دستور جلسه این هفته : فرق عمل سالم با عمل بظاهر نیک


بسم الله الرحمان الرحیم
 دستور جلسه این هفته : فرق عمل سالم با عمل بظاهر نیک


 یکی از موضوعات بسیار مهم در پروسه درمان اعتیاد بر اساس پروتکل DST کنگره 60 ، به تعادل رسیدن موضوع جهانبینی است که از اضلاع مثلث درمان اعتیاد می باشد. تعادل جهانبینی و سالم بودن جهانبینی ، زیربنای تعادل افکار، ذهنیات و درست فکر کردن ماست . می دانیم که تمامی اعمال و رفتار های ما حاصل تفکرات ماست. این که ما به چه موضوع یا موضوعاتی فکر می کنیم ، احساس ، برداشت و ادراک ما از جهان درون خودمان و جهان پیرامون به چه صورت است ، آن چیزی است که سر منشاء رفتار و عملکرد ماست.

جهل و نادانی ، زمانی که با بیماری اعتیاد و حکومت افیون بر شهر وجودی انسان ترکیب می شود ، نوع خاصی از نگرش و جهانبینی را به وجود می آورد که در کنگره 60 تحت عنوان جهانبینی افیونی از آن یاد می شود . جهانبینی افیونی ، یعنی جهانبینی که فرد از زاویه وابستگی شدید به مصرف مواد مخدر ، به خود ، زندگی و هستی می نگرد و این نگاه ، نگاهی است که از پشت عینک جهل ، نادانی ، اعتیاد ، خماری ، نشئگی ، طلبکاری و متوقع بودن ، کینه ، نفرت و دشمنی با خود و دیگران و ده ها حس منفی دیگر صورت می گیرد و مجموعه ای از تفکرات را در انسان ایجاد می کند که در نتیجه آن ، اعمال و رفتار های نادرست و نا سالم، بخش اعظم زندگی فرد را در بر میگیرد و به تبع آن ، زندگی تبدیل به جهنمی می شود که اکثر ما آن را درک کرده ایم.

در پروسه درمان اعتیاد و تعادل جهانبینی ، که ریشه تفکرات ما محسوب می شود ، بخش عمده این تفکرات نادرست و نا سالم از بین می رود و به دنبال آن ، عملکرد ما نیز به سمت سالم بودن پیش می رود ؛ البته سالم شدن اعمال ما و یا به عبارتی رسیدن به عمل سالم ، موضوعی است که به حرف و سخن نیست . خدا می داند که چه مسیر طولانی و چه مدت زمانی باید طی شود و چه تجربه هایی بایستی پشت سر گذاشته شود تا به عمل سالم برسیم . قدر مسلم برای رسیدن به این مهم ، فقط و فقط یک راه وجود دارد و آن تزکیه و پالایش و صراط مستقیم است .

اگر مفهوم صراط مستقیم و تزکیه را فهمیدیم و به آن وارد شدیم ، باید منتظر اعمال سالم هم باشیم و درغیر این صورت ، مقوله ای به این نام در زندگی ما وجود نخواهد داشت. در کنگره 60 از صراط مستقیم زیاد سخن گفته میشود ، زیرا هر آنچه که به دنبال آن هستیم یعنی رسیدن به آسایش ، آرامش ، سعادت و خوشبختی ، فقط در صراط مستقیم است . صراط مستقیم راهی است که هم بسیار سخت و هم بسیار سهل و در عین حال نزدیکترین فاصله و کوتاهترین راه بین ما و خواسته ها و آرزوهایمان می باشد .البته نمی توانیم ادعا کنیم که صراط مستقیم همیشه یک خط راست و مستقیم است . شاید صراط مستقیم پر پیچ و خم ترین راه باشد ، اما آنچه مهم است این است که در هر حال ما را به سلامت و سعادت می رساند .
 در این میان بسیاری اوقات پیش می آید که عمل سالم با موضوعی که تحت عنوان عمل به ظاهر نیک از آن یاد می کنیم اشتباه گرفته می شود ، برای اینکه کمی با تفاوت این دو مقوله آشنا شویم ، موضوع را ابتدا با تعریف و سپس با مثال پیگیری می کنیم .

در کنگره 60 به عملی سالم گفته می شود که نتیجه آن سالم است و در راستای سلامتی و امنیت خاطر ماست هر چند که ظاهر آن خوشایند نباشد و عمل به ظاهر نیک ، عمل یا رفتاری است که ظاهر آن خوشایند و درست جلوه میکند ، اما نتیجه آن مخرب است و از ما سلب امنیت و آرامش می کند .

در حرمت کنگره 60 مواردی قید شده است که تمام اعضای کنگره 60 ملزم به رعایت آن ها می باشند . مثل دریافت و پرداخت هرگونه وجه و رابطه مالی بدون هماهنگی ، هر گونه ارتباط بیرون از کنگره برقرار نمودن ، الفاظ ناشایست استفاده کردن و موارد دیگر .

ارتباط تنگاتنگی بین رعایت حرمت کنگره 60 و مقوله عمل سالم وجود دارد . اجرا و رعایت حرمت کنگره سخت منوط به عمل سالم است و اگر سازوکار عمل سالم را بلد نباشیم ، شاید از اجرای حرمت کنگره 60 ، آنطور که باید برنیاییم . برای مثال ممکن است در شرایط خاصی ، دوست کنگره ای یا هم لژیونی ما نیازمند پول باشد و دوست و یا دوستانش در کنگره بتوانند به او کمک کنند . اگر این شخص پس از دریافت پول نتواند بدهی خود را پرداخت کند و به خاطر همین مسئله از آمدن به کنگره و روبرو شدن با افردای که به او پول قرض داده اند ، خودداری کند ، چه می شود ؟ در اینجا می بینیم که یک نفر به خاطر این ارتباط مالی که بدون هماهنگی مسئولین نمایندگی صورت گرفته است ،شرایط آمدن به کنگره و ادامه درمان و سلامتی اش را ممکن است از دست بدهد .

یک روی این واقعه این است که انجام این عمل ، فی نفسه درست جلوه می کند ، زیرا کسی نیازمند کمک بوده  و کسی که می توانسته کمک کند ، به او کمک کرده است ؛
روی دوم آن این است که ، فردی که از او تقاضای وجه شده است به خاطر رعایت حرمت کنگره و اجرای عمل سالم جواب منفی بدهد و بگوید نه  . گفتن نه و سرباز زدن از انجام این عمل ممکن است در ظاهر شکل خوبی نداشته باشد ، اما نتیجه آن سالم است و به تخریب و جداشدن کسی از کنگره ، منتهی نمی شود .

در این مثال دو موضوع عمل به ظاهر نیک و عمل سالم در کنار یکدیگر قرار می گیرند و می توانیم به مفهوم واقعی عمل سالم نزدیک شویم .
 تفاوت عمل سالم با عمل به ظاهر نیک، فقط به مسائل مالی و یا حرمت کنگره 60 مربوط نمی شود بلکه می تواند در تمام بخشهای زندگی ما و ارتباط ما با دیگران روی دهد. رسیدن به عمل سالم و قرار دادن آن به عنوان دستورالعمل در زندگی ، دارای فرمول خاصی نیست.تنها فرمول آن بودن در صراط مستقیم است و آموزشهایی که می بینیم و عمل می کنیم و تجربه هایی که به دست می آوریم.

به قول یکی از اساتید کنگره60 که می گوید :
 در حسی که ما داریم ، رنج ، عشق و درد و به قول تمامی دوستان ، بر هر قدم سالم باید هزاران قدم بر داریم تا بدانیم که کدام سالم است . وقتی که بُعدمان عوض می شود ، آنچه به جد انجام داده ایم ، ارزشش را به ما نمایان می کند ، زیرا سالم صالح بودن معنای بالایی دارد.
این پیام تا حدی ما را متوجه اهمیت و عظمت و حساسیت مقوله عمل سالم می نماید . البته اینجانب در حد و اندازه ای نیستم  که مفهوم این پیام را به طور کامل بدانم و بخواهم آنرا توضیح دهم و یا به شما انتقال دهم ، امیدوارم هر کدام از ما در حد بضاعتمان مفهوم آنرا درک کنیم  .

برای بیان بیشتر اهمیت موضوع عمل سالم باید بگوییم که عمل سالم یکی از اضلاع مثلث کنگره 60 و لوگو یا آرم کنگره 60 می باشد  و در کنار عدالت و معرفت قرار گرفته است . ترتیب این عناوین به این صورت است که حرکت ما با کسب معرفت و دانش آغاز می شود و سپس به عمل سالم می رسیم و نتیجه اجرای عمل سالم، موضوع بسیار مهم عدالت می باشد .

مسئله دیگر این است که عمل سالم همانطور که در ابتدای مطلب گفتیم نتیجه تفکر سالم است و به عبارتی در یک چرخه قرار دارد ، مسلماً تا زمانی که این چرخه کامل نشود نمی توانیم معنا و مفهوم آنرا در ک کنیم و به آن نزدیک شویم.

در پایان وادی دهم ، این چرخه بدین صورت بیان می شود: 

تفکر سالم       ایمان سالم           عمل سالم      حس سالم        عقل سالم       عشق سالم و باز تکرار .


تفکر سالم باعث می شود که ما انرژی و نیروی ذهنی خودمان را روی موضوعات سالم و مثبت متمرکز کنیم و از پرداختن و فکر کردن به موضوعات منفی و ناسالم اجتناب کنیم . نتیجه ، این می شود که بخش عظیمی از انرژی ما با فکر کردن به مسایل منفی به هدر نرود و افکار منفی ما را در چنبره خود اسیر نکنند. در اینجاست که حرکت نیروها و انرژی ها از قسمت های پایین به طرف بالا و سر هدایت می شود و نیروی تفکر ما بسیار قوی و موثر می شود .

در امتداد تفکر سالم ، آرام آرام بارقه های امید و ایمان سالم در ما پدیدار می شود و درک می کنیم که هر حرکت ما به کجا و چه نتیجه ای ختم می شود . در امنیت و آرامش قرار می گیریم و نیروی ایمان ، اطمینان و اعتماد به نفس خاصی به ما می دهد .

سپس ، جزئیات حرکت ها و رفتارهایمان را در نظر می گیریم و قبل از هر انجامی ، با تفکر خود می توانیم تا حدی نتیجه انجام را مرور کنیم . اشتباهات به حداقل می رسد و عمل سالم خود را به نمایش می گذارد .

در چنین فضایی ، حس ما به عنوان یک گیرنده و نیرویی که منبع دریافت می باشد ، در بهترین حالات خود خواهد بود . در اینجا ، حس ما پیام ها و اطلاعات سالمی را به قوه تفکر و تعقل ما می رساند و عقل اطلاعات درست و سالمی را دریافت می کند .

با دریافت اطلاعات درست و صحیح از طریق نیروی حس توسط عقل ، نیروی تعقل با سلامت کامل فرمانروایی می کند و می توانیم ادعا کنیم که دیگر قوه تعقل ما اشتباه نمی کند ، زیرا اگر اطلاعات نادرست به عقل برسد ، عقل فرمان اشتباه صادر می کند .

و در مرحله بعدی ، عشق سالم به وجود می آید . آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست . در این توالی ، کسب معرفت ، ما را به وادی محبت می رساند و به آرامی ناب ترین عنصر هستی را درک می کنیم .

زمانی که در این چرخه قرار بگیریم ، بسیاری از اعمال ما خود آگاه و نا خود آگاه سالم خواهد بود و این جز در صراط مستقیم در هیچ راه دیگری وجود ندارد و اتفاق نخواهد افتاد . ممکن است برای بسیاری از ما ، گفتن (نه) یا (آری) در رویارویی با موضوع عمل سالم و عمل به ظاهر نیک ، کمی سخت باشد ، اما باید بدانیم این مسئله بستگی کامل به سطح انرژی و عملکرد ما دارد ، زمانی که مسیر و عملکرد ما درست باشد و در چرخه ای که بیان شد قدم برداریم ، توان و انرژی ما در سطحی خواهد بود که به راحتی از موانعی همچون تعارف و رودربایستی و خجالت کشیدن عبور خواهیم کرد و قوه تشخیص و تعقل ما در بهترین و قوی ترین حالت خود خواهد بود و توانایی گفتن( نه) و یا(آری) را در مواقع لازم خواهیم داشت.

 

با احترام
مسافر علی خدامی  
جمعیت احیای انسانی کنگره 60

 

کودکان قربانی پدران شیشه‌ای

همزمان با افزایش مصرف شیشه در ایران شاهد رشد نگران کننده قتلهایی هستیم که از سوی این دسته از معتادان رخ می دهد. جنایتهایی که اغلب قربانیان آن از اعضای خانواده به خصوص فرزندان هستند و به طرزی هولناک رخ داده است.

پرونده قتل نوزاد 5 ماهه به دست پدرش چهارمین پرونده قتل فرزندان به دست پدران شیشه ای است که در آذر ماه رسانه ای می شود. مردانی که بر اثر توهم شیشه دست به جنایتی هولناک می زنند. جنایت هایی که مجازات قصاص ندارد و قاتل فقط به پرداخت دیه و زندان محکوم می شود.

قتل کودک یک ساله به خاطر شکستن پایپ

نخستین پرونده 13 آذر ماه امسال رسانه ای شد. در این جنایت که در شیراز رخ داده بود. مردی به خاطر شکستن پایپ از سوی کودک یک ساله اش او را به قتل رساند. مرد جنایتکار پس از دستگیری گفت : روز حادثه در حال مصرف مواد مخدر بودم که امیر پایپ مرا شکست. عصبانی شده و ضربه ای به او زدم. امیر همینطور گریه می کرد. گریه هایش عصبانیت مرا بیشتر کرد. در یک لحظه کنترلم را از دست داده و او را خفه کردم. قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس پس از محاکمه مرد جنایتکار او را به 10 سال زندان محکوم کردند.

قتل عام خانوادگی

دومین جنایت صبح روز 20آذر خبرساز شد. در این جنایت مرد شیشه ای در اقدامی هولناک همسر و دو فرزندش را در شهرستان بهشهر از پا درآورد. او که به شدت تحت تاثیر توهم این ماده مخدر بود در بازجویی ها گفت: همسر و فرزندانم را به شکل شیطان دیده و ابتدا صدیقه را ساعت 7 صبح خفه کردم. بعد هم با چاقو چند ضربه به بدنش وارد کردم. دو پسر خود را نیز به شکل شیطان دیده و آنها را نیز خفه کردم. صدای از من می خواست که این جنایت را انجام دهم.

دختر 10 ساله قربانی دیگر شیشه

سومین قربانی شیشه دختر 10 ساله ای به نام درسا است. پدر شیشه ای پس از مصرف موادمخدر و در حالی که حالت عادی نداشت دخترک را از طبقه سوم ساختمان به پائین پرت کرد.او پس از دستگیری گفت : چند ماه قبل همسرم به دلیل اینکه من به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشتم طلاق گرفت دادگاه نیز حضانت درسا را به من سپرد. چندی قبل با زن جوانی آشنا شده و او را به صیغه خود درآوردم، درسا از این موضوع ناراحت بود و اجازه نمی داد این زن به خانه ما بیاید شب حادثه بر سر این موضوع با هم درگیر شدیم بخاطر مصرف ماده مخدر شیشه حالت عادی نداشتم در یک لحظه عصبانی شده و دخترم را از پنجره به بیرون پرت کردم.

نوزاد 5 ماهه قربانی اعتیاد پدر و مادر

در آخرین پرونده این ماه که دیروز جلسه محاکمه اش برگزار شد ، مرد شیشه ای نوزاد پنج ماه خود را نیمه های شب خفه کرد.او درباره انگیزه اش تاکنون انگیزه مشخصی را اعلام نکرده است.

وجه مشترک چهار پرونده

بررسی این چهار پرونده ما را با دو وجه مشترک در آنها می کند. نخست اعتیاد عاملان جنایت به شیشه و دوم محکومیت قاتلان به دیه و زندان.متاسفانه طی چند سال اخیر رواج مصرف شیشه در کشور جنایت های تلخی را رقم زده است. جنایت هایی که بدون نقشه قبلی و در اثر توهم ماده مخدر رخ می دهد.

توهم، قتل و تجاوز ارمغان شیشه

مدیرکل حوزه ریاست پزشکی قانونی کشور درباره اثرات مخرب ماده مخدر شیشه می گوید : ماده مخدر شیشه یک ماده محرک و از خانواده آمفتامین هاست و علاوه بر اینکه اعتیاد آور است به شدت فرد مصرف کننده را دچار وابستگی فکری و روانی می کند. این ماده مخدر تاثیر مستیقیمی بر روی سیستم عصبی فرد دارد. شیشه به چهار صورت کشیدنی، استفاده از طریق بینی، خوردنی یا تزریق مصرف می شود. متاسفانه مصرف شیشه در وهله اول با تجربه های بسیار لذت بخشی همراه است، به صورتی که شخص اعتقاد پیدا می کند که می تواند کنترل شده مواد را مصرف کند و از تجربه های لذت بخش آن بهره مند شود.این ماده مخدر باعث افزایش سطح هوشیاری می شود و در جوانان با افزایش ساعت بیداری ، افزایش تحرک و کاهش اشتها همراه است. فرد پس از مصرف دچار قلیان شدید و زودگذر احساسات شده و در مواقعی با نوعی تجربه حالت معنوی همراه است که این موضوع باعث شده در عرفان های کاذب از آن استفاده شود.

دکتر قدیرزاده خاطرنشان کرد: هورمون " دوپامین" در بخشی از مغز وجود دارد که کنترل کننده احساس لذت است. فرد پس از مصرف شیشه احساس لذت وصف ناشدنی دارد که در مصرف های بعدی این احساس کمتر می شود . با تخلیه کامل دوپامین فرد احساس لذت را از دست می دهد. به همین خاطر فرد معتاد پس از مصرف طولانی دچار حالت افسردگی و عدم کنترل احساس لذت در زندگی می شود. مصرف این ماده مخدر در فاز سرخوشی باعث افزایش هوشیاری و انرژی ، کاهش نیاز به خواب ، افزایش میل جنسی و تمرکز می شود. با ادامه مصرف فرد دچار فشار خون، زخم های بدن، تحلیل رفتن بافت ، لاغری ، خرابی دندان و لثه و آسیب به قلب می شود.

وی در ادامه گفت: در ادامه مصرف، اثرات روانی شامل احساس اجبار شدید به مصرف، افت کارکرد ، رفتار تکانه ای و ناگهانی ، رفتار اجباری و تکراری ، پرخاشگری و بی قراری ، نوسانات عاطفی و خلقی، بد بینی شدید به خصوص به خانواده، توهم و هذیان و گوشه گیری در فرد بروز می کند.مصرف این ماده مخدر و اثرات آن باعث وقوع قتل به خاطر سوء ظن و توهم ، رفتارهای خشن و درگیری از سوی فرد معتاد می شود. همچنین مصرف شیشه باعث افزایش میل جنسی و در پی آن وقوع تجاوز به عنف می شود.

14 جنایت شیشه ای در 55 روز

دکتر مجید ابهری، آسیب شناس نیز در این رابطه معتقد است: با تغییر الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی به صنعتی در کشور متاسفانه شاهد هستیم ناتوی فرهنگی تمام ظرفیت سخت افزاری و نرم افزاری خود را در گسترش تولید و مصرف ماده مخدر شیشه در کشور گذاشته است. افزایش تعداد آشپزخانه‌های تولید ماده مخدر شیشه و راه اندازی کارگاه‌های تولید در مرزهای شرقی و همچنین نسیه دادن پیش‌سازها به تولیدکنندگان داخلی از سوی موساد و سازمان سیا باعث شده قیمت هر کیلو ماده مخدر شیشه از 90 میلیون تومان در سال 89 به 30 میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. همچنین با توجه به این که اکثر مصرف کنندگان نوجوانان و جوانان هستند سلول‌های مغزی آنها به مواد شیمیایی حساس‌تر بوده و سریعتر دچار حالت توهم می‌شوند.

وی با اشاره به آماری تکان دهنده افزود: طی 55 روز 14 فقره قتل از سوی معتادین به شیشه در کشور رخ داده است که در 11 مورد آن معتادین بستگان درجه یک خود مانند همسر، پدر، مادر و یا فرزند را به قتل رسانده‌اند.

سخنگو هم هشدار داد

این حوادث تلخ تا آنجایی ادامه یافت که دادسخنگوی قوه قضائیه هم درآمد و در نشست خود با خبرنگاران با اشاره به برخورد قاطع دستگاه قضا با این قاچاقچیان گفت : خطرات مصرف مواد مخدر صنعتی از مواد مخدر سنتی بیشتر است و این مواد باعث ایجاد توهم و حوادث تلخی در جامعه می شود.

وی افزود : خانواده ها باید نظارت بیشتری بر روی فرزندان خود داشته باشند و اجازه ندهند سوداگران مرگ آنها را در دام خود گرفتار کنند.

 مجازات قتل فرزند چیست؟

در بررسی مجازات این جنایتکار شاهد هستیم بر اساس ماده 220 قانون مجازات اسلامی این قاتلان قصاص نمی شوند. در قانون مجازات اسلامی، قتل عمد مستوجب قصاص است. در ماده 205 قانون مجازات اسلامی بدون اینکه از قتل عمد تعریفی به عمل آمده باشد به ذکر مجازات آن اکتفا شده است. به موجب ماده مزبور: «قتل عمد برابر مواد این فصل موجب قصاص است و اولیا دم می‌توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط مذکور در فصل آتیه قصاص نمایند و ولی امر می‌تواند این امر را به رئیس قوه قضائیه یا دیگری تفویض کند.»اما در ماده 220 با قتلی روبرو می شویم که قاتل آن با مجازات قصاص روبرو نمی شود. در این ماده از قانون مجازات اسلامی آمده است : پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.

منبع: مهر

اعترافات هولناک پادشاه شیشه ای ایران

مرد جنایتکار که در جنایتی هولناک سه عضو خانواده اش را به قتل رسانده بود، در جریان بازسازی صحنه قتل مدعی شد برای پادشاهی ایران و تسخیر جهان مرتکب این قتل شده بود.
 
به گزارش خبرنگار مهر، ساعت 9 و 45 دقیقه 20 آبان فردی در تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی شهرستان بهشهر اعلام کرد: سه عضو خانواده همسایه اش به طرز هولناکی به قتل رسیده‌اند. پس از این تماس تیمی از ماموران پلسی آگاهی در محل جنایت حاضر شده و در بررسی ها متوجه شدند زنی 27 ساله به نام صدیقه با ضربه‌های چاقو به قتل رسیده است. جسد دو پسر او به نام‌های ارشیا 4 ساله و شبیر 1 ساله نیز در یک از اتاق ها کشف شد.
 
پدر خانواده به نام مجید 31 ساله که در محل قتل حضور داشت در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت: همسر و فرزندانم را به شکل شیطان دیده و ابتدا صدیقه را ساعت 7 صبح خفه کردم. بعد هم با چاقو چند ضربه به بدنش وارد کردم. دو پسر خود را نیز به شکل شیطان دیده و آنها را نیز خفه کردم.
 
متهم فردی معتاد به شیشه و بیکار است که تحت تاثیر مصرف مواد مخدر دست به این جنایت هولناک زده است. او پس از دستگیری مدعی شد صدایی به او اعلام می‌کرده که این جنایت را انجام دهد و تحت تاثیر این صدا مرتکب قتل همسر و فرزندانش شده است.
 
در ادامه بررسیها مشخص شد، متهم و همسرش اهل بابل (بندپی شرقی) بوده و چندین سال است که در بهشهر سکونت داشتند. متهم در بهشهر دارای سابقه کیفری مواد مخدر و ایراد ضرب عمدی می باشد.همچنین دو سال به خاطر سرقت در زندان اوین بازداشت بود.
 
با تحقیقات مقدماتی متهم به محل جنایت منتقل شد تا صحنه جنایت های خود را بازسازی کند. مجید در تشریح صحنه قتل ها گفت : قرار بود من پادشاه کشور شوم و پس از آن تمام جهان را تسخیر کنم. 40 روز گوشه نشینی کردم تا به آرزوی قدیمی خود برسم. از سوی دیگر متوجه شدم همسرم به من خیانت کرده و اسرار پادشاهی مرا فاش کرده است به همین دلیل تصمیم گرفتم او را به سزای خیانتش برسانم. صبح روز حادثه صدایی در گوشم پیچید و به من گفت : که قیام کن و در اول راه همسر و فرزندانت را بکش. ابتدا می خواستم آنها را با پارچه خفه کنم که موفق نشدم به همین خاطر آنان را با چاقو زدم. در زمان قتل فرزندانم را به صورت شیطان می دیدم و باید آنها را می کشتم .
 
متهم پس از بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد تا سلامت روحی و روانی او از سوی متخصصان پزشکی قانونی بررسی شود.
 
 

دستور جلسه این هفته : وادی پنجم و تاثیر آن روی من


دستور جلسه این هفته : وادی پنجم و تاثیر آن روی من

درجهان ما ، تفکر ، قدرت مطلق حل نیست ، توام با رفتن و رسیدن ، آن را کامل می نماید.


برای پروسه عظیم درمان اعتیاد و در راستای به تعادل رساندن اظلاع مثلث درمان اعتیاد ، یعنی ، جسم ، روان و جهان بینی ، در وادی اول با موضوع تفکر و نقش حیاتی و کلیدی آن در چگونگی زندگی و تکامل آن ، آشنا شدیم ، در وادی دوم آموختیم که هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم ، آموختیم که احساس پوچی و بیهودگی ناشی از اعتیاد و مصرف مواد مخدر با حرکت درست و اصولی ما کاملا از بین می رود . در وادی سوم یاد گرفتیم که در مسیر حرکت برای درمان اعتیاد ، فقط و فقط روی توانایی های خودمان حساب باز کنیم  و به هیچ وجه حرکتمان را با انتظار کمک و یاری دیگران ، متوقف نکنیم ، زیرا بار اعتیاد روی دوش ماست و تنها کسی که باید آنرا حمل و در نهایت زمین بگذارد ، فقط خود ما هستیم و لاغیر .

 

در وادی چهارم آموختیم مسئولیت زندگی ما به عهده ماست نه خداوند . نباید مسئولیت های حیاتی خود را به خداوند واگذار نماییم و از خویش سلب مسئولیت نماییم ، زیرا با این تصور و تفکر ، خداوند به ما کمک نخواهد کرد ، اما اگر مسئولیت را بپذیریم و حرکت نماییم ، آگاه مشمول رحمت  بی انتهای باری تعالی قرار خواهیم گرفت .

 

وادی اول تا وادی چهارم ، مبانی نظری و تئوری حرکت ما را در درمان اعتیاد  تبیین می نماید . خطوط فکری ما را برای حرکت درست ترسیم می کند و ما آماده حرکت می شویم ، زیرا وادی پنجم فرمان حرکت را صادر می کند .

در جهان ما ، تفکر ، قدرت مطلق حل نیست . توام با رفتن و رسیدن ، آن را کامل می نماید.

ادامه نوشته

دستور جلسه این هفته : کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره ( مادی و معنوی )


دستور جلسه این هفته : کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره ( مادی و معنوی )


انسان موجودی فراموش کار است و بسیاری از وقایع ، رویدادها و وضعیت زندگی خود را در گذشته فراموش می کند . شاید فراموشی بخشی از طراحی و خلقت انسان توسط خداوند باشد ، فراموشی نیز مانند بسیاری از مسائل دیگر ، می تواند بار مثبت و یا منفی داشته باشد . در بعضی از موارد ، فراموش کردن برخی از وضعیت ها و رخدادهای زندگی ، می تواند برای ما مفید باشد و گاهی اوقات نیز می تواند مخرب باشد .


 منظور از این مقدمه این است که بگوییم  مصرف کننده مواد مخدر ، زمانی که درمان می شود و به رهایی و آزادی میرسد ، بسیاری از رنج ها ، مصیبت ها و گرفتاریهای زمان اعتیاد خود را فراموش می کند . فراموش میکند که در چه وضعتی بوده ،  فراموش می کند که در چه جایگاهی بوده است و فراموش می کند چه کسی و چه کسانی به او کمک کرده اند و چه کمک هایی به او شده تا به رهایی و آزادی برسد  .


هر چند ما معتقدیم که تمام بار مسئولیت درمان اعتیاد به عهده خود فردی است که می خواهد از اعتیاد رها شود ، اما نمی توانیم منکر کمک و راهنمایی فرد ، افراد و یا سیستمی باشیم که ما را در رسیدن به رهایی یاری رسانده است .
 درمان اعتیاد نیروی بسیاری می خواهد ، انرژی بسیاری می خواهد ، آن قدر که در تصور ما نمی گنجد .  مصرف کننده مواد مخدر نمی تواند بدون راهنمایی از دام اعتیاد رها شود . نه تنها برای درمان اعتیاد ،  بلکه برای تمام امورات زندگی ، ما محتاج به کمک و یاری ، راهنمایی و حضور دیگران هستیم .


ابرو باد و مه خورشید و فلک در کارند ، تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری . اگر خوب دقت کنیم ، می بینیم که  بدون دیگران و بدون کمک دیگران ، حتی قادر به تامین نیازهای اولیه خود نیستیم .
 اما برای درمان اعتیاد ، نقش این یاری و کمک ، بسیار پررنگ تر از سایر موارد است . من زمانی که مصرف کننده مواد مخدر بودم برای رسیدن به رهایی و درمان اعتیاد از هیچ تلاشی فرو گذار نبودم ، دست به هر اقدام و حرکتی می زدم اما بدون نتیجه بود ، البته تنها نتیجه آن تخریب بیشتر  و غرق شدن بیشتر بود . هر گاه که نا آگاهانه و به تنهایی دست به ترک اعتیاد می زدم نه تنها نتیجه ای نمی گرفتم بلکه وضعیتم بدتر هم می شد . زمانی که به کنگره60 آمدم ،  با کمک کنگره 60 توانستم اعتیادم را درمان درمان کنم .
وقتی به واژه کمک از سوی کنگره 60 فکر می کنیم می بینیم ، طیف وسیعی از انواع کمک ها درون این واژه نهفته است که شاید به آنها کمتر توجه کنیم .


علم و دانش کنگره 60 :
اولین کمک کنگره به ما ، کمک علمی است . کنگره 60 صورت مسئله اعتیاد را به ما می آموزد و ما با استفاده از علم و دانش کنگره ، مفهوم اعتیاد را می آموزیم . با علم کنگره 60 می آموزیم که اعتیاد چیست و مصرف کننده مواد مخدر در چه جایگاهی قرار دارد . کنگره 60 با علم خود ، چگونگی درمان اعتیاد را به ما آموزش می دهد ، علمی که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد . کنگره 60 با علم خود چگونه زندگی کردن و بهترین زیستن را در ادامه به ما می آموزد .

انتخاب راهنما :
 از زاویه ای دیگر ، کنگره 60 این اجازه را به ما می دهد  تا راهنما انتخاب کنیم ، این حق انتخاب ، از بزرگترین کمک های کنگره 60 به ماست . انتخاب راهنما  ، می دانید این اجازه و اختیار که یک مصرف کننده می تواند یکی از راهنمایان کنگره 60 که راهنما و معلم درمان اعتیاد است و برای آموزش و تربیت او به عنوان کمک راهنمای درمان اعتیاد ، وقت و انرژی بسیاری صرف شده است  را  به عنوان راهنمای خود انتخاب کند ، چه کمکی است ؟ آیا تا به حال فکر کرده ایم ؟ با چه بهایی می توان در دنیای امروز فردی را به این صورت به عنوان راهنمای خود انتخاب کرد که با تمام توان خود راهنمای ما می باشد ؟ شاید بیراه نباشد اشاره ای کنیم به این مطلب که امروزه برای یک ساعت مشاوره در بعضی جاها مبالغ چند ده هزار تومانی دریافت می شود . یک ساعت گوش کردن به سخنان فرد و مشکلات او .
اما در کنگره 60 ، ما چند ساعت از مشاوره آموزش ها و راهنمایی رایگان کنگره 60 استفاده می کنیم ؟ آیا تا به حال توجه کرده ایم ؟

امکانات مادی :
 از زاویه ای دیگر ، تمام امکانات مادی کنگره 60 از قبیل ساختمان ، فضا ، میز ، صندلی ، میکروفن ، پذیرایی ، امکانات ورزشی و صدها عامل مادی دیگر، بوسیله کنگره 60 مهیا شده تا من مصرف کننده ،  در نهایت آسایش و راحتی ، درکلاس های کنگره 60 شرکت کنم و به رهایی برسم  . آیا تا به حال فکر کرده ایم که اگر می خواستیم به صورت شخصی و خصوصی این امکانات را فراهم کنیم چه بهایی را باید می پرداختیم ؟


  لطفاً بقیه مطلب را درادامه بخوانید

ادامه نوشته