافت های آسیب دیده کمر را بهبود می بخشد.بنابراین مصرف این میوه برای بهبود جریان خون و درمان بافت های آسیب دیده کمر لازم است.

▪ درد عضله ـ نعناع

۳ بار در هفته، در وان آب حاوی ۱۰ قطره روغن نعناع قرار بگیرید . آب ولرم باعث شل شدن عضله و روغن نعناع به طور طبیعی عصب را آرام خواهد کرد. تاثیر ترکیب آب ولرم و روغن نعناع در کاهش درد ۲۵ درصد بیشتر از داروهای شیمیایی است.

▪ ناراحتی گوارشی ـ آناناس

مصرف روزی یک پیمانه آناناس تازه، نفخ های دردناک را در عرض ۷۲ ساعت کاهش می دهد. آناناس سرشار از آنزیمی است که با کمک به سیستم گوارشی پروتئین های دردزا در معده و روده کوچک را سریع تر می شکند.

▪ دردپا ـ نمک

برای رفع درد ناخن های فرورفته در گوشت انگشت، به طور منظم پا را در آب ولرم حاوی نمک خیس کنید تا عفونت و درد در عرض ۴ روز برطرف شود. به گفته محققان دانشگاه نمک به طور طبیعی التهاب را از بین می برد، خاصیت ضدباکتریایی آن نیز به سرعت میکروب هایی را که باعث ورم می شود از بین می رود. کافی است در هر یک لیوان آب ولرم، یک قاشق مرباخوری نمک اضافه کنید و روزی ۲ بار به مدت ۲۰ دقیقه پا را خیس کنید تا عفونت از بین برود.

▪ درد مزمن ـ زردچوبه

نتایج بررسی ها نشان می دهد، زردچوبه نسبت به آسپرین یا ایبوپروفن در تسکین درد ۳ برابر موثرتر است. زردچوبه ۵۰ درصد از درد بیماران آرتریت را کاهش می دهد.کورکومین ، ماده فعال موجود در این ادویه، آنزیم تولیدکننده هورمون های دردزا را متوقف می کند. کافی است روزی یک چهارم قاشق مرباخوری از این ادویه مصرف کنید.

▪ علایم قاعدگی ـ ماست

۸۰ درصد زنان به علایم ناراحت کننده قاعدگی مبتلا می شوند، زیرا سیستم عصبی به بالا و پایین رفتن استروژن و پروژسترون که به طور طبیعی هر ماه رخ می دهد، حساس است. اما با مصرف روزی ۲ پیمانه ماست این علایم ۴۸ درصد کاهش پیدا می کند. به گفته محققان ماست غنی از کلسیم است که به طور طبیعی سیستم عصبی را آرام می کند و مانع از بروز علایم دردناک می شود.

▪ ناراحتی معده ـ ماهی

سوءهاضمه، سندروم روده تحریک پذیر و بیماری التهاب روده را با خوردن هفته ای نیم کیلوگرم ماهی برطرف کنید. نتایج بررسی ها نشان می دهد اسیدهای چرب موجود در ماهی به نام های «DHA» و «EPA» ، به طور چشمگیری التهاب روده، گرفتگی عضله و درد معده را برطرف می کند. در برخی موارد همانند داروها به فرد تسکین می بخشد.

«DHA» و «EPA»ضد التهابی قوی، طبیعی و بدون عارضه است که به طور موثر عملکرد سیستم گوارشی را بهبود می بخشد.

▪ گوش درد ـ سیر

محققان معتقدند ، مواد فعال در سیر به طور طبیعی باکتری های دردزا را از بین می برد.

برای تهیه روغن سیر، ۳ حبه سیر را در نصف پیمانه روغن زیتون به مدت ۲ دقیقه به آرامی بپزید، صاف کنید. این روغن به مدت ۲ هفته قابل نگه داری در یخچال است.

▪ درد مفصل و سردرد ـ گیلاس

نتایج بررسی ها نشان می دهد از هر ۴ زن حداقل یک نفر به درد آرتریت، نقرس و سردردهای مزمن مبتلاست.

آنتوسیانین ترکیبی که رنگ قرمز به گیلاس می دهد خاصیت ضدالتهابی دارد و ۱۰ برابر از آسپرین قوی تر است. آنتوسیانین، آنزیم های ایجادکننده التهاب در بافت ها را متوقف می کند و در نتیجه مانع از بروز دردهای متفاوت می شود.مصرف روزی ۲۰ گیلاس(تازه، یخ زده یا خشک) تا برطرف شدن درد، توصیه می شود.

▪ سوزش سردل ـ سرکه سیب

قبل از هر وعده غذایی، یک قاشق غذاخوری سرکه سیب مخلوط شده در یک لیوان آب بخورید تا در عرض کمتر از ۲۴ ساعت، سوزش سردل فروکش کند. سرکه سیب سرشار از اسیدهای تارتاریک و مالیک است که هضم کننده قوی محسوب می شود. این اسیدها به شکستن چربی ها و پروتئین ها کمک می کند تا قبل از راه پیدا کردن ماده غذایی به مری و ایجاد سوزش سردل، معده به سرعت خالی شود.

▪ درد عضله ـ زنجبیل

ماده ضد درد موجود در زنجبیل درد عضله، مفصل، سفت شدن و ورم عضله را در عرض ۲ ماه تا ۶۳ درصد کاهش می دهد. مصرف روزی حداقل یک قاشق مرباخوری خشک یا ۲ قاشق مرباخوری زنجبیل تازه برای افراد مبتلا به درد عضله توصیه می شود.

▪ درد آندومتر ـ جو دو سر

آندومتریوزیس هنگامی رخ می دهد که جداره های ریز رحم کنده می شود و خارج از رحم رشد می کند. به گفته محققان، این سلول های مهاجر دوران قاعدگی را در برخی زنان به دوران زجرآوری تبدیل می کند و به حدی التهاب ایجاد می کند که فرد درد بسیار شدید دارد.رژیم غذایی غنی از جو دو سر طی ۶ ماه این درد را تا ۶۰ درصد کاهش می دهد.

با خوردن روزی یک پیمانه جو دو سر می توان از این درد رهایی پیدا کرد.

آشنایی با سیستم اندوکرین (دستگاه غدد درون ریز)

آشنایی با دستگاه های حیاتی انسان


جسم انسان از اندامها ، سلولها و سیستم های پیچیده و مختلفی آفریده شده و تا امروز علم بشر با وجود پیشرفت و در دست داشتن ابزارهای نوین و تجهیزات کامل هنوز قسمتهای زیادی از این کهکشان عظیم (جسم انسان) ناشناخته باقی مانده . امید است تا در آینده با کاوشهای فراوانی که پیرامون جسم انسان جهت یافتن راه حل مسائل و معما های پیچیده ، مثل اعتیاد صورت میگیرد ، شناخت کاملتری از این کهکشان عظیم پیدا کنیم .
در امر درمان اعتیاد و حتی گرایش به آن دستگاه عصبی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به عنوان مرکز فرماندهی در جسم انسان تمامی سلولها و اندامهای دستگاههای حیاتی دیگر تحت فرمان این مرکز میباشند .


قبل از آنکه به موضوع اصلی که دستگاه عصبی انسان میباشد برسیم لازم است تا شناخت کمی نسبت به سایر دستگاه های حیاتی انسان پیدا کنیم زیرا جسم انسان مانند ماشینی میباشد که تمام قطعات آن با یکدیگر ارتباط دارند و اگر یکی از قطعات دچار مشکلی شود سایر قطعات نیز قادر به انجام وظایف خود نیستند . به همین دلیل به شناخت نسبی سایر دستگاه های حیاتی انسان می پردازیم .


1) دستگاه غدد درون ریز (اندوکرین) (Endocrine system)

این دستگاه شامل غدد یا بافت هایی است که ترشحات تحریک کنندۀ غدد یا بافت های دیگر را به درون خون تراوش میکنند . سیستم اندوکرین مواد خاصی به نام هورمون ترشح میکند . هورمون یک کلمۀ یونانی است و معنی آن (من بر می انگیزم) است . دستگاه درون ریز نقش اساسی در کار کرد طبیعی دستگاه های دیگر و تنظیم فعالیت آنها دارد . هر گونه کم کاری یا پر کاری هریک از اجزای این سیستم موجب اختلال یا بیماری اعضای دیگر میشود . به طور کلی هماهنگی و یکپارچگی فعالیت بافت های مختلف تحت کنترول دستگاه عصبی و مواد شیمیایی دیگری به نام هورمونها است که به وسیلۀ سلولهای دستگاه درون ریز ساخته و آزاد می شوند .

 

هدف هورمونها ممکن است سلول ، بافت ، اندام ، و یا کل موجود زنده باشد . هورمونها دارای گیرنده های اختصاصی در سلولهای هدف هستند . مزیّت گیرنده ها در این است که به غلظت های بسیار اندک هورمون پاسخ میدهند . هورمونها در کارکرد های مختلف بدن از قبیل تولید مثل ، تکثیر ، رشد ، متابولیسم ، تنفس و بطور کلی در حفظ ثبات بدن نقش دارند .


دستگاه اندوکرین (درون ریز) از چندین غده پراکنده در سر تا سر بدن تشکیل شده است . این غدد از یک نوع سلول یا ترکیبی از سلولها بوجود آمده اند .


بر خلاف غدد برون ریز (اگزوکرین) Exocrine glands که ترشحات خود را بوسیلۀ مجرا خارج میکنند (مانند غدد عرق) ، غدد درون ریز محصولات اختصاصی خود یعنی هورمونها را وارد بافت خونی میکند و هورمونها به وسیلۀ عروق خونی به قسمتهای مختلف بدن حمل میشوند .


غده هایی مثل هيپوفيز ، فوق کلیه و تیروئید اعضایی هستند که تنها کارکرد آنها تولید هورمون های اختصاصی است. سایر اعضا و بافت ها مثل تخمدان ها، بیضه ها، قلب و کلیه ها نیز حاوی سلول های تولید کننده هورمون هستند . اکنون به هر یک از این غدد جداگانه میپردازیم :

1) غده هيپوفيز (Hypophysis) و هيپوتالاموس (Hypothalamus) :


غده هيپوفيز به عنوان ( غده رئیس ) شناخته میشود، چون هورمون هایی را تولید میکنند که بافت درون ریز واقع در سایر غده ها و اعضا را تحریک و کنترول میکند . همچنین هورمون هایی را ترشح میکند که رشد بدن ، حجم ادرار و انقباض رحم را در طول زایمان کنترول میکنند .


هيپوفيز غده کوچکي است در زير مغز و درون حفره استخوان شب پره که 0/5 تا 1/5 گرم وزن دارد.


اين غده شامل دو قسمت است : بخش قدامي و بخش خلفي .


بخش قدامي (جلویی) :
اين بخش ساختمان غده اي دارد و آدنو هیپوفیز(Adeno hypophisis) نامیده می‌شود که مهمترین و بزرگترین قسمت هیپوفیز است . این بخش قدامی در انسان 70 درصد وزن غده را تشکیل می‌دهد و محل سنتز و ترشح چندین هورمون است که بیشتر عمل تحریک و تنظیم ترشحات سایر غدد درون ریز را به عهده دارند و به همین جهت آنها هورمونهای محرک (Stimulating hormone) می‌نامند . هورمون پرولاکتین یا لاکتوژن و هورمون رشد یا ( سوماتوتروپین هورمون ) ، از مهمترین هورمونهای بخش قدامی هیپوفیز هستند.


بخش خلفي (پسين) :
بخش خلفی که به هیپوتالاموس مربوط است و نورو هیپوفیز (Neuro hypophisis) نامیده می‌شود. این بخش ، ساختمان غده‌اي ندارد ، بلکه بخشي از دستگاه عصبي است و از اجتماع يک‌ سري آکسون (1) تشکيل شده است . اجسام سلولي (2) اين آکسون‌ها در هيپوتالاموس مغز قرار دارند .


دو هورمون هيپوفيز پسين عبارتند از :
هورمون آنتي ديورتيک (به معناي ضد ادرار يا کم‌کننده ادرار که موجب افزايش بازجذب آب توسط نفرونهای کلیه مي‌شود)
هورمون اکسي توسين (به معناي تسهيل کننده زايمان به وسيله تحريک انقباض ماهيچه‌هاي رحم شده و موجب تحريک ترشح شير از غده‌هاي شيري میگردد)


اين هورمون ها در جسم سلولي نورون‌هاي هيپوتالاموس ساخته مي‌شوند و سپس از راه آکسون‌ها به هيپوفيز پسين مي‌آيند و از آنجا به خون مي‌ريزند . پس در عمل، هيپوفيز پسين وظيفه‌اش ذخيره‌سازي و ترشح اين هورمون‌ها است و ساختن آنها در نورون‌هاي (سلول هاي عصبي) هيپوتالاموس صورت مي‌گيرد.


هورمون‌هاي 7 گانه هيپوفيز :


1)هورمون رشد :
هورمون رشد باعث افزايش متابوليسم سلول‌هاي بدن و رشد طولي و قطري استخوان‌ها و باعث افزايش قد مي‌شود. در ضمن هورمون رشد موجب سوخت و ساز 4 گانه یا سوخت و ساز ( پروتئين‌ها ، کربوهیدرات ها (قندها) ، چربیها ، مواد معدنی ) در بدن میشود .


2)هورمون محرک تيروييد :
موجب فعاليت غده تيروييد مي‌شود.


3)هورمون پرولاکتين :
اين هورمون سبب رشد پستان‌ها طي بارداري و ترشح شير پس از زايمان مي‌شود. اين هورمون روي سلول‌هاي غدد شيري اثر مي‌گذارد و سبب ساخته شدن شير و ترشح آن به درون کيسه‌هاي شيري مي‌شود. با تولد نوزاد، بلافاصله ترشح لاکتوژن در خون افزايش مي‌يابد و شيرسازي آغاز مي‌شود.


خروج شير از پستان مادر يکي دو روز بعد از تولد بچه شروع مي‌شود و اين تاخير در اثر افزايش تدريجي لاکتوژن در خون و زمان لازم براي تاثير آن بر سلول‌هاي شيرساز پستان است. ترشح لاکتوژن تا زماني که طفل از پستان شير بخورد ادامه خواهد داشت.


4)کورتيکوتروپين :
اين هورمون باعث افزايش ترشح هورمون‌هاي مترشحه از قشر غدد فوق کليوي مي‌شود.


5)هورمون محرک جنسي :
FSH و LH که هر دو هورمون‌هاي محرک جنسي محسوب مي‌شوند.


6)هورمون‌ اکسي‌توسين :
باعث انقباض عضلات رحم و مجاري شيري پستان‌ها مي‌شود.


7)هورمون آنتي ديورتيک :
موجب جذب آب و املاح از لوله‌هاي جمع‌کننده ادرار در کليه‌ها مي‌شود .

هيپوتالاموس :
بخشی از مغز است که با غده هيپوفيز ارتباط دارد و با کمک هیپوفیز دستگاه عصبی را به دستگاه غدد درون ریز متصل مینماید .

 

 

 


 

 

 

هيپوتالاموس، هورمون هایی به نام عوامل آزاد کننده releasing factors را ترشح میکند که کارکرد هیپوفیز را کنترول میکنند و به عنوان رابط بین دستگاه های عصبی و غدد درون ریز است . هیپو تالاموس دقیق ترین ، هوشمند ترین و کوچک ترین آزمایشگاه دنیا میباشد که خداوند در بدن انسان قرار داده این غده در تمام مدت روز و شب خون انسان را آزمایش کرده و هر کمبود یا افزایش مواد را در خون تشخیص میدهد و با برقراری ارتباط با غدد یا دستگاههای حیاتی دیگر ، واکنش یا پاسخ لازم جهت پایداری و ثبات بدن بوجود می آید به عنوان مثال اگر آب بدن کم شود این غده تشخیص میدهد و فوری انسان احساس تشنگی میکند یا اگر میزان قند خون افزایش یابد فوری تشخیص میدهد و دستگاه عصبی فرمان تولید انسولین را به لوزالمعده میدهد .

 

به طور کلی هیپوتالاموس مرکز اعمال غریزی است ، مانند احساس گرسنگی، سیری، تشنگی، تنظیم دمای بدن، تنظیم فشار خون، رفتارهای هیجانی مثل خشم و ترس و اضطراب و نیز عاطفه .

گردآوری: رضا فراهانی
منبع:
وبلاگ لژیون علی خدامی رفرنس : سایت های پزشکی رشد و ویکی پدیا ، سایت دکتر صحرایی

پيامي ازرعد

باسلام وتشكر از دوست عريرم جلال به خاطر ارسال نظرات بسيار عالي  عطف به درخواست ايشان توجه شمارابه يك پيام ازاستادرعد جلب مينمايم :

استاد رعد :

نگاهی به سماء بینداز و این توانائیها را نظاره گر باش که تلألو آن مانند الماس هاه در کف بحر و اقیانوس بخوابند و هرگاه بیرون آیند در معماری آن جز توه را نمی توان بیابی و الماس های کنگرۀ 60 درخشش را در زمان حلقه های حیات به هستان و نیستان می رسند،این عشق پایانی ندارد زیرا دایره وار می چرخد و شعاع اضافه می کند و از آن حلقه ها پدیدار می شو که فهم من و تو نمی گنجد.

آری الماس های کنگرۀ 60 الماس هایی هستند که هرکجا که باشند درخشش خیره کننده ای دارند زیرا لیاقت الماس شدن را پیدا کرده اند،اما چگونه؟ آنها در ابتدا الماس نبودند،شیشه بودند،شیشه ای شکستنی که با هر ضربه ای آمادۀ خرد شدن و تکه تکه شدن بودند،اما به مرور زمان الماس شدند،الماسی که نه شکستنی است نه از بین رفتنی که از سنگ هم سخت تر است و هرچه می گذرد سخت تر از این هم می شود.

اما آنها برای تبدیل شدن به الماس سفری زیبا و سخت داشتند،زیبا از این بابت که هرچه به انتهای سفر نزدیکتر می شدند خود زیباتر می شدند و سخت به این خاطر که برای زیبا شدن باید مقاومت می کردند و هرچه بیشتر مقاومت می کردند محکم تر و استوارتر می شدند،زیرا قیمت و بهای الماسی بالاتر است که سختر و مقاوم تر باشد،من جایی شنیده بودم که هرچه عمق تاریکی بیشتر باشد فهم و درک ما نسبت به روشنایی و نور بیشتر می شود،الماس هم از عمق تاریکی بیرون می آید،شاید سختی آن هم به همین علت باشد.الماس های کنگرۀ 60 انسان هایی هستند که سفر را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند و از لحظه لحظۀ آن لذت بردند،مقاومت کردند و تاب آوردند،فرمانبردار بودند،بایدها و نبایدها را اجرا می کردند و خلاصه عاشق بودند،بله عاشق بودند،عاشق سفر،عاشق این بودند که الماس باشند درست مانند الماس های دیگری که در جلوی چشم آنها بود،البته الماس شدن لیاقت می خواهد و آنها این لیاقت را خود برای خود به وجود آوردند و از نور و روشنائی آنها،دیگران هم استفاده می کنند و هرچه به دیگران نور بدهند بر شعاع نور خود اضافه می کنند،ولی آنهایی که در این راه به بیراهه می روند و تاب و توان مقاومت را ندارند خرد می شوند و خودشان خودشان را نابود می کنند،بله نابود چون اگر در اعماق تاریکی بدون حرکت بمانی هیچ وقت لذت روشنائی و نور را نخواهی چشید و همان سنگ بی مصرف می مانی و به مرور زمان نازک و خرد می شوی و . . .       *بيايد الماس باشيم*

هشدار "فرشته" اعتياد آور است

سهیلا بلوچی اظهار داشت: ماده اعتیاد آور "سیکلیدین" یا فرشته نام تجاری آن "PcP" است که متأسفانه اعتیاد به آن در بین برخی جوانان رو به افزایش است و خانواده‌های ایلامی باید اعتیاد به این ماده را جدی بگیرند.
وی اضافه کرد: سیکلیدین نوعی ماده صناعی است که نام معروف آن صلح کریستال و یا فرشته بوده که متأسفانه جوانان به بهانه تفنن از آن استفاده می‌کنند و از مشکلات روانی و تبعات بعدی آن آگاهی ندارند.
وی ادامه داد: مصرف این ماده اعتیاد آور عوارض متعددی دارد که از آن جمله می‌توان به عوارض و تغییرات روانی در افراد و عوارض جسمانی اشاره کرد.
بلوچی اضافه کرد: بی‌قراری، اختلال فضا، احساس سرخوشی و احساس غوطه وری و سرعت از جمله عوارض روانی است که برای افراد در صورت مصرف این ماده اعتیاد آور ایجاد می‌شود که باید خانواده‌های ایلامی مراقبت بیشتری از فرزندان خود انجام دهند.
به گزارش فارس از ایلام و به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایلام، وی ادامه داد: مصرف PcP عوارض جسمی متعددی دارد که شامل سفتی عضلانی، عدم تعادل، عوارض چشمی، افزایش فشار خون، افزایش ضربان قلب، بلند شنیدن صداها و کاهش واکنش به تحریکات خطرناک است.

 منبع: فارس

شگردها و حرف‌های فروشنده‌های شیشه

اوایل سال 80 بود که شیشه وارد ایران شد. از خاور دور می‌آمد، به خصوص از کشورهای مالزی، اندونزی و تایلند. آن زمان شیشه، ماده لوکس و گران بود؛ مشتری‌های خاص هم داشت. کم بود و به سختی تهیه می‌شد.


تا بوده همین بوده، شیشه عمر بعضی‌ها دست بعضی‌های دیگر است! معضلی که حالا بیشتر هم شده. شیشه مصرفی یک سری که معتادش شده‌اند، دست بعضی‌هایی است که مثل خود شیشه بی‌رنگ و بی‌بو، بدون اینکه کسی با قیافه تابلو شناسایی‌شان کند، می‌آیند و جنس و اغلب مدل‌های بی‌کیفیت را می‌دهند به خریدار. آمدن و رفتنشان  سریع است، جنسشان اما بستگی به خریدار دارد که چطور باشد.


فکرش را بکنید، همین امروز عصر عزمتان را جزم کرده‌اید که معتاد شوید یا لااقل یک بار امتحان کنید اینها که شیشه می‌کشند، شیشه آنها را به کجا می‌کشد؟ خیلی‌ها به شما خواهند گفت که بار اول الزاما بار آخر نیست، وسوسه‌اش می‌کشدتان و معتاد می‌شوید اما فرض می‌کنیم شما قرار است حرف به خرجتان نرود. پس قبل از اینکه کنجکاوی بکشدتان، حرف‌های آنهایی که این دنیا را تجربه کرده‌اند و حالا پشیمانند را بشنوید، باشد که عبرت بگیرید و فکر نکنید که داریم در مورد یک مساله فضایی حرف می‌زنیم؛ کارشناس‌ها که می‌گویند: خطر در کمین است!


قطعا آنهایی که به شما پیشنهاد مصرف هم می‌دهند، تاکید خواهند کرد که اصلا وابسته نمی‌شوید، اما شما باور نکنید، حتی اگر این توصیه کننده، به ظاهر دل‌اش برای چاقی شما سوخته باشد و مثلا در آرایشگاه یا باشگاه ورزشی چنین پیشنهادی بدهد. وسوسه‌اش هم تکمیل می‌شود وقتی بگوید استفاده‌اش نه بو دارد نه نشانه‌ای در صورت؛ اما بدانید که خیلی از معتادها به شیشه، بعد از اینکه مدتی زیادی برای دوستان‌شان خالی بسته‌اند لو رفته‌اند!

بقيه مطلب روحتماً بخونيدونظربدهيد!!

ادامه نوشته

شوك درماني

باسلام خدمت شما خوانندگان گرامي ديروز در حاشيه جلسه پارك طالقاني بايكي از دوستان صميمي خودم كه ميتوان گفت يكي از مسافران واقعي مجموعه  ماست وخدايش روز اولي كه به جمع ماپيوست روهيچ موقع فراموش نميكنم صحبت داشتم واز تجربيات اين برادر عزيزم استفاده كردم وبراين شدم تا يك مورد از مواردي كه ايشان به منظور ترك اعتياد خود انجام داده را به طور مختصرشرح دهم .

امروز وباگذشت حدود 6ماه از پيوستن اين مسافرعزيز به جمع مابه واقع ميبينم كه مسير كنگره60دردرمان اعتياد بهترين وكاملترين روش است .به اميد رهايي دوست عزيزم وتمامي عزيزان خواستار رهايي از دام اعتياد باهم به گزارش زير توجه مينماييم.

توهم! این یکی از سوغاتی‌هایی است که موادمخدر و محرک‌های جدید به مصرف‌کننده‌هایشان می‌دهند. موادی که با شایعه اعتیادآور نبودن، خیلی‌ها را اسیر خودشان کردند و حالا ‌آنها به‌دنبال راهی هستند که از شر این مواد و توهم‌هایش خلاص شوند. افکار عجیب و غریب، پرخاشگری، خشونت و میل به کشتن، چیزهایی نیست که به همین راحتی از بین برود. راه‌حل‌هایش هم آسان نیست. شوک‌درمانی به عنوان یکی از راه‌های خلاص شدن از اثرات ذهنی موادمخدر جدید معرفی شده. جایی که شوک می‌دهند تا توهم‌ها دست از سر شیشه‌ای‌ها و کراکی‌ها بردارد. تیترآنلاین توجه شما را به گزارشی که در همشهری سر نخ شماره ۵۶ ارائه شده جلب می نماید.

***

برای دیدن کلینیک اعصاب و روان و ترک اعتیاد «دی» و معتادانی که آنجا ترک می‌کنند به یکی از مناطق شمالی تهران می‌رویم. بیشتر تخت‌های کلینیک پر هستند. دو اتاق اختصاصی و یک اتاق عمومی با شش تخت؛ جایی شبیه بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های خصوصی.

صدای موسیقی که یکی از ساکنان اتاق‌های اختصاصی گوش می‌دهد، کلینیک را پر کرده و بقیه هم یا خوابند و یا با هم حرف می‌زنند و هر از گاهی بهانه‌ای پیدا می‌کنند برای خندیدن.

البته اینجا فقط معتادان بستری نمی‌شوند و کسانی که با بیماری‌های اعصاب و روان دست و پنجه نرم می‌کنند هم ساکن کلینیک هستند. بیشتر معتادان ‌اینجا اسیران موادمخدر جدید هستند. شیشه، کراک و البته کوکائین یا به قول خودشان کوک. کلینیک خصوصی است و مکانش هم بالای شهر. پس عجیب نیست که معتادان ماده مخدر گرانی مثل کوکائین را هم اینجا ببینی. هزینه بستری شدن اینجا کم نیست اما بیشتر خانواده‌ها حاضرند این هزینه را بپردازند تا بار دیگر، عضو خانواده‌شان را سرحال و سالم ببینند.

بیماران معمولا هفت تا ۱۰روز اینجا می‌مانند و اگر درمان‌ها جواب داد راهی خانه می‌شوند. این مرکز با دو روش سریع و تدریجی معتادان را ترک می‌دهد. در ترک سریع، ماده ضدمخدر به بیماران تزریق می‌شود و پس از شش ساعت موادمخدر از بدن بیمار دفع می‌شود؛ روشی برای سم‌زدایی. اما در ترک تدریجی داروی ضدمخدر خوراکی هر روز به بیماران داده می‌شود و روزانه هم مشاوره‌های فردی و گروهی دارند تا از شر مواد خلاص شوند. مشاوره‌ها بعد از ترخیص هم تا ۱۲ هفته ادامه دارد. هرچند که به گفته مسوولان کلینیک کسانی هستند که با گذشت چند سال و با اینکه دیگر مصرف‌کننده نیستند، هنوز در جلسات مشاوره گروهی شرکت می‌کنند. اما این تمام مراحل نیست. اینجا برای آنهایی که بعد از مصرف موادمخدر جدید و روان‌گردان‌ها دچار مشکلات عصبی و توهم شده‌اند، شوک درمانی تجویز می‌شود؛ درمانی که مسوولان کلینیک معتقدند جواب می‌دهد.

چیزی شبیه تشنج
«برای شوک‌درمانی میزانی از جریان الکتریسیته را به مغز می‌دهیم که باعث تنظیم عملکرد یکسری از سلول‌های مغز می‌شود». این را دکتر شهرام حسام بختیاری، مدیر کلینیک می‌گوید و معتقد است که این روش توهم‌های ناشی از مصرف موادمخدر جدید را از بین می‌برد. یکی از کارمندان کلینیک می‌گوید که یادش هست یکی از معتادان به شیشه صدایی می‌شنید که به او می‌گفت همسرش را بکشد. بیشترشان صدا می‌شنوند، بدبین هستند، خواب منظم ندارند و بسیار عصبی و پرخاشگر می‌شوند.

هر بیماری یک روز درمیان شوک می‌گیرد و ما توانستیم اجازه بگیریم و در یکی از جلسه‌های شوک درمانی شرکت کنیم. امروز دومین جلسه بیماری است که ما بالای سرش می‌رویم. بیماری که با مصرف طولانی‌مدت موادمخدر دچار مشکلات عصبی شده. همان‌جا روی تخت می‌گوید که دو تا بچه دارد و همسرش آنها را ترک کرده و به خانه پدرش رفته. دکتر قبل از آغاز کار به بیمارش می‌گوید برود دستشویی و برگردد. همه هم‌اتاقی‌هایش را هم خارج می‌کند تا کسی شاهد شوک‌درمانی نباشد. وسایل را حاضر می‌کنند. آمپول‌هایی که باید تزریق شوند، دستگاه اکسیژن و دستگاه شوک.

بیمار روی تخت می‌خوابد و معلوم است که اضطراب هم دارد. دفعه قبل کمی دچار مشکل شده. شوک درمانی هر بار با حضور یک متخصص بیهوشی انجام می‌شود. پرستار از آنژوکتی که روی دست بیمار است داروی بیهوشی را تزریق می‌کند. دکتر بختیاری می‌گوید این دارو کمک می‌کند بیمار به خواب کوتاهی فرو برود و شوک را احساس نکند. دکتر بیهوشی بالای سر بیمار ایستاده و سؤال می‌پرسد تا سطح هوشیاری‌اش را بسنجد:«گفتی کجا کار می‌کردی؟ ماشین وارد می‌کردی؟» بیمار می‌گوید:«آره، خودرو‌های مدل بالا وارد می‌کردم». دکتر همین‌طور می‌پرسد و هر از گاهی نگاهی به پشت پلک‌های بیمار می‌اندازد و آخرین سؤال را که می‌پرسد بیمار دیگر جواب نمی‌دهد. دستگاه تنفس را مقابل دهانش می‌گیرند. سطح بیهوشی زیاد نیست و بیمار بی‌قرار سعی می‌کند دستگاه تنفس را بردارد و تکان می‌خورد. پرستار دست و پاهاش را می‌گیرد.

قبلا دو دایره فلزی را به بند مخصوص دو طرف شقیقه بیمار بسته‌اند و حالا الکترود به آنها وصل می‌شود. یک، دو، سه… ولتاژ لازم را می‌دهند و بیمار می‌لرزد. تا به حال کسی را دیده‌اید تشنج کند یا صرع داشته باشد؟ چیزی شبیه همان، با میزان کمتر. دست و پاهایش می‌لرزند. بدنش صاف شده و رنگش پریده. سرش کمی به عقب رفته و با اینکه دکتر بیهوشی آن را گرفته، تکان می‌خورد. از قبل یک پلاستیک مخصوص در دهانش گذاشته‌اند تا زبانش را گاز نگیرد. خیلی طول نمی‌کشد و ولتاژ قطع می‌شود. دکتر بختیاری و متخصص بیهوشی با هم راجع به میزان ولتاژ و بیهوشی صحبت می‌کنند و بیمار کم‌کم وارد مرحله هوشیاری می‌شود. بی‌قرار است و با دست‌هایش می‌خواهد دستگاه اکسیژن را از روی صورت بردارد. گاهی می‌خواهد از تخت پایین بیاید که پرستار نمی‌گذارد. ناله می‌کند و تلاش می‌کند تا بیدار شود. صدایی از گلویش می‌آید و دکتر بیهوشی با صدای بلند می‌گوید: «آب دهانت را قورت بده پسرم». و بیمار که حالا هوشیار‌تر شده همین کار را می‌کند و صدایش کمتر می‌شود. بی‌قراری‌ها کمتر و کمتر می‌شود تا بالاخره به هوش می‌آید اما با آرامبخشی که به او تزریق شده، می‌خوابد تا بدنش دوباره به حالت عادی بگردد.

فراموشی موقتی

نمی‌شود با بیماری که تازه شوک گرفته حرف زد. می‌خوابد و اگر هم بیدار شود حالت چندان طبیعی ندارد. برای همین باید سراغ آنهایی رفت که یکی، دو روز پیش شوک گرفته‌اند. مجید یکی از آنهاست. سه سال کراک و شیشه مصرف کرده و قبل از آن هم تریاک و شیره. ازدواج کرده و یک دختر شش ساله دارد و همسرش ۱۰، ۱۲روزی است او را به اینجا آورده تا ترک کند. به نظر او شوک برایش تاثیر داشته و حالش را بهتر کرده. وقتی از حالت‌های بعد از شوک می‌پرسیم می‌گوید: «بعد از شوک خواب کاذب داریم. وقتی به هوش می‌آییم مسائل قبل از شوک را از یاد می‌بریم. یک مدت طول می‌کشد تا همه چیز یاد آدم بیاید. بستگی به آدمش دارد و اینکه کسی کمک کند. همسرم در این چند بار، بعد از شوک آمده و کمکم کرده تا همه چیز یادم بیاید». به عقیده خودش او حالا ترک کرده و از ما هم می‌خواهد دعا کنیم تا همین‌طور در ترک بماند. شهاب بیمار بعدی کلینیک است. ۲۵ساله است و به نظر می‌رسد جوان‌ترین کسی است که فعلا در کلینیک بستری است. شلوغ می‌کند و امان پرستارها را هم بریده. دو سال شیشه زده و قبل از آن هم به قول خودش همه چیز. خودش می‌گوید: «در کار ساخت‌و‌ساز بودم. کارم زیاد بود و فکر می‌کردم شیشه مغزم را باز می‌کند. احساس خستگی نمی‌کردم و همیشه شاد بودم اما حالا می‌بینم همه‌اش الکی بوده».

یک هفته است که برادرش او را به کلینیک آورده. وقتی می‌پرسیم خودت می‌خواستی بیایی، می‌گوید: «اگر دروغش را بخواهی بله اما راستش این است که نه اما الان خودم می‌خواهم بمانم».

او هم یک روز در میان شوک گرفته و تجربه‌هایش شبیه مجید است ولی می‌گوید که بعد از شوک فقط چیزهای کلی را فراموش می‌کند و بعد از مدتی همه چیز یادش می‌آید. وقتی می‌پرسیم حالا فکر می‌کند ترک کرده، خیلی روراست می‌گوید: «نمی‌دانم. باید بروم بیرون ببینم بازم می‌زنم یا نه!» تجربه‌های همه آنها که شوک می‌گیرند شبیه هم است. یک خواب کاذب و مدتی فراموشی که به گفته دکتر بختیاری یکی از عوارض شوک‌درمانی است.

فردا خوب می‌شود

در واقع آن‌طور که به اشتباه جا افتاده، شوک درمان اعتیاد نیست بلکه کمک می‌کند تا بیماری‌ها و حالت‌های عصبی و روانی‌ای که با مصرف مواد ایجاد شده از بین برود که البته این حالت‌ها بیشتر مربوط به موادمخدر جدید و روانگردان است. این درمان برای بیماران عادی اعصاب و روان که معتاد هم نیستند در این کلینیک اجرا می‌شود. دکتر بختیاری می‌گوید: «تحقیقات نشان داده افرادی که صرع دارند بعد از هر حمله صرع و تشنج، مشکلات روحی و روانیشان کمتر می‌شود. برای همین ما از این وسیله استفاده و تشنج مصنوعی ایجاد می‌کنیم تا مشکلات این افراد از بین برود». هزینه هر بار شوک‌درمانی در این کلینیک ۷۰هزار تومان است و بسیاری از خانواده‌ها اول دیدگاه بدی نسبت به این درمان دارند اما با توضیحات دکتر‌ها قانع می‌شوند.
اما واقعا کسانی که از این کلینیک بیرون می‌روند و درمان می‌شوند دیگر به مواد برنمی‌گردند؟ دکتر بختیاری می‌گوید: «ما می‌گوییم که درصد برگشت اعتیاد همیشه صددرصد است. چون اعتیاد در ذهن این افراد از پیش وجود داشته و عود می‌کند. اصلا نام اعتیاد از عود کردن می‌آید. حالا ما تلاش می‌کنیم که فاصله بین این عود کردن‌ها را زیاد کنیم و دفعاتش را کم. گاهی فاصله بین عود کردن اعتیاد در یک نفر دو سال است و گاهی یک عمر که باعث می‌شود فرد هیچ وقت دیگر مواد مصرف نکند. ما فقط می‌توانیم فاصله بین عود کردن را زیاد کنیم اما همیشه این امکان هست که افراد برگردند و معتاد شوند».

اینجاست که پای خانواده‌ها به میان می‌آید. دکتر بختیاری هم معتقد است که خانواده‌ها بسیار تاثیرگذار هستند هرچند که این را هم می‌گوید که خیلی چیزها را نمی‌شود تغییر داد و روابط بعضی خانواده‌ها هم همین‌طور است. او می‌گوید: «رفتار خانواده به‌خصوص بعد از ترک خیلی مهم است. اینکه نه خیلی طرف را لوس کنند و نه بی‌تفاوت باشند. رفت و آمد‌هایش، دوست‌هایش و رفتارهایش را کنترل کنند و حمایتش کنند. هرچقدر روابط بین افراد خانواده سالم‌تر و مستحکم‌تر باشد بازگشت کمتر می‌شود. اصلا اگر از ابتدا به این شکل باشد کمتر پیش می‌آید کسی در این خانواده معتاد شود». اما خیلی وقت‌ها اینطور نیست و برای همین در این کلینیک و بسیاری از مراکز ترک اعتیاد، افراد مختلف و با هر سنی می‌شود دید که معتاد شده‌اند. پسری ۱۶ ساله کم سن و سال‌ترین کسی بوده که به این کلینیک برای ترک آمده و مردی ۵۶ ساله هم مسن‌ترینشان. الان هم برای ترک مواد جدید و شوک‌درمانی جوان‌تر‌ها بستری هستند. چون آمار مصرف مواد جدید در این سنین بیشتر است.

ساعت از شش بعد از ظهر گذشته که از کلینیک بیرون می‌آییم. هنوز یک نفر دیگر باید شوک بگیرد اما مدتی طول می‌کشد. بیمار اول آرام‌تر شده و روی تخت خوابیده. کسی نمی‌داند خواب می‌بیند یا نه. وقتی بیدار می‌شود هم کمکش می‌کنند تا فراموشی موقتی از بین برود. می‌گویند که فردا صبح حالش خوب می‌شود.

لطفا ارسال نظر فراموش نشود

خلاصه مشارکت کننده گان روز پنجشنبه 1391.1.17شعبه فشم

                خلاصه سخنان مشارکت کننده گان

زمانی که به گذشه یک نیم نگاهی میکنم میبینم که من یک مصرف کننده اخر خطی

نبودم همیشه مواد خودم را تلفنی تهیه میکردم وتحویل میگرفتم ولی زمانی که فکر

میکنم بعد از مصرف مینشستم وبه چه چیزهایی فکرمیکردم وچه تفکراتی راداشتم

وامروز چه حالی هستم اختلاف از زمین تا اسمان میباشد ومعنی عشق ومحبت را

اینجا یاد گرفتم ویاد گرفتم که محبت باید خالص وبدون انتظار باشد.

واین هفته که دستورجلسه لژیون میباشد باید حتی به لباس پوشیدن هم بها بدهیم

وباید حرمت راهنمای خودمان را بعنوان یک معلم حفظ کنیم باید از زندگی لذت کامل

را ببریم باید گوش کنیم چون با گوش کردنهاراه درست زندگی کردن را یاد میگیریم

                               باید بدانیم انچه نمیدانیم 

وقتی فکر میکنم میبینم من فقط یک بار به این دنیای خاکی پا میگذارم پس باید

نهایت لذت را از این زندگی ببرم./.

زمانی که در تاریکیها راه میرفتم نمیدانستم که راه من بی پایه واساس میباشد

چون بازی میکردم ولی در نا اگاهی بازی وبازیگری من هردو در تاریکی بود

در لژیون زمانیکه سوالی مطرح میشد به درستی دوستان پاسخ میدادند ومن هم

جواب سوالهای خودم را میگرفتم سوالهایی که شاید سالیان سال بی جواب

مانده بود ودلیل این مسئله به همان درست اموزش گرفتن بر میگردد./.

من قبل از ورود به کنگره در لژیونهای زیادی شرکت میکردم ودر نا اگاهی

خودم به سمت منفی یا به گفته کنگره به سمت تاریکیها حرکت میکردم

حرکتم به اندازه ای سریع بود که بعد از گذشت زمان کو تاه احساس کردم دیگر

توان اداره زندگی خودم را هم ندارم ولی از زمانی که به کنگره امدم وسعی

کردن با تفکرات کنگره پیش بروم تمام این مسائل برای من برعکس شد.

اوایل ورودم به کنگره بود که فکر میکردم باید ادم زرنگی باشم واین زرنگی

را دردیر امدن وزود رفتن میدیدم ولی بعداز گذشت زمان دیدم که زرنگی زیاد

کار دست خودم داده وسعی کردم که واقعا ادم زرنگی باشم ولی به شکلی که

 راهنما میگوید یعنی زود بیایم ودیر بروم وسعی کنم یک خدمت گذار واقعی

باشم هم به خودم و هم به کنگره./.

در لژیون به راحتی میشود محبت را درک کرد وبه ارزش ان پی برد.

همانگونه که در مثلث درمان امده جسم -روان وجهانبینی باید به هر سه

 مورد رسیدگی شود تا به اندازه رشد کنند باید در لژیون مشارکت کنیم

تا به ان انرژی لازم برسیم./.

ابتدا در لژیون هر چه میگفتم به موضوع مربوط نمیشد ولی چون یاد گرفته

 بودم برای دریافت انرژی باید خودم را تخلیه کنم مشارکت میکردم تا به ان

 انرژی برسم./.

لژیون برای ما حکم یک خانواده رادارد چون زمانی که حالمان خراب میشود

ویا مشکلی پیش می اید قلبمان برای هم می تپدوبه دنبال حل ان مشکل میرویم./.

زمانی که به اینترنت دسترسی داریم باید حد اقل مطالب ان را مطالعه کنیم واز

مطالب ان استفاده کنیم./.

خوب من هم بعنوان نویسنده این مطلب اگر بخواهم  نظری بدهم باید بگویم که

تمام نظرات شما وطرح هایی که میدهید برای من وتمامی دوستان سازنده میباشد

اگر طرح ویا نظری دارید خوشحال میشم برام بنویسید./.

پنجشنبه ۱۳۹۱.۱.۱۷کنگره۶۰ شعبه فشم

مشارکت کننده گان مسافران.

اقایان حمید محبت"امیر "محمود "علی "جواد "حسین "داریوش"محمد علی"

بهرام"جلال"اسماعیل"منصور"علی"محسن "حسین.     

 

 

جنايتي ديگر دركمپهاي ترك اعتياد

قابل توجه آن دسته افرادي كه همچنان مسر به فرستادن اطرافيان خود به اين گونه مراكز هستند:

ماموران كلانتري طالقاني كرج 23تير سال گذشته باخبر شدند مردي معتاد به طرز مشكوكي جان خود را از دست داده‌است. وقتي ماموران به محل حادثه رسيدند مسوول كمپ ترك اعتياد مدعي شد اين مرد 37ساله كه سياوش نام داشت در رودخانه غرق شده‌است. پس از انتقال جنازه به پزشكي قانوني و انجام تحقيقات تخصصي فاش شد آثار كبودي روي دست‌ها و پاهاي مقتول وجود دارد كه نشان مي‌دهد اين مرد قبل از مرگ احتمالا به زور داخل آب انداخته شده و كسي كه اين كار را كرده‌ دست‌وپاي او را بسته است.


به اين ترتيب مسوول كمپ يك‌بار ديگر مورد بازجويي قرار گرفت و گفت: دو هفته قبل پدرومادر سياوش او را به كمپ آوردند تا اعتيادش را ترك كند اما او حاضر نبود اين كار را بكند و سعي می‌كرد فرار كند. به همين دليل به اتفاق همكارانم او را گرفتيم و دوباره در كمپ بستري كرديم. ما معتادان بداخلاق زيادي داشتيم اما سياوش با همه آنها فرق مي‌كرد. از وقتي آمده ‌بود بچه‌هاي ديگر را اذيت مي‌كرد، وسايل آنها را مي‌دزديد و كاري مي‌كرد كه بقيه با او دعوا كنند. چندين بار سر يخچال رفته و غذاي بقيه معتادان را برداشته و خورده‌بود. روز آخر وقتي فهميدم دوباره غذاي چند نفر از بچه‌ها را برداشته است تا آنها را عصباني كند و دعوا راه بيندازد خيلي ناراحت شدم و تصميم گرفتم او را تنبيه كنم.


مدير كمپ در مورد نحوه تنبيه گفت: به پويان كه دستيارم و از معتادان ترك‌كرده همين كمپ بود گفتم دست‌وپاي سياوش را ببندد و او را داخل رودخانه بيندازد تا مرد معتاد چند ساعتي آنجا بماند و بعد دوباره او را بيرون مي‌آوريم. بعد از اينكه سياوش را داخل رودخانه انداختيم من سركلاس رفتم. ما هر روز چندساعتي كلاس گروهي داشتيم و باهم صحبت مي‌كرديم. وقتي از كلاس بيرون آمدم به سراغ سياوش رفتم هنوز به رودخانه نرسيده‌بودم كه پويان هراسان گفت سياوش در آب خفه ‌شده ‌است. بلافاصله خودم را به كنار رودخانه رساندم و ديدم سياوش مرده‌است با اين حال سعي كرديم او را احيا كنيم اما نشد.


پليس در ادامه تحقيقات خود به سراغ پويان رفت. او اتهام غرق‌كردن سياوش را قبول كرد و گفت: مدير كمپ مرد بداخلاقي بود و من خيلي از او مي‌ترسيدم. وقتي مي‌گفت يك كاري را بايد انجام دهيد حتما بايد آن كار را مي‌كرديم و هيچ راهي براي شانه خالي كردن وجود نداشت. آن روز وقتي او به من گفت دست‌وپاي سياوش را ببند و او را داخل رودخانه بينداز از ترسم قبول كردم. سياوش خيلي التماس كرد و گفت آب خيلي سرد است. دلم برايش سوخت. خيلي ناراحت شدم اما از ترسم نتوانستم او را از آب بيرون بياورم. حتي 45دقيقه پيش سياوش نشستم تا اميدوارش كنم و با حرف‌هايم به او آرامش بدهم تا بتواند آن شرايط را تحمل كند. بعد براي انجام كاري رفتم. يك ساعت بعد برگشتم و ديدم سياوش غرق شده‌است.


متهم ادامه‌داد: اين‌طور نبود كه ما معتادي را در رودخانه رهاكنيم. قسمتي از رودخانه را مثل استخر درست كرده‌بوديم و آنجا سنگچين داشت و آب در آن جمع شده‌بود و مي‌شد در آن ايستاد. من سياوش را جايي گذاشتم كه بتواند به يك تخته سنگ تكيه دهد قصدم كشتن او نبود.


با توجه به اعترافات متهمان، ماموران محل حادثه را بازديد كردند و صحنه قتل هم بازسازي شد.


به گزارش شرق، با تكميل تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه‌هاي كيفري‌ استان البرز فرستاده‌شد و پويان به اتهام مباشرت در قتل و مدير كمپ به اتهام معاونت در قتل از نظر دادسرا مجرم شناخته ‌شدند و به‌زودي در دادگاه كيفري ‌استان البرز محاكمه مي‌شوند.

منبع : آفتاب

وجود مشكلات


روز چهارشنبه مورخ 16/1/1391 هفدهمین جلسه از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا همایون با دستور جلسه "وجود مشکلات" رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

 

جلسه جهانبینی - کنگره 60 - نمایندگی آکادمی 16/1/1391

سخنان استاد :
آقای مهندس دژاکام در ابتدا مطالبی را بعنوان مقدمه عنوان کردند با این مضمون؛ که به طور کلی یک سری از ما تصور می کنیم خداوند به همه ما تعهد سپرده که همه چیز بر وفق مراد ما باشد، یعنی هیچ گونه مشکلی نباشد و در زندگی ما هیچ دشواری پیش نیاید، اگر مرگی هست باید برای همسایه باشد، اگر مشکلی هست برای سایر انسانها باشد، اگر بیماری هست (هرچند کوچک) برای دیگران باشد، اگر فقر است برای دیگران و در زندگی ما هیچ مشکلی نباید پیش بیاید و اگر مشکلی در زندگی ما پیش بیاید، داد و فغان راه می اندازیم که چرا من؟!


در سطح زندگی، چه برای انسانها، چه برای حیوانها و چه برای گیاهان و جمادات اصلا" چنین تعهدی داده نشده که همه در صلح و آرامش باشند و هیچ معضل و مشکلی وجود نداشته باشد، حتی اگر سنگهای سخت کوهها را در نظر بگیرید، باد و باران باعث فرسایش آنها می شوند، بارندگی در شکاف سنگها می ریزد و تبدیل به یخ می شوند، سنگها می ترکند و کوهها از بین می روند، دریاها همینطور، حیوانات و همچنین گیاهان.


گاهی نیز تصور ما بر این است که باید همه انسانها خوب باشند و اگر شخصی دروغ بگوید و یا حرکت اشتباهی بکند، انگار فاجعه رخ داده است و همین مسئله باعث رنج و عذاب ما می شود، زیرا ما از هستی و زندگی، تصور و برداشت دیگری داریم و در عمل طور دیگری می شود و چون آن برداشت و پندار ما از زندگی درست نبوده، با کوچکترین ناکامی، خیال می کنیم که همه چیز بر علیه ماست و درست نیست و مورد ظلم و ستم واقع شده ایم.


در ادامه استاد به تفسیر و تعبیر پیامهایی به شرح زیر پرداختند؛ این پیامها در تاریخ 24/8/1382 به نگارش درآمده است:

دوستان ادامه مطلب رو دراينجا مطالعه فرموده وماراازارسال نظريات خود بهرمند سازيد

ادامه نوشته

دستور جلسه اين هفته  وادي هشتم وتاثير آن روي من

دستور جلسه این هفته : وادی هشتم و تاثیر آن روی من
                                          با حرکت راه نمایان می شود

همانگونه که می دانیم و در دستور جلسات قبلی نیز به عرض رسید ، کنگره 60 در پروتکل درمان اعتیاد و در اکثر متون و نوشتارهای خود به تصریح این موضوع را بیان کرده است که بیماری اعتیاد ، دارای سه وجه یا مولفه و یا پارامتر است که اضلاع مثلث درمان اعتیاد را تشکیل می دهند  و زیرساخت یا فوندانسیون تعادل و درمان قطعی اعتیاد را به وجود می آورند . اعضای کنگره 60 به خوبی می دانند که برای درمان قطعی اعتیاد و برای رسیدن به تعادل کامل پس از قطع مصرف مواد مخدر و درمان ، هر سه مولفه جسم ، روان و جهانبینی بایستی از تعادل برخوردار باشند ، چرا که در غیر این صورت ، ممکن است به قطع مصرف برسند ، اما به درمان و تعادل هرگز نخواهند رسید . از سوی دیگر می دانیم که موضوع جهان بینی برای اولین بار در سطح جهان توسط کنگره 60 به مقوله درمان اعتیاد وارد شده است و در هیچ یک از متد ها و روش های درمان اعتیاد در دنیا ، موضوعی تحت عنوان جهان بینی با ابعاد و مختصاتی که کنگره 60 مطرح می کند ، وجود ندارد .

جهان بینی موضوع و مقوله ای بسیار گسترده است که تمامی ابعاد زندگی ما را در می گیرد . در هر مرتبه ، جایگاه ، حلقه ، و وضعیتی که باشیم ، موضوع جهان بینی ، همواره اهمیت خاص و منحصر به فرد خود را داراست .

اکنون می دانیم که برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد ، باید جهان بینی ما از وضعیت نامتعادل زمان مصرف و اعتیاد ، یعنی جهان بینی افیونی خارج شود و به وضعیت تعادل و سلامتی برسد . قدر مسلم ، نقش ویژه دانایی در مرتبه و کیفیت جهانبینی ، برکسی پوشیده نیست .
مثلث دانایی با اضلاع آموزش ، تجربه و تفکر ، یاخته ها و تار و پود جهان بینی ما را تشکیل می دهند . کنگره 60 برای خروج جهانبینی فرد از حالت افیونی بودن و مجموعه تفکرات مخرب و منفی که زیر مجموعه جهانبینی افیونی است ، آموزش هایی را در نظر گرفته است که در طول دوره درمان و همزمان با اصلاح و بازسازی ساختارهای جسم و روان ، خوراک و مصالح لازم را برای ساختن جهانبینی سالم و به دور از افکار منفی و معتاد گونه فراهم می کند و به تدریج در اختیار ما می گذارد تا ما نیز بتوانیم به تدریج و به آرامی ، آن ها را دریافت کنیم ، یاد بگیریم ، یه کار گیریم و عمل کنیم و از تاریکی و ظلمات اعتیاد خارج شویم .

آموزش های جهان بینی کنگره 60 در اکثر نوشتارها و متون کنگره موجود است ، از جمله کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، وادی ها ، جزوات جهان بینی یک و دو و سی دی ها .  این منابع ، بیشترین بار را در این خصوص به عهده دارند و برای به تعادل رساندن دیدگاه ها و تفکرات ما نقش بسیار ویژه ای را ایفا می کنند . وادی های کنگره 60  سرفصل هایی را مطرح می کنند که بایستی با تمام وجودمان آن ها را بیاموزیم . آن ها را طوری باید آموخت و یاد گرفت که به قول سردار ، گویی آن ها را خورده ایم . یعنی آموختن به درجه ای که در بطن ساختارهای وجودی نفوذ کند و این پایه ای می شود برای درک مطالب بعدی .
 وادی ها از شماره یک تا شماره چهارده ، اهم موضوعاتی که بایستی در زندگی ما سرلوحه امورات قرار گیرد را مطرح می کنند و ما را به معرفت و دانش درست زندگی کردن نزدیک می کنند و قوانینی هستند که اگر خوب دقت کنیم ، همیشه و در همه جا جاری هستند . اگر بلد باشیم و یاد گرفته باشیم و عمل کنیم ، در بازی زندگی ، بازیکن خوبی خواهیم بود ؛ طوری که همه از بازی ما لذت می برند و دوست دارند که تمام نود دقیقه را در زمین باشیم و طرفداران زیادی خواهیم داشت  و اگر بلد نباشیم و یا بلد باشیم اما عمل کردن را بلد نباشیم ، طوری بازی می کنیم که هم حال خودمان را می گیریم و هم حال دیگران را . بازیمان برای دیگران لذت و زیبایی نخواهد داشت و همه می خواهند که ما هر چه زودتر از زمین خارج شویم و خریداری هم نداریم . جالب این که بازی کن بد در این شرایط شروع به توجیه و ایراد گرفتن از شرایط می نماید و به قول معروف ، می گوید زمین کج است .  بازیکن خوب در بازی زندگی بازیکنی است که به دانایی رسیده است و یا در مسیر دانایی است و سعی می کند به دانایی خود عمل کند  چرا که دانایی وضعیت و مرتبت و کیفیت جهانبینی را مشخص می کند .
و اینک : وادی هشتم  ، با حرکت راه نمایان می شود .

این وادی نیز مانند سایر وادی ها ، یکی از زیبا ترین و پرکارامد ترین قوانین هستی و زندگی را به نمایش می گذارد و به ما آموزش می دهد . با حرکت راه نمایان می شود .

می گویند یکی از نام های نیروهای شیطانی یا منفی ، نیروی بازدارنده است . نیرویی که سعی می کند به عنوانین مختلف ما را از حرکت باز بدارد . این نیرو خیلی خوب می فهمد که اگر ما بایستیم و توقف کنیم ، به دنبال توقف ، قطعاً سقوط می کنیم و سکون بدون سقوط وجود ندارد . این نیرو هر بار سعی می کند با شناسایی نقاط حساس و نقاط ضعف ما که ممکن است یک روز مواد مخدر باشد و روزی دیگر ، موضوعی دیگر ، ما را از مسیر صحیح زندگی خارج کند و متوقف کند .
مسیر زندگی انسان مسیر است ، محل سیر است ، یعنی جای حرکت است ، جای سکون و توقف نیست ، اگر جای توقف بود که دیگر مسیر و محل سیر نبود . بنابراین انسان در طول زندگی ، دائماً در حال حرکت است و هیچ نقطه ای وجود ندارد که انسان بگوید مسیر زندگی من تمام شد و به پایان رسید و من باید بایستم . چنین جایی در زندگی انسان هرگز وجود ندارد . انسان یعنی زندگی و زندگی یعنی حرکت.

بسیاری اوقات ، ما از حرکت می ایستیم آن هم با این بهانه که راه مشخص نیست . می خواهیم تمام راه را ابتدا به ساکن ببینیم و خوب برانداز کنیم و بعد حرکت کنیم . غافل از این که این اتفاق هرگز برای هیچ کس روی نمی دهد . خیلی وقت ها ، ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها فکر می کنیم، اما حرکت نمی کنیم . تفکر بسار خوب است و اهمیت آن را همه ما می دانیم . اما جایی هست که دیگر باید حرکت کرد و تفکر به تنهایی راه به جایی نمی برد . کشتی در ساحل ، امن است اما برای این ساخته نشده است . باید حرکت کند . ما هم بسیاری اوقات در ساحل امن تفکر و برنامه ریزی توقف می کنیم و می ترسیم که حرکت کنیم ، غافل از این که تا حرکت نکنیم ، راه نمایان نمی شود . هیچ جاده ای وجود ندارد که بتوان با یک نظر ، از ابتدا تا انتهای آن را دید . مگر این که در آن جاده حرکت کرد . زمانی که حرکت می کنیم ، به موازات حرکت ما ، راه نیز خودش را نشان می دهد . می گویند حساب خانه تا بازار دوتاست . این ضرب المثل کنایه از این است که هر قدر برنامه ریزی کنیم ، در عمل چیز دیگری می شود . بنابراین بخشی از برنامه ریزی فقط با حرکت کردن امکان پذیر است .

من زمانی که در ابتدای سفر اول بودم ، دلم می خواست بدانم که مثلاً در پله بعدی چه می شود . اگر سه وعده به دو وعده برسد چه می شود ، اگر دو وعده به یک وعده برسد چه می شود . وقتی به یک گرم ده روز می رسم چه می شود ، وقتی موادم قطع شد چه می شود و هزاران سوال دیگر که دوست داشتم بدانم چه می شود . این تفکرات انرژی مرا می گرفت و نیرویی که می بایست صرف استفاده از زمان حال می شد ، صرف چراها و چگونگی های بی مورد و بی اهمیتی می شد که هنوز زمان رسیدگی به آنها نرسیده بود . آن جواب ها را هر گز نگرفتم و نفهمیدم ، مگر زمانی که حرکت کردم و به آن جایگاه رسیدم .

وادی هشتم یکی از بهترین بهانه ها و دستاویز های نیروی منفی و جهل و نادنی ما را در توقف بی جا را نقش بر آّب می نماید  . گفتیم توقف بی جا ، حتماً می دانید که در قوانین راهنمایی و رانندگی ، توقف بی جا ، یعنی قبض جریمه یا حمل به پارکینگ و در ادامه مشکلات دیگر . در قوانین زندگی نیز مطمئن باشید که توقف بی جا یعنی هزاران مشکل و مصیبت دیگر که خیلی خوب آن ها را درک کرده ایم .

یکی دیگر از ترفند های نیروی منفی و یا جهل و نادانی ما این است که در ابتدای شروع کار ، تصویری بسیار وحشتناک و ترسناک از آن کار و آن انجام  در ذهن ما ترسیم می کند ، طوری که جرات نمی کنیم به آن کار نزدیک شویم و دست بزنیم و حرکتی انجام دهیم . در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مطلبی وجود دارد که بی ربط به وادی هشتم نیست و آن این است :


 لحظه دشواری در آن لحظه احساس نمی شود ، آن چنان که یادآوری آن دشواری ، دشوار است .
در ابتدا این گونه است ، اما زمانی که حرکت می کنیم ، دیگر آن دشواری را احساس نمی کنیم .


زمانی که ایستاده ایم و می اندیشیم ، محاسبات به گونه دیگری است و زمانی که حرکت می کنیم و می اندیشیم نیز وضعیت به شکل دیگری است .
به شما عزیزان توصیه می کنیم برای درک و یادگیری بیشتر این وادی ، متن کامل وادی هشتم نوشته مهندس حسین دژاکام را تهیه و مطالعه فرمایید و کاست یا سی دي مربوطه را نیز گوش کنید و ببینیم موسس کنگره 60 ، از چه زوایایی به این وادی مس پردازند  .

 
با احترام ، مسافر علی خدامی
منبع : كنگره 60

خلاصه سخنان استاد روز پنجشنبه فشم1391.1.17

                         خلاصه سخنان استاد

قبل از شروع جلسه استاد سال نو را به تمام اعضای کنگره۶۰ تبریک گفتند

وارزوی موفقیت برای همه کردند وفرمودند چون ما ازطرف قدرت مطلق

دعوت شده ایم حتما به خواسته های خود میرسیم.

لازم میدانم شروع صحبت خودم رابا این جمله کنگره اغاز کنم .

علمی که ثابت شده باشد سندی بدون نقص میباشدواین یک واقعیت میباشد

وتمامی این مواردی که در کنگره اجرامیشود علمی ثابت شده است.

دستورجلسه لژیون در داخل وخارج میباشد.

میخواهیم معنی لژیون را در ابتدا بدانیم دوستان لژیون یک کلمه یونانی میباشد

چون یونانیهای قدیم سپاهیان خود را به صورت لژیون تشکیل میدادند وبعد

فرانسوی ها ازاین واژه استفاده کردند ودر جنگهای خود یک سری لژیونر

داشتند واموزشهای زیاری درهمین رابطه دیده بودند وحالا به کنگره که نگاه

میکنیم میبینیم که در لژیون ها یک پیوند محبت تشکیل شده وپشت به پشت

همدیگر به هم کمک میکنند تااین باعث موفقیت شود.

خیلی از دوستان در وحله اول به کنگره امدند وبعد از زمان کوتاهی فکر کردند

که با داشتن کتب ونوشتارها به تنهایی میشود به درمان رسید ولی این دید به

همان مثلث جهالت بر میگردد که یک ظلع این مثلث به همان منیت بر میگردد

واین منیت کار دست خودشان میدهد.

چون میدانیم که یک شخص نمیتواند خودش به خودش اموزش بدهد وموفقیت

همیشه در جمع اتفاق افتاده ومی افتد.

در لژیون هر شخص نظر خود رابیان میکند واین همان ازادی بیان میباشد.

باید به حرمتها وقوانین احترام گذاشت.

در نهایت استاد به مثلث جسم"روان وجهانبینی اشاره کردند وفرمودند برای

سفر در کنگره این سه مطلب لازم وملزوم یکدیگر میباشد وجهانبینی را هم باید

 در لژیون اموخت وبرای درمان باید به نوشتارها دقت کنیم.

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دبیر جلسه :مسافر صادق

استاد جلاسه:مسافر منوچهر

دستور جلسه لژیون درداخل وخارج میباشد

پنجشنبه ۱۳۹۱.۱.۱۷ کنگره۶۰ شعبه فشم

                 دوستان لطفا بعد از مطالعه نظر فرا موش نشود

                                       (  موفق باشید)  

 

خلاصه سخنان مشارکت کننده گان روز پنجشنبه فشم1391.1.10

                                        خلاصه سخنان دوستان

برای بازیگری باید در ابتدایک تماشاچی باشیم ولی باید ببینیم که تا چه زمانی میتوانیم یک

 تماشاچی باقی بمانیم چون اگر فقط یک تماشاچی باقی بمانیم وبه حرفها گوش کنیم به نتیجه

لازم نمیرسیم بایداز یک گوشه ای برای ایفای نقش شروع کنیم وبرای بازیگری باید یک قانون

 راهم رعایت کردوقانون به ما میگویدکه در ابتدا باید سر موقع به جلسات بیاییم وقانون

 بعدی میگویدهمانگونه که در کنگره گفته شده باید به حرمتها احترام گذاشت چون حرمتها

 قسمت اصلی درمان ما میباشد./.

افراد مصرف کننده معمولا بازیگران حرفه ای هستند خود من مصرف مواد را از سن کمی

 شروع کردم وبازیگر خوبی هم بودم ونقش خودم راهم به خوبی ایفا میکردم ولی در کنگره

 هم بازیگر داریم تا بازیگربازیگرانی   که فقط به کنگره می ایند خدمت میکنند ودر نهایت با

خارج شدن از کنگره به همان کار های خود  ادامه میدهندبازیگران خوبی نمی شوندو به

 قول استاد همان سفر درنا اگاهی میباشد ./.

یک بازیگر واقعی کسی هست که در همین بازیگری نقش خود راهم به خوبی ایفا کندبرای

 رسیدن به موفقیت همانگونه که در کنگره میگویند باید از سخن به نقطه عمل حرکت نمودپس

 بایداین حرکت راجدی بگیریم./.

میدانیم که حتی در بازی هایی مثل فوتبال ویا ورزشهای دیگر کسانی که تماشاچی هستند در اصل

 نقش یک بازیگر را بازی میکنیم چون کسی که ورزشی را میبیند حتما به ان ورزش علاقه

 دارد وباید قوانین ان بازی رارعایت کردتا لذت کامل را ببریم.

از دید من کنگره مکانی هست که هر کسی به راحتی نمیتواند وارد شود وباید حتما فرمان او

 توسط قدرت مطلق صادر شود واین مسئله به خودمن ثابت شده چون زمانیکه در سفر اول

 بودم خیلی تلاش میکردم افرادی رابرای درمان  به کنگره بیاورم ولی نمیشدچون کسانی

 میتوانند به کنگره بیایین که ویزای انها توصط قدرت مطلق صادر شده باشد وزمانی که به

 کنگره می اییم تازه متوجه میشویم که نه تنها از اعتیاد بلکه از جهان هستی وحتی خود

انسان که خودم هم میباشم چیزی نمیدانم واز خلقت خدا هیچ نمیدانم به همین دلیل هرچه در

 کنگره بیاموزیم در اصل هیچ نیا موخته ایم وبرای اینکه ازقافله عقب نمانیم باید باعلم کنگره

 به روز حرکت کنیم تا شایداز منفی به صفربرسیم وبعد که حسابمان صفرشدفعالیت کنیم که

 به جایگاه های بالاتری هم برسیم این مسئله برای خیلی ها ثابت شده حتی دکترا"اساتید دانشگاه

 وافراد تحصیل کرده خودشان میگویند که درهیچ دانشگاهی یک همچین علمی را نمی اموزند

چون در هر مقطعی و درهر پایه تحصیلی کنگره علم خودرا به زیبایی تمام می اموزد.

زمانی که به کنگره امدم متوجه شدم که بدن انسان با ۵۰میلیون سلول به کار خود ادامه میدهد و

تمام اعضای بدن فرمان میگیرند وفرمان می دهندومن نمیدانستم که فرمانده این جسم خاکی

 خودمن هستم ونمیتوانستم فرماندهی کنم چون اعتیاد تمام این امکانات را از من گرفته بود

 ودر کل قدرت تصمیم گیری را از من گرفته بود و نمیگذاشت تصمیم گیری کنم وفهمیدم که فرمانده

 خوبی برای این ۵۰میلیون سلول نیستم .

باید با علاقه به بازیگری ادامه بدهیم تا بتوانیم به انتها که همان درمان واقعی هست برسیم ./.

                                  ( با ارزوی پیروزی برای شما عذیزان) 

خلاصه سخنان مشارکت کننده گان پنجشنبه ۱۳۹۱.۱.۱۰ کنگره۶۰ شعبه فشم

مشارکت کنندگان "مسافران اقایان جلال/امیر/جواد/منوچهر/مصطفی/حمید/مجید

امیر/عباس/././././././././././././././././././././././././././././././././././././././

دوستان نظرات خود را فراموش نکنید باسپاس

     

 

خلاصه سخنان استاد درروزپنجشنبه فشم 1391.1.10

                                      خلاصه سخنان استاد

قبل ازواردشدن به کنگره به اندازه خودم در نااگاهی بودم وبابازی مواد مخدر خوب

اشنا شدم ولی بعدازمدتی فهمیدم که داستان چه میباشد.

هیچ موقع فکر نمیکردم یک بازیگر خوبی باشم وفکر میکردم تاانتهایک تماشاچی

باقی میمانم وزمانی که بامواد مخدر اشنا شدم خیلی سن کمی داشتم وچون پدرم یک

مصرف کننده موادمخدر(شیره تریاک)بود ومن خیلی زود  محل نگهداری موادش

راپیداکردم بامواد اشنا شدم"در ابتدا باتریاک وبعد با حشیش وبعد با الکل ودر یک

زمان کوتاه با اسید اشنا شدم ودرنهایت به پیشنهادیکی ازدوستان چون از مصرف

 مواد خسته شده بودم با شیشه اشنا شدم.

از ابتدا نتوانستم یک بازیگر خوبی در زندگی باشم به همین دلیل همیشه یک

بازنده بودم .

بااینکه پدرم از کودکی تمام امکانات رفاهی را در اختیار من قرار داده بودولی من

 نتوانستم ازاین امکانات استفاده کنم چون بازی من کاملا در نااگاهی بوده ودررا راست

 قدم بر نمیداشتم وفهمیدم اگر درصرات مستقیم نباشی هیچ وقت به مقصد نمی رسیم .

زمانی که به کنگره امدم ومشاوره شدم وبعداز زمان سه ماه ازتماشاچی گری به

 بازیگری امدم در ابتدا بازیگری من عمل به ظاهر نیک بود چون سعی میکردم

 دیگران ببینندکه من بازیگرشدم ولی بعد از گذشت زمان متوجه شدم که خودم یک

لذت خاصی دارم میبرم از جارو زدن شروع کردم تا به جایگاه دبیر ونگهبان رسیدم

 واطمینان دارم که به جایگاه های بالاتری هم خواهم رسید چون در راه راست قدم

 برداشتم وتمام این موفقیت هارا مدیون راهنما وکنگره هستم .

جایگاه یک بازیگر خیلی زیبا وپرنیرو میباشد وکسانی که بازیگر نیستند خیلی سخت

به انتهامیرسند چون اعتیاد یک غول هزار سر میباشد وبرای پیمودن راه باید کفش

 اهنین به پا کنیم تاراه درست طی وطریق شود.

ودر نهایت استاد فرمودند:

برای یک سفر اولی بهترین بازی "بازی سفردرست میباشد واگر درست سفر کنند

به خودشان خدمت بزرگی کرده اند ولذتش را بعد ها خواهند برد.

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دبیرجلسه:مسافر صادق

استاد جلسه:مسافر داریوش

دستور جلسه بازیگر باشیم یا تماشاچی

پنجشنبه 1391.1.10 کنگره60 شعبه فشم 

دوستان لطفا نظرات خود را فراموش نکنید برای پیمودن راه درست به نظرات شما نیاز داریم

جلسه 15 از دور 42 سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره 60 با استادی و نگهبانی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا همایون با دستور جلسه "جسم" رأس ساعت 16:40 آغاز به کار نمود.

جلسات جهانبینی کنگره 60
خلاصه سخنان استاد :
خداوند توفیق داد و من بعد از مدتی جلسه را خودم شروع کردم، ابتدا می خواهم گزارشی از عملکرد کنگره 60 در سال 90 خدمت شما اعلام کنم تا بدانید که چه اتفاقاتی بطور خلاصه در کنگره افتاده است. ما تصویب کردیم که در سال 90 بیشتر از 3 نمایندگی احداث نکنیم، ولی سال قبل با اینکه جلوی احداث نمایندگیهایمان را گرفتیم، 10 نمایندگی احداث شد و این برای ما خیلی مهم بود که در حال حاضر ما 13 نمایندگی در تهران داریم، در توابع تهران 5 نمایندگی داریم، در شهرستانها 8 نمایندگی داریم، در کل در سال 90، ما 10 نمایندگی احداث کردیم، بنابراین ما در حال حاضر 26 نمایندگی کنگره 60 داریم.


در سال 90 نمایندگیهای مشهد، استاد معین، خمین، افسریه، آبادان، اقدسیه، سعادت آباد، جمشیدیه، کرج (پیک) و شهرکرد تأسیس شدند.


پیروزی تیم راگبی سون (7) در مسابقات تبریز که به مقام پنجم کشوری رسیدیم.


دریافت کاپ اخلاق در مسابقات راگبی کشوری.


راهیابی تیم والیبال کنگره 60 به مسابقات لیگ دسته یک استان تهران.

بقيه مطلب رادراينجابخوانيد

ادامه نوشته

 باور دارم كه بالا رفتن ازاين پله ۳۰ سانتی می بایست فولادین بود،

شاید بشود گفت اکثر کسانی که حتی آشنایی نسبی هم با کنگره ۶۰ نداشته اند، وقتی وارد کنگره می شوند و مورد مشاوره قرار می گیرند، بعد از اینکه از اتاق مشاوره بیرون می آیند به یکی از مطالبی که اغلب فکر خواهند کرد، این است که من دیگر خسته شده ام و می خواهم هرچه زودتر خلاص بشوم، بازهم اینجا می گویند باید ۱۱ ماه دیگر صبر کنم و همچنان مصرف کننده باشم، اما کمتر کسی باورش می شود که در این مدت که زمان درمان اعتیاد است، چه اتفاقاتی خواهد افتاد و بعد از آن چه خواهد شد.

 

درمان اعتیاد و گروه درمانی

شاید حالا لازم باشد کمی از تجربیات چندین ساله خودم برای کسانی که تازه وارد کنگره شده اند بنویسم و برداشتم را به عنوان یک راهنما در کنگره ۶۰ و کسی که بارها و بارها همراه کسانی که به رهایی رسیده اند و از لذت رهایی آنها هم برخوردار شده ام را نیز چاشنی مطالبم کنم.


باید اضافه کنم که کسی که در هر کجا دستور قطع داروی مصرفی خودش را از آقای مهندس دژاکام می گیرد، می بایست یک روز چهارشنبه به نمایندگی آکادمی بیاید و گل رهایی خودش را که یک سمبل ارزشمند محسوب می شود را از دست های آقای مهندس دژاکام دریافت کند و برای اینکه در جایگاه قرار بگیرد، باید از یک پله ۳۰ سانتی بالا برود، باور کنید این پله بیشتر از ۳۰ سانت نیست، اما برای اینکه کسی لیاقت عبور از این معبر را پیدا کند باید حدود یکسال صبر و تلاش کند، آموزش ببیند و به قولی خود ساخته شود، صعود از این پله ماهها و ماهها طول می کشد که شاید اگر کسی بخواهد بلندترین قله های کره زمین را فتح کند، کمتر از یک ماه امکان پذیر است، اما چرا باید برای یک پله ۳۰ سانتی حدود یکسال وقت گذاشت؟


خیلی ها وارد لژیون ما شدند و در گروه قرار گرفتند، خیلی وقتها می شود که یک رهجو دوست دارد برای راهنمای خودش صحبت یا درد و دل کند که قطعأ راهنمایان هم در اوقات مختلفی به حرفهای آنهاغ گوش می سپارند و حتی گاهی سراپا گوش می شوند و سنگ صبوری برای آنها خواهند بود، اکثرأ در اوایل شروع سفر بی حوصلگی می کنند و از راه دراز سفر اول گله دارند، از خستگی هایشان صحبت می کنند و از اینکه آیا راهی نیست تا هرچه زودتر این سفر به اتمام برسد؟


البته فراموش نکنیم اینها همان کسانی هستند که در آینده خودشان به کسانی که تازه وارد هستند امید می دهند، از روزهای گذشته خود برایشان خواهند گفت و از اینکه چگونه صبر و بردباری، قناعت و توکل راه گشای آنها بوده.


اما یک راهنما هم وقتی به صحبتهای مسافری که از طولانی بودن راه می گوید، گوش می دهد، گوشه لبش لبخندی نه تمسخر آمیز بلکه یادآورانه به چشم می خورد، شاید بخاطر آن باشد که او بارها و بارها این گله ها را قبلأ از خیلی کسانی شنیده که آنها حالا خودشان به رهایی رسیدند و حتی خیلی از آنها راهنما شده اند.


صرف نظر از بازسازی سیستم ایکس (X) در بدن و چالش های دوران سفر اول که خودشان سازنده آینده مسافران هستند، باید به اهمیت ساختار جهانبینی کنگره ۶۰ و شکل گیری آن در وجود یک مسافر اشاره کرد، وقتی کسی سالها درگیر اعتیاد می شود، قطعأ فرهنگ یک مصرف کننده مواد مخدر را هم با خود یدک خواهد کشید که هیچ ربطی به سطح تحصیلات، شغل یا سن افراد ندارد، ممکن است آدمها با هم متفاوت باشند اما به هر حال از این فرهنگ بی بهره نخواهند بود، البته هرکسی به سهم خودش . . .


اما با گذشت زمان دوباره فرهنگ کنگره ای جای خودش را به آهستگی در روح و روان یک مسافر سفر اولی با فرهنگ اعتیاد عوض خواهد کرد و این فرآیند حتمأ پروسه زمان را لازم دارد و همراه با آموزش های مداوم در طول مدت درمان، هر روز مسافر مورد نظر قوی و قوی تر از گذشته خواهد بود.


باور دارم برای بالا رفتن از این پله ۳۰ سانتی می بایست فولادین بود، می بایست آبدیده شد و می بایست استاد شد، بله استاد، به فرمایش جناب مهندس در کنگره کسی معتاد ترک نمی دهد، کنگره استاد پرورش می دهد که البته استادانی با ارزش و قدرتمند، استادانی برای خود، خانواده و جامعه پیش رو که البته همانطور که یک کوهنورد برای صعود به قله های مرتفع نیاز به شرایط و لوازم خاصی دارد، یک مسافر نیز برای صعود ب بالای این پله به ابزاری کارآمد نیاز دارد، ابزار یک مسافر دانش آن است که البته هم آموزشها و هم نوشتارها و منابع آموزشی صوتی و تصویری در کنگره، از جمله ابزار آنها خواهند بود و البته یک کوهنورد یک بلد راهی را هم نیاز دارد، بله بلد راه یا همان راهنما . . .


اما تفاوت شگرف است، بین کوهنوردی که قله ای را فتح کرده با مسافری که پله رهایی را پشت سر گذاشته است.


باور کنید نمی توان هردوی آنها را در یک رده از فاتحان قرار داد، کسی که قله کوه را فتح می کند، بعد از بازگشت ماهها استراحت می کند و فخر می فروشد، اما وقتی مسافری از این پله ۳۰ سانتی پایین می آید تازه انجام هایش آغاز می شود، چرا که می داند پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست و تازه تلاش و کوشش او بیشتر و بیشتر خواهد شد، دیگر از پای نمی نشیند و جبران خسارات گذشته را می کند و شاید خدمتگزاری ارزشمند برای کنگره باشد.


به هر حال شاید از این به بعد وقتی به نمایندگی آکادمی می روید کمی عمیق تر به پله انتهای سالن نگاه کنید، من این کار را بارها و بارها کرده ام و پیشنهاد می کنم شما هم کمی بیشتر و عمیق تر نگاه کنید.


در آخر از همه کسانی که این مطلب را می خوانند، می خواهم در نظرات خود به پیشنهاد من یک اسم برای این پله انتخاب کنند، شما به این پله چه می گوئید؟ پله راستی؟ پله اوج؟ پله آخر؟ پله زندگی؟ یا پله بازگشت؟ یا حتی پله بی بازگشت؟ لطفأ شما هم نظر خود را بدهید، با آرزوی موفقیت و صعود تمامی مسافران از قله ای که نامش هنوز ثبت نشده است . . .

 

علی صداقت ۲۰/۱۲/۱۳۹۰
منبع :
وبلاگ لژیون علی صداقت

نوروز باستانی خجسته باد

  
رسم است سال كه نو مي شود آدم ها نگاهي به پشت سرشان مي اندازند و كارهاي خود را درسالي كه گذشت سبك و سنگين مي كنند. اين يكي از رازهاي نهفته در نوروز است. در نوروز نه تنها آدم ها و انديشه هايشان بلكه ديگر عناصر طبيعت از گياه و درخت و زمين و وحش تكان مي خوردند؛ جنبشي درجان و تن، خستگي و رخوت را مي تكانند؛ نو مي شوند، هم از اين روي بود شايد كه در كودكي بر سر سفره هفت سين در انتظار تكان خوردن ماهي قرمز پس از سكوني رازآميز بوديم تا دريابيم كه سال تحويل شده است، يعني كه نوروز نه تنها يك واقعه معنوي و دروني كه فرآيندي فيزيكي و مادي نيز به شمار مي آيد.

پس تن و جان را از رخوت بتكانيم و براي ورود به سال نو با انديشه اي نو آماده شويم، سالي خوب و توأم با خير و بركت براي همه آرزو مي كنم.
 

سفر رسيدن نيست رفتن است.
 

به صحرا شدم، عشق باريده بود و چنان كه پاي آدميان در گل فرو شود؛ پاي من در عشق فرو
 مي شد....
 

سالي نو در راه است اما وحشت از كهنگي امانم را مي گيرد، ترس از ماندگي سرم را به دوران مي اندازد، يك سال ديگر از عمري كه خداوند به بركت خود روزيم كرده بود؛ پشت سر گذاشتم اما آيا به واقع از بركت آن بهره بردم يا كفر نعمت كردم و زمان؛ كه به عقيده من بزرگترين ثروت خدادادي است را، به بطالت گذراندم؟!

 

 

خداوندا كمكم كن تا از روزهاي پرنور رحمت و بركتي كه در راه است بهره كافي و وافي را ببرم و هر روز و هر لحظه با گذشتش مرا به خود نزديكتر كند كه تو در جان مني و به يمن حضور توست كه هست يافته ام، پس لحظه اي مرا به خود وا مگذار كه نيست مي شوم، خداي من با تمام وجودم دوستت دارم، به اميد اينكه درسال نو دوست داشتن را به معناي واقعي بياموزيم و دوست داشتني باشيم!
 

سال نو لحظه به لحظه اش بر همه مبارك
 
نویسنده: همسفر ابوالحسنی
 

افزایش شیشه‌کشی در آرایشگاه‌های زنانه!

افزایش شیشه‌کشی در آرایشگاه‌های زنانه!   پلیس از افزایش مصرف شیشه به بهانه لاغری در آرایشگاه‌های زنانه و مراکز لاغری، هشدار داده است. خبرآنلاین: روش جدید برای کاهش وزن: شیشه‌کشی آن هم در آرایشگاه‌های زنانه. این روش، پلیس را نگران کرده. حالا یک فرمانده نیروی انتظامی اعلام می‌کند این طریقه کاهش وزن در شهرستان‌های دور از پایتخت نیز استفاده می‌شود تا زنان شهرنشین که خود را چاق، حس می‌کنند، لاغرتر شوند.رئیس پلیس استان خراسان رضوی می‌گوید: "در آرایشگاه‌های زنانه افراد به استفاده از شیشه به منظور کاهش وزن و لاغری ترویج می‌کنند."به گزارش فارس، بهمن امیری‌مقدم که ظهر امروز در جلسه شورای اداری استان خراسان رضوی که در تالار اجتماعات استانداری خراسان رضوی برگزار شد، سخن می‌گفت، از تغییر ذائقه معتادان به مواد مخدر، خبر داد. به گفته این فرمانده ارشد انتظامی، تغییر ذائقه استفاده از مواد مخدر سنتی به سمت مواد مخدر صنعتی در حال افزایش است و برخی از افراد به ترفندهای گوناگون نظیر کاهش وزن افراد ترغیب به استفاده از این‌گونه مواد می‌کنند. پیش از این، تحلیل‌گران اجتماعی و رفتارشناسان از شیوع استفاده از شیشه در آرایشگاه‌های زنانه، هشدار داده بودند و گفته بودند فرهنگ لاغری و باربی شدن در شهرها افزایش یافته و برخی از آرایشگاه‌های زنانه و کلوپ‌های تغییر سایز بدن در شهرها، از مواد محرک و توهم‌زا برای کاستن از وزن مشتریان خود، استفاده می‌‌کنند.  مجید ابهری، رفتار شناس و استاد دانشگاه به خبرآنلاین گفته بود: "در مناطق غرب تهران، برخی از آرایشگاه‌های زنانه، با استفاده از شیشه، مشتریان خود را به کاهش وزن ترغیب می کنند و یا قرصهای لاغری در اختیار آنها می‌گذارند که حاوی مواد فراوان محرک و مخدر است." وی با اعلام اینکه دیگر نمی توان خرده‌فروش‌ها را سر کوچه و خرابه‌های اطراف شهر جستجو کرد، از مسئولان خواسته بود فکری به حال بازاریابی چهره به چهره مواد مخدر صنعتی که در قالب داروهای کاهش وزن و اختلالات جنسی، توزیع و مصرف می‌‌شود، کنند. یک تحلیل‌گرا مسایل سیاسی و اجتماعی نیز چندی پیش در همایش مسئولان بسیج شاهرود نسبت به شیوع فراوان مواد مخدر و محرک در بین زنان و دختران اظهار‌نگرانی کرده بود.  غلامرضا خرم‏جاه گفته بود: " آمار موجود در کشور و تحقیقات نشان می‏دهد که در میان زنان و دختران مصرف شیشه و در بین جوانان مصرف کراک بسیار بالاست." اکنون این هشدارها، به پلیس نیز سرایت کرده و فرماندهان نیروی انتظامی می‌گویند نمونه‌هایی از مصرف شیشه را در آرایشگاه‌های زنانه یافته‌اند.  ایران، تولیدکننده مواد مخدر صنعتی  هفته گذشته نیز رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا، در کنفرانس خبری خود تاکید کرده بود الگوی تهیه و توزیع مواد مخدر در کشور عوض شده و کشفیات مواد مخدر صنعتی و روان‌گردان‌ها در ماه‌های نخست امسال، نسبت به زمان مشابه در سال گذشته، 140 درصد افزایش یافته است.  به گفته علی مویدی، تیم‌های بزرگ تهیه و توزیع مواد مخدر صنعتی مانند کراک و شیشه در اطراف تهران کشف و متلاشی شده‌اند. گزارش‌های اخیر پلیس نشان می‌دهد اعضای این تیم‌ها، تماما ایرانی و جوان هستند و برخی از محصولات غیر‌قانونی خود را در کشتی‌های تجاری، بارگیری و قصد صادرات آنها به کشورهای دیگر را داشته‌اند.  ستاد مبارزه با مواد مخدر و پلیس، بارها تاکید کرده مبارزه با مواد مخدر، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و الگوهای تولید، تهیه و توزیع این مواد در کشور، در حال تغییر است.  اکنون با باز شدن پای آرایشگاه‌های زنانه و مراکز بهداشتی که در زمینه زیبایی فعالیت می‌کنند به بازی مواد مخدر صنعتی، موضوع، پیچیده تر از گذشته می‌شود. زیرا از این به بعد، طرف حساب پلیس و ستاد مبارزه با مواد مخدر، توزیع‌کنندگان معتاد و تابلو دار نیستند، بلکه در قالب زیبایی و لاغری، مواد‌مخدر و محرک صنعتی، در خانواد‌ه‌ها توزیع می‌شود و آسیب‌های آن در جامعه، به مراتب بیش از توزیع موادمخدر سنتی مانند تریاک است.  

نقش ژن نیتریک اکساید سنتتاز در اعتیاد به متامفتامین و ناتوانی جنسی و اسکیزوفرنی

نقش ژن نیتریک اکساید سنتتاز در اعتیاد به متامفتامین و ناتوانی جنسی و اسکیزوفرنينیتریک اکساید چیست؟


درسال1998دکتر لوئیزاگنارو به همراه دو دانشمند دیگرتوانستند جایزه نوبل در فیزیولوژی باپزشکی را در آمریکا دریافت نمایند .اهدا این جایزه به آنها برای یافته های مرتبط با نیتریک اکساید بعنوان ملکول پیام رسان در سیستم قلبی و عروقی بوده است .
دانشمندان کشف کرده اند که نیتریک اکساید باعث انبساط شریانها شده و عملکرد سلولهارا در سراسر بدن تنطیم مینماید افزایش تولید نیتریک اکساید چرخه ارگانهای حیاتی بدن منجمله قلب و مغز را بهبود می بخشد .
نیتریک اکساید عامل بسیار مهمی است چرا که با افزایش سن تولید آن که یک ترکیب طبیعی است وباعث جوانی وانعطاف پزیری عروق میشود کاهش میابد . ودرصورتیکه پلاک حاوی کلسترول درشریان ایجاد شود منافذ منقبض شده وجریان خون کاهش میابد و حتی ممکن است باتشکیل لخته مسدود شود و سبب حمله قلبی و سکته شود .
نیتریک اکساید عملا"عملکرد همه اندامها رادر بدن تحت تاثیر قرار میدهد (ریه ها . کبد . کلیه ها . معده . مغز . )و قطعا"قلب ازجمله این اندامها هستند .
در موقع نعوظ در اقایان باید میزان کافی نیتریک اکساید ترشح شود داروهای مثل وایاگرا باعث افزایش نیتریک اکساید در الت اقایان می شود
عوامل تغذیه ای موثر: در صورت داشتن شرایط مناسب بدنی ورزش و برخی از غذاها باعث افزایش تولید نیتریک اکساید میشود .

چرابعضی از معتادین به متامفتامین (شیشه )دیوانه می شوند

تحقیقات ژاپنی ها نشان داده است که نیتریک اکساید در مغز انسان می تواند به عنوان یک میانجی برای انتفال پیام عصبی باشد .تولید نیتریک اکساید در مغز و جدار عروق تحت کنترل ژن های مختلفی است و بررسی بیماران مبتلا به جنون جوانی(اسکیزوفرنی ) و معتادان به متامفتامین که مبتلا به بیمارهای روانی و جنون شده اند نشان داده است که هفت فرم ژن مشترک در تولید نیتریک اکساید در انها وجود دارد و کسانی که دارای این ژن ها باشند واگر ازموامخدر متامفتامین ياشیشه))استفاده کنند احتمال انکه دچار بیماری جنون و بیماری اسکیزوفرنی بشنوند بیشتر است .
اعتیاد به مورفین هم بر روی تولید ماده نیتریک اکساید و وابستگی مورفین دخیل است .

 

خلاصه سخنان استاد روز پنجشنبه 1390.12.25

                                خلاصه سخنان استاد

نکته مهم این است که کنگره یک تفکرمیباشدیک تفکر قشنگی که تمام انسانها را به تعادل

 وارامش می رساندوبه انسانها اجازه درست زندگی کردن میدهد.

حالا ازکجا باید به تفکر کنگره پی برد ازانجاکه باتفکر کنگره انسان به نظم"درمان"

انرژی"ارزشها"تعقیردیدگاه وغیره میرسد.

به طورمثال نظم در تمام شعب یکسان میباشد یعنی در یک ساعت مشخص جلسه شروع

میشود" قانون یکی میباشد" خدمتها یکسان میباشد" مسافران به رهایی میرسند .

حالا ببینیم این چه نیرویی هست که انسان را وادار به انجام ان میکند بله این همان تفکر

 کنگرهمیباشد واساس کار کنگره بر مبنای عقل محبت وایمان است ومعمولا هرجا که

قانون باشدباخودش ارامش واسایش می اید وهیچ فرقی هم بایکدیگر ندارد قانون برای

همه یکسان میباشد یعنی به نوع مصرف"به نوع جنسیت "به نوع درامد "به نوع تحصیل

وغیره........ ربطی ندارد

در ابتدا تفکر وبعد خواست خود انسان مهم میباشد وبرای رسیدن به این خاسته بایدمسیر

درست طی شودمثلا برای رسیدن به مشهد نباید به طرف جنوب حرکت کرد اگر به

 طرف جنوب حرکت کنیم هیچ وقت به مقصد نمی رسیم.

حالا ببینیم که حقیقت یعنی چه؟

حقیقت یعنی انچه که بوده هست وخواهد بودوهمانگونه که مهندس می فرمایند برای

درمان اگرهمان۴وادی اول را به واقع بفهمیم تمام مسائل درست میشود.

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دبیر جلسه:مسافر صادق

استاد جلسه:مسافر حامد شمس

دستور جلسه:وادی هفتم وتاثیر ان روی من  

پنجشنبه ۱۳۹۰.۱۲.۲۵کنگره۶۰ شعبه فشم

دوستان لطفا بعد از خواندن مطلب نظر خود را بگذارید برای پیشرفت خودم به نظر شما نیاز

                                                  دارم                                                    

ابداع روش نوين در درمان اعتياد به شيشه

متخصص اعصاب و روان و عضو هيات علمي دانشگاه تهران از ابداع روشي نوين براي درمان اعتياد بالاخص معتادان به مواد مخدر شيشه آن هم با استفاده از تكنولوژي تمرينات ذهني خبر داد.
دكتر رضا رستمي در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، در اين باره افزود:‌ با توجه به اين كه طي سال‌هاي اخير مواد صناعي اعتيادآور بين گروه هدف از رواج چشمگيري برخوردار بوده است.

و عملا درمان‌هاي رايج در سطح كشور پاسخگوي كاملي براي بي‌رغبتي جوانان به اين مواد نبوده، يك مركز ترك اعتياد با استفاده از تكنولوژي تمرين ذهني به مبارزه با اين تغيير تكنولوژي در مصرف مواد مخدر پرداخته است.

وي در ادامه به استفاده از تمرينات ذهني در قالب تكنولوژي نوروفيدبك و تحريك مغناطيسي مغز (CTMS) به همراه روان درماني و البته در كنار درمان‌هاي رايج فعلي اشاره و تصريح كرد: در اين روش فرد طي مدت درمان، به شكل غيرمستقيم مي‌آموزد كه به مواد مخدر فكر نكند و در صورت وسوسه شدن، نسبت به جايگزين كردن افكار ديگري و عملي كردن اقدامات مثبت نسبت به دوري جستن از شروع مجدد به مصرف مواد توانمند ‌شود.

به گفته اين متخصص اعصاب و روان، اين روش درمان نسبت به درمان بيماري‌هاي رواني همراه اعتياد از جمله افسردگي (شايع‌ترين علت تمايل افراد به مواد مخدر)، نيز موثر خواهد بود.


كاهش اشتهاي مصرف مواد مخدر با استفاده از تمرينات ذهني و تحريكات مغناطيسي مغز


نتايج حاصل از اين پروژه مثبت بوده است

طه طاهري ـ جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر ـ نيز در گفت‌وگويي با ايسنا، ضمن تاييد و تاكيد بر علمي بودن استفاده از اين روش درماني، گفت: يكي از پروژه‌هاي مورد مطالعه در زمينه تهيه پروتكل‌هاي درمان مخدر شيشه استفاده از روش ياد شده است كه بر اساس آن تاثيرات مصرف اين ماده مخدر در ذهن افراد تصويربرداري مي‌شود.

وي با بيان اين كه بدين ترتيب با بررسي و مطالعه، تاثيرات مواد مخدر بر سلول‌هاي مغزي مشخص مي‌شود، اعلام كرد: سپس براي درمان به همان بخش و يا نقاط از ذهن حمله مي‌شود و اشتهاي فرد به مصرف مواد از بين مي‌رود.

جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر ادامه داد: به عنوان مثال زماني كه فرد مخدر شيشه را مصرف مي‌كند، قسمتي از مغز وي قرمز مي‌شود كه در حال مطالعه هستيم كه اين مخدر بر كدام يك از نقاط مغز تاثير مي‌گذارد، تا سپس با استفاده از مكانيزم درماني بر همان نقطه اثر گذاريم تا اشتهاي فرد به مصرف مواد مخدر از بين برود.

طاهري با اشاره به سنگين بودن پروژه در حال مطالعه، گفت: با توجه به اين كه نتايج حاصل از آزمايشات اين پروژه بر روي تعداد اندكي از افراد مثبت بوده و جواب داده است، لذا پيش‌بيني مي‌شود كه مي‌توان اين پروژه را عملياتي كرد.


20 هزار تومان هزينه هر جلسه مراجعه فرد براي درمان با روش تمرينات ذهني

وي در مورد هزينه‌هاي درماني ترك اعتياد با استفاده از تمرينات ذهني گفت: هزينه هر جلسه مراجعه فرد به منظور درمان با اين روش حدود 20 هزار تومان است. لذا اين روش درماني، روش درمان افراد با بضاعت مالي اندك نيست، چرا كه يك فرد هر دو سه روز يك بار بايد به مركز مربوطه مراجعه و يك ساعت پشت دستگاه‌ها بنشيند.

جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در ادامه تاكيد كرد: سال گذشته با تلاش فراوان چهار دستگاه مربوطه را وارد كشور كرديم، چرا كه هزينه و تكنولوژي كاربرد دستگاه‌ها بالا و سنگين است و پس از كسب مهارت‌هاي لازم بايد به كار رود.


مواد مخدر آن قدر ارزش دارد كه به اندازه جشنواره‌هاي تابستاني و زمستاني براي آن هزينه صرف شود


بودجه‌هاي كنوني صدقه‌سري بيش نيست

طاهري با اين گفته كه استفاده از اين روش درمان سخت است، لذا ابتدا بايد نتايج مثبت حاصل از آن تاييد شود تا به صورت سراسري اجرا شود، عنوان كرد: با آن كه نتايج حاصله اين پروژه مثبت بوده است، اما اين طرح به صورت پايلوت و عمومي اجرايي نشده و نتايج حاصله تنها پس از بررسي بر روي تعداد اندكي از معتادان به دست آمده است.

وي در پاسخ به سراسري كردن اجراي اين طرح و روش درماني، گفت: اگر قرار است مشكل اعتياد كشور را حل كنيم، بايد هزينه‌هاي لازم براي اين كار را نيز بپردازيم تا مشكل حل شده و يا آن كه در اين زمينه در وضعيتي متعادل قرار گيريم.

جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر افزود: براي اجراي هر طرحي، به سختي بودجه در نظر گرفته مي‌شود و يا اين كه براي اجرا بايد فشار وارد كرد، حال آن كه به نظر مي‌رسد مواد مخدر آن قدر ارزش دارد كه براي حل مشكل سوءمصرف آن به اندازه جشنواره‌هاي تابستاني و زمستاني براي آن هزينه صرف شود.

طاهري افزود: در درمان و يا پيشگيري از سوءمصرف مواد پروژه‌هاي متفاوتي وجود دارد، اما بحث اين كه آيا با بودجه كنوني مي‌توان اين پروژه‌ها را پيش‌برد؟ كه مي‌گوييم اين بودجه‌ها صدقه سري بيش نيست.

وي در ادامه گفت‌وگو با ايسنا عنوان كرد: اگر پس از تاييدهاي نهايي پرروژه مذكور به صورت رسمي اعلام شود، همچون استفاده از شربت ترياك در درمان اعتياد، از توفيقات بزرگ ايران در سطح جهان به شمار خواهد رفت.

نوروز ، اعتیاد ، كنگره 60

راستش امسال وقتی با بچه های كنگره كنار سفره هفت سین عكس یادگاری می گرفتیم به این فكر فرو رفتم كه اینها زمان اعتیاد كجا بودند و این عبارت در ذهنم متصور شد :

نوروز در اعتیاد ، نوروز در كنگره 60

ازنوروز دوران اعتیاد كه باهاشون صحبت كردم هر كدام سفره ای برای درد دل داشنتد بزرگتر از سفره هقت سین .

یكی گفت :چهار سال بعد از اولین مصرفم تازه باور كردم اعتیاد دارم و خواستم ترك كنم . قبل از سال تحویل تریاكم رو مصرف كردم و توپه توپ نشستم سر سفره و پیش خدا هفت سین رو شاهد قرار دادم كه دیگه مصرف نكنم ولی تا دوازدهم بیشتر دوام نیاوردم و سیزده به در رفتم مصرف كردم .

یكی دیگه گفت : من دو سال لحظة سال تحویل سر سفره و پیش خانوادم نبودم چون رفته بودم موادم را تهیه كنم .

این یكی گفت : من اصلا از پارسال عید به خاطر مصرف و تخریب بالای كراك چیزی یادم نمیاد .

اون یكی گفت : من امسال بعد از پانزده سال می خوام با خانوادم برم مسافرت .

یكیشون كه گفت : من مسافرت خانوادم رو سه روز به تآخیر انداختم تا ساقی هرویین از مسافرت بیاد و من هرویینم رو تهیه كنم .

( از این یكی یكی ها بسیار زیاده كه نوشتن اونها در توان این قلم و نه در گنجایش این صفحه است . )

ولی حالا :

سلام دوستان میثم ، مهرداد ، رضا ، محسن و... هستیم یك مسافر

ازشون پرسیدم دوران مصرف سخت ترین كار توی خونه تكونی چی بود ؟ هركدوم چیزی گفتن : از فرش شستن و بالای پنجره ها رو تمیز كردن گرفته تا جابجایی بوفه ، حامد كه گفت من اصلا زمان مصرف كار نمی كردم . میثم هم گفت : برای من سخت ترین كار پیدا كردن بهانه ای برای فرار كردن از خنه تكانی بود .

ولی همین افراد آخرین جمعه سال نود آمدند كنگره و نمایندگی سمنان ر از بالا تا پایینش را شستند و به عبارتی شعبه تكانی كردند .انگار گمشده ای داشتند كه با كار كردن پیداش كرده بودند .

بهشون گفتم سلام چه خبر ؟

نگفتن ای بابا بد بختی بیجارگی بلكه گفتن :سلامتی ، شكر

بهشون گفتم خانوادتان چطورند ؟

نگفتند خبری ندارم یا هنوز دارن به من گیر میدن بلكه  گفتن : خوبند اتفاقا امروز پیششون بودم یا چون نتونستم برم ببینمشون باهاشون تماس تلفنی داشتم .

بهشون گفتم از ساقی تریاك تان چه خبر ؟

نگفتن فلان فلان شده یا نیست یا وقتی هم هست جنسش آشغال و گرونه بلكه گفتن : خوبه اتفاقآ چند روز پیش توی خیابون دیدمش و هم  باهاش احوالپرسی كردم و هم سال نو رو بهش تبریك گفتم .

بهشون گفتم لحظه سال تحویل ؟

نگفتن چرت زدن سر سفره بلكه گفتن : اشك های شوق و دست هایی كه در دستان همسفرانشون بود .

سر آخر بهشون گفتم هفت سین ؟

نگفتن شبژه ، شمنو ، شیر ، شكه ، شماغ ، شنجد و شیب بلكه گفتن : سبزه ، سمنو ، سیر ، سكه ، سماغ ، سنجد و سیب .

اینها یكطرف وروی ظاهر سكه وهمان صور آشكارشون بود و روی دیگر سكه همون صور پنهانی است. كسی كه مواد مخدر مصرف می كنه علاوه بر اینكه خودش فرمانبردار بی چون وچرای اعتیاد میشه بلكه همسر ، فرزند ، سال نو ، كار ، تفریح و . . . را هم به نوعی فرمانبردار اعتیاد می كنه . وقتی مسافری (آقا مهرداد)گفت : من بعد از پانزده سال می خواهم با خانواده ام مسافرت بروم و ازش پرسیدم چرا تا حالا نرفتی ؟ جواب داد : چون یا می ترسیدم تو غربت جنس گیرم نیاد یا ترس داشتم كه من را با موادم دستگیر كنن و آبروی خانوادم برود یا قیافم تابلو بود و مایه شرمساری زن و بچه ام بودم و این اواخر تخریبم به حدی زیاد بود كه حتی بچه ام به من بابا نمی گفت چه برسه به اینكه باهام مسافرت بیاد ولی الان كه نزدیك 2 سال است كه از اعتیاد آزاد و رها شدم در قبال خودم ، خانوادم و دیگر اطرافیانم احساس مسؤولیت می كنم  چیزی كه در زمان مصرف اصلآ متوجهش نشده بودم . الان وقتی كه دست بچه ام را تو دستم می گیرم احساس نیاز دوطرفه رو درك می كنم . الان وقتی پسرم سرش را ، روی سینه ام میذاره فقط میتونم بگم انگار شارژرهامون رو زدیم به برق همدیگه .

بیشترین نمود تغییرات یك مسافر تغییر نگرش در پذیرفتن مسؤولیتهاش و بخصوص مسؤولیت درمان اعتیادشه . قبل از ورود به كنگره ، فرد همه را مسؤول اعتیاد و معتاد شدنش میداند و خودش را بی تقصیر یا در رتبه آخر مقصران ولی  كنگره 60 این را یاد میدهد كه من خودم و جهل خودم در رتبه اول مقصران اعتیادم هستیم . البته اینكه كنگره 60 در حال ارائه این آموزش هاست یك طرف سكه است و طرف دیگة این سكه این است كه  من چقدر آموزش میگیرم و اینكه آموزشهام را چقدر عملی می كنم . ببینید در اینكه  كنگره و آموزشهاش رایگان و برای تمامی مصرف كننده هاییست كه دنبال راه درمان درست هستند جای بحثی نیست  منظور این است من كه آمدم كنگره باید آموزش های كنگره را فرا بگیرم كه برای این باید جنسم را هم جنس كنگره و بچه های كنگره كنم و لازمه این تغییر شروع سفر و مسافر شدن است .

قبل از ورود به كنگره فرد مصرف كننده نه تنها مسؤولیت اعتیادش را به گردن دیگران میندازد بلكه از دیگران توقع درمانگری اعتیادش را هم دارد ولی در كنگره 60 یاد میگیرد درمان گر اعتیاد خودِ خودِ خودش است و باید برای رسید به درمان سفر كند ، سفری از ظلمت به نور ، از نادانی به دانایی ، از حقارت به سر افرازی ، از ترس به شجاعت ، از كفر به ایمان و در نهایت از نفرت به طرف عشق .

مـــــــــــــــهرافزون

طبقه بندی: سند بدون نقص(میثم)،

منبع : وبلاگ دوست عزيزم دوبال پرواز

دستور جلسه این هفته : بازیگر باشیم یا تماشاچی

دستور جلسه این هفته : بازیگر باشیم یا تماشاچی

بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 DST ( روش درمان تدریجی یا کاهش پله ای مصرف ، تیپرینگ ) ، برای رسیدن به درمان کامل و قطعی اعتیاد بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد ، یعنی جسم ، روان و جهان بینی هر سه در کنار یکدیگر و با سرعت مساوی یا به عبارت دیگر به موازات هم به تعادل و سلامتی برسند . در هفته های گذشته در مورد تخریب ها و آسیب های وارده به هر یک از این بخش ها ، به قدر کافی صحبت شد .

اکنون می دانیم که برای به تعادل رسیدن و سلامتی هر یک از این اضلاع ، کنگره 60 تدابیر و حرکت های خاصی را اندیشیده و به کار گرفته است . در بخش جسم ، حرکت خاص کنگره 60 ، عملیات تیپرینگ یا کاهش پله ای مصرف در پله های 21 روزه با ضریب کاهش 8/0 است . برای به تعادل رسیدن جسم و راه اندازی سیستم X عملیات کاهش تدریجی و پله ای مصرف به تنهایی کافی نیست . برای انجام این مهم ، کارکرد ما در دوضلع دیگر مثلث درمان اعتیاد نیز بایستی به کمک ما بیایید اما حرکت خاص و اختصاصی در رسیدن به تعادل جسمی ، عملیات تیپرینگ یا کاهش پله ای مصرف در طول 11 ماه می باشد .

در ضلع جهان بینی و برای خنثی کردن و از بین بردن تفکرات و دیدگاه های افیونی و رسیدن به تعادل و سلامتی فکر و جهان بینی ، حرکت خاص و اختصاصی کنگره 60 که با اطمینان می گوییم در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نمی توانیم بیابیم ، آموزش جهان بینی کاربردی است . درمقوله جهان بینی ، آموزش و در ادامه به کارگیری و پیاده کردن آن در زندگی روزمره ، حرف اول را میزند اما جالب این است که در این قسمت نیز برای رسیدن به تعادل و سلامت فکر و جهان بینی ، باز هم آموزش به تنهایی کاری از پیش نمی برد و عملکرد ما در دو ضلع دیگر مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم و روان باید به یاری ما بیایند تا آموزش های جهان بینی و به کارگیری آنها ممکن شود . و اما ضلع روان که بین دو ضلع جسم و جهان بینی واقع شده است. قبل از هر چیز باید اشاره کنیم که روان چیست . وقتی از روان صحبت می شود ، قدر مسلم واژه هایی چون روان شناسی ، روان کاوی یا روانپزشکی و غیره مطرح می شود . در علوم روانشناختی در خصوص تعریف روان و بیان عملکرد آن مطالب بسیاری توسط متخصصین امر ارائه شده است که در جای خود ارزشمند و محترم است . البته برای فهم و درک آنها شاید نیاز به فراگیری علوم تخصصی آن باشد .

اما کنگره 60 سعی می کند موضوعات را تا جایی که ممکن است ساده و قابل فهم بیان نماید تا برای اشخاصی که با علوم تخصصی هم آشنایی چندانی ندارند ، قابل فهم و درک باشد . ما در کنگره 60 سعی می کنیم برای درک واژه ها و مفاهیم ، ابتدای امر به سراغ خود واژه برویم و آن را بشکافیم . وقتی به واژه روان توجه می کنیم می بینیم که واژه روان به مفهوم روان یا رونده بودن یا جاری بودن است . یعنی بخش هایی از شهر وجودی انسان که جاری و رونده است و در قیاس با جسم از حرکت سریع تر و راحت تری برخورد دار هستند . جسم انسان هرچند قابل حرکت است اما حرکت دادن آن چندان هم ساده نیست . گویی مانند فلز سرب سنگین است و برای حرکت دادن آن انرژی زیادی مصرف می کنیم . اما بخش هایی از شهر وجودی ما که کنگره 60 به آن ها صور پنهان می گوید ، مثل حس ، روح ، نفس ، تفکر ، ذهن ، عقل... ، اگر دقت کنیم می بینیم خیلی راحت و سریع حرکت می کنند ، گویی پرواز می کنند ، در هر لحظه و خیلی سریع ، با حس ، فکر و ذهنمان می توانیم به هر کجا که می خواهیم برویم و در هرجا که می خواهیم و به هر شکلی که دوست داریم می توانیم باشیم . پس اجزای صور پنهان ما روان و جاری هستند . وقتی از روان صحبت می کنیم یعنی از صور پنهان انسان صحبت می کنیم .

کنگره 60 انسان را به دوبخش تقسیم می کند صور آشکار که با چشم فیزیکی قابل روئیت است مثل دست ، پا ، سر ، کلیه ، قلب و غیره و صور پنهان که با چشم فیزیکی قابل روئیت نیستند مثل روح ، عقل ، نفس ، حس... و ما از روی نشانه های آن ها ، پی به وجود آن ها می بیریم . پس تعادل روان یعنی تعادل صور پنهان ، برای درمان اعتیاد ، ضلع روان در مثلث درمان اعتیاد نیز بایستی به تعادل و سلامتی برسد . گفتیم که حرکت اختصاصی ما در رسیدن به تعادل جسمی ، کاهش تدریجی و پله ای مصرف در طول 11 ماه است و حرکت اختصاصی ما در تعادل جهان بینی ، آموزش های جهان بینی کاربردی و عمل کردن به آن است . حالا حدس می زنید حرکت اختصاصی کنگره 60 در رسیدن به تعادل روانی چیست ؟ بازیگر بودن و دوري از ضد ارزش ها . دوري از ضد ارزش ها مسئله اي است كه نقش بسيار مهمي در تعادل رواني ما دارد ، اما از آنجاييكه دستور جلسه اين هفته بازيگر بودن يا تماشا چي بودن است ، مي پردازيم به موضوع دستور جلسه هفتگي . دستور جسله این هفته از ما سوال می کند بازیگر باشیم یا تماشاچی ؟ بازیگر بودن همانگونه که خود واژه می گوید یعنی وارد بازی شدن و بازی کردن یعنی از روی نیمکت تماشاچی ها بلند شدن و داخل زمین آمدن و بازی کردن . این مثال بود ، حالا در کنگره 60 و برای درمان اعتیاد ، بازیگر بودن یعنی چه ؟

تا اینجا می فهمیم که بازیگر بودن و دوري از ضد ارزش ها یک اصل اساسی است همان گونه که عملیات تیپرینگ و کاهش پله ای مصرف ، در رسیدن به درمان نقش اساسی دارد و اگر نباشد درمانی در کار نیست و همانگونه که جهان بینی کاربردی ، یادگرفتن و عمل به آن برای درمان اعتیاد ، یک اصل اساسی است و اگر نباشد درمانی هم در کار نیست ، به همین صورت ، بازیگر بودن و دوري از ضد ارزش ها هم یک اصل اساسی درمان اعتیاد در کنگره 60 است و اگر نباشد درمانی در کار نیست . بارها این سخن را از زبان نگهبان کنگره 60 شنیده ایم که بچه های کنگره 60 دو دسته اند یا بازیگرند یا تماشاچی . تماشاچی ها کسانی هستند که مثل یک میهمان می آیند می نشینند ، دست به سیاه و سفید نمی زنند ، کوچکترین کاری انجام نمی دهند و مثل یک میهمان می روند . این دسته یعنی تماشاچی ها بعد از گذشت مدتی خسته می شوند ، البته خودشان نمی دانند که چرا خسته شده اند ، این ها بعد از مدتی شروع می کنند به نق زدن و وارد حاشیه شدن و از همه چیز و همه کس ایراد گرفتن ، می دانید چرا ؟چون بازیگر نیستند . مثلا اگر یک سفر اولی را دیدید که مدام از همه چیز ایراد می گیرد ، نظریه پردازی می کند ، نق می زند ، وارد حاشیه می شود و از درمان خود غافل شده است بدانید که ممکن است اصلی ترین علت آن تماشاچی بودن باشد .

دسته دوم ، افرادی هستند که بازیگرند یعنی وارد بازی شده اند . بازیگر بودن در کنگره 60 مصادیق زیادی دارد ، یکی از آنها شرکت کردن در بخش گفت و شنود است یا همان مشارکت . کسانی که مشارکت می کنند در بخش گفت و شنود ، بازیگر هستند ، صحبت های دیگران راگوش می کنند استفاده می کنند . ایراد نمی گیرد چون خودش هم مشارکت می کند و صحبت می کند . کسانی که در بخش گفت و شنود تماشاچی هستند و بازیگر نیستند مدام از مشارکت ها و صحبت های دیگران ایراد می گیرند . یکی دیگر از مصادیق بازیگر بودن ، خدمت کردن است ، دامنه وسیع خدمت ، همه فعالیت های کنگره 60 را در بر می گیرد ، از برداشتن یک فیلتر سیگار از روی زمین و انداختن آن در سطل آشغال گرفته تا جارو کردن ، تی کشیدن ، مهماندار بودن ، میکروفن گردان بودن ، دبیر یا نگهبان و یا استاد بودن ، کمک راهنما بودن یا راهنما بودن ، مرزبان بودن ، دیده بان بودن و حتی نگهبان کل کنگره 60 بودن ، همه و همه در حال خدمت هستند و بازیگر هستند. با وجود همین بازیگرهاست که کنگره 60 زنده است ، پویا ست ، در حال رشد و ارتقاء است ،اگر همه تماشاچی بودند چه می شد؟ آن هایی که خدمت می کنند قدر خدمت دیگران را می دانند ، برای آن ارزش قائل هستند و نه تنها نق نمی زنند و ایراد نمی گیرند ، بلکه برای خدمت دیگران ارزش و احترام خاصی قائل هستند . آن هایی که تماشاچی هستند و خدمت نمی کنند ، ارزشی برای خدمت دیگران قائل نیستند و زبان به ملامت هم می گشایند و از خدمت دیگران ایراد هم می گیرند . این ها ، یعنی تماشاچی ها تعادل ندارند . عملکرد آنها در تعادل جسمی و راه اندازی سیستم X به مشکل می خورد و پیش نمی رود .

عملکرد آنها در ضلع جهان بینی نیز به مشکل می خورد و تغیری نمی کند . زیرا بازیگر نیستند . حتی اگر به فرض ، شخصی را در نظر بگیریم که در ضلع جسم ، کارش را در نهایت درستی انجام دهد ، کاهش پله هایش بسیار دقیق صورت گیرد طبق دستور راهنما و کوچکترین بی نظمی و اختلالی در برنامه اش نباشد و در ضلع جهان بینی نیز با تمام توان آموزش های جهان بینی را یاد بگیرد ، حفظ کند ، مسلط باشد و سعی کند که عمل کند اما بازیگر نباشد و مثل یک میهمان و تماشاچی باشد ، هیچ حرکتی و خدمتی انجام ندهد ، آیا به نظر شما به درمان می رسد ؟ ممکن است برسد ، اما شاید به آن درمان و تعادل مطلوب نرسد . به نقطه ای که مد نظر کنگره 60 است نرسد. وقتی که ما در بخش های مختلف بازیگر می شویم ، مثلا در گفت و شنود حضور داریم و مشارکت می کنیم ، وقتی که هر خدمتی که از دستمان بر می آید انجام می دهیم ، وقتی که تماشاچی نیستیم ، همه و همه ، مصداق تعادل روانی است .

یعنی ضلع روان مثلث درمان اعتیاد ما پا به پای جسم و جهان بینی پیش می رود و با به تعادل رسیدن جسم و جهانبینی به حداکثر تعادل روانی دست می یابیم و قطعا به درمان کامل و قطعی می رسیم . كنگره 60 گروه درماني نيز هست . درمان اعتياد و در ادامه ، تكامل ما در جمع صورت مي گيرد . البته نه جمعي كه به تماشاي آن نشسته ايم ، بلكه جمعي كه در آن حضور داريم ، بازيگر هستيم و در آن جمع حل شده ايم . و حالا یک پیام از کنگره 60 ما اکثرا تنها به جهان می آییم ، با خود آشنا می شویم و سپس حکم می یابیم که در جمع با مفهوم مهربانی ، ادامه حیات بدهیم در این مورد که در جمع هستی ، چگونه باید از زندگی بهره مفید برداریم ، دچار مشکلات می شویم . مهمترین قسمت همین جاست که باید به توانایی هایی دست یابیم . قدرت تفکر ، قدرت انجام آن ، قدرت فیزیک بدن ، اگر این مثلث را خوب رسم نماییم بدون هیچ ابهامی از این مرحله حیات عبور خواهیم نمود و در پایان سفر که به ظاهر تنها هستیم ، تنها نخواهیم بود و این به آنچه انجام داده یم و یک گام بسیارعظیم را برداشته ایم ، در دفتر و اوراق ثبت می شود ، مشروط بر اینکه ، بین تنها آمدن و تنها رفتن را با آن مثلث خوب کامل نماییم . آنگاه خواهید دید که رنج تبدیل به یک گنج معنوی خواهد شد که به آن سو با خود می برید .

با احترام – مسافر علی خدامی www.c60.ir

خلاصه دستور جلسه پنج شنبه فشم 1390.12.18

                                          خلاصه سخنان استاد

استاد فرمودنداین دستورجلسه از اهمیت بالایی برخوردار میباشد وبایدروی این موضوع کار

کنیم کسی که مواد مصرف میکند همیشه نا خواسته دوربینش روی دیگران است واز وضعیت

خودش بی خبر است ودائم در حال فضولی است هیچ وقت اسایش نخواهد داشت زیرا انرژی

خود را بااین ضد ارزش از دست می دهد .

وزمانی که مواد را کم میکنیم باید به دانایی خودمان اضافه کنیم و ابزار دانایی همین دستور

جلسات وجهانبینی کنگره ۶۰میباشد افرادی در کنگره بوده اند که سطح دانایی انهاپایین بوده و

در نهایت با فضولی کردن به حاشیه رفتند واز کنگره خارج شدند در نهایت استاد فرمودند 

که مصرف مواد وقطع مواد ۵/۰ درصداز درمان میباشد واین رفتار وکارها یی که من در زمان

 مصرف مواد انجام داده ام باعث شده که بیشتر به اعماق تاریکی ها فروبروم .

پنج شنبه ۱۳۹۰.۱۲.۱۸ کنگره۶۰ شعبه فشم

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دبیر جلسه :مسافر صادق

استاد جلسه:مسافر اقای داود رفیعی 

دستور جلسه پنج شنبه 1390.12.11

                                      خلاصه دستور جلسه استاد

استاد فرمودند روش دی اس تی کامل ترین روش درمانی میباشد واین دستور جلسه هم نشان

دهنده این موضوع میباشد که توسط این روش ما هم میتوانیم سفر کنیم و برای کار وزندگی ماهم

مشکلی بوجود نمی اید البته به افرادی هم در سفر اول گفته میشود کار نکنید وان به تشخیص 

راهنما میباشد در سفر اول اولویت با سفر میباشد ودر مر حه دوم به صلاح دید راهنما میتوان

کا رکرد .

شاید بعضی ها بگویند مادیات چرک دست میباشد ولی یک فرد سرمایه دار حدقل کاری که انجام

میدهد این است که چندین نفر زیر دستش کار میکنند واین خودش یک خدمت است.

مسئله دیگر این است که ما باید وادی ها را در کار وتحصیل به کار بگیریم وادی اول میگوید

با تفکر ساختار ها اغاز میشودیعنی زمانی که میخواهیم کاری را شروع کنیم باید تفکر

کنیم که این کار تا چه حدی ما را به هد ف نزدیک می کند دوم همین روش تدریجی است که باید

 در کار هم از این روش پیروی کنیم وبه دنبال این نباشیم که یک شبه سرمایه دار شویم وبرای

موفقیت بایستی به تدریج پیش برویم تا به هدف برسیم

ودر مرحله بعد باید مثبت اندیش باشیم و اگر در کار شکست خوردیم نا امید نشویم واین شکست

 را تجربه کنیم برای رسیدن به پیروزی

در ادامه استاد به چند نکته اشاره کردند

تعادل داشتن در کار

محبت کردن درکا ر

در کار بیشتر از اینکه معرف باشیم محبوب باشیم

درکارباید صداقت داشته باشیم

نظم و ترتیب در کار

علاقه داشتن به کار

بالابردن اگاهی در کار نسبت به افرادی که با انها همکاری داریم

و دو عامل در کار وجود دارد یک تقدیر وسرنوشت دوم توانایی حرکت شخص میباشداگر

 توانایی وتقدیر هردو باهم همراه باشد خیلی به سرعت میتوان به هدف رسید

ما باید پایه های مالی خود را قوی کنیم تا بتوانیم در کنگره خدمت کنیم

در مورد تحصیل هم استاد فرمودند که در کتاب کنگره هم امده میزان دانایی انسان به سواد

 نیست به لباس نیست به انسانی اندیشیدن است

در نهایت استاد فرمود ما بایستی از نظر سواد وتحصیلات به انجایی برسیم که  د رخارج

از کشور هم بتوانیم دانش کنگره را ارائه دهیم

پنج شنبه ۱۳۹۰.۱۲.۱۱کنگره ۶۰شعبه فشم

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دیر جلسه:مسافر صادق

استا جلسه:مسافر عباس

دتور جلسه:فضولی واسایش در کنگره ۶۰