فروش اینترنتی مواد مخدر!

اگر پیگیر اخبار همایش‌ها و سمینارهایی که هر روزه در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی برگزار می‌شود باشید، به‌طور حتم به یک عنوان کلیشه‌ای برخورده‌اید. در بسیاری از موارد دست‌اندرکاران همایش‌ها، از پسوند یا پیشوند فرصت‌ها و تهدیدها استفاده می‌کنند. استفاده فراگیر از این عنوان‌ها نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد مسائل حال حاضر در جامعه از طرفی فرصت و از طرفی تهدید به حساب می‌آیند. کاربرد همزمان فرصت و تهدید برای ابزارهای جدید ارتباطی دیگر به امری رایج تبدیل شده است. در بسیاری از اظهارنظرهایی که کارشناسان و مسئولان درباره ابزارهای جدید ارتباطی انجام می‌دهند، عنوان می‌شود که این ابزارها می‌توانند فرصتی برای افراد باشند همانطور که استفاده نابجا از آنها  یا عدم آگاهی درباره آنها می‌تواند فرصت‌های پیش رو را به تهدید تبدیل کند.
 
به گزارش آرمان، شبکه‌های اجتماعی که در چند سال اخیر در ایران فراگیر شده‌اند،همزمان فرصت‌ها و تهدید‌های بی‌شماری را برای شهروندان به وجود آورده‌اند. اکنون می‌توان عنوان کرد که ارتباطات نسبت به گذشته تسهیل شده است. با وجود این، شبکه‌های موجود بدون آسیب هم نمی‌توانند باشند. اظهارنظرهایی که مقامات پلیس فتا هرازچندگاهی انجام می‌دهند حاکی از سوءاستفاده برخی از افراد از این شبکه‌ها و ابزارهای جدید ارتباطی به انواع مختلف است. فروش موادمخدر با استفاده از این شبکه‌ها و ابزارهای جدید ارتباطی، یکی از تهدیدات شبکه‌های اجتماعی است که درحال گسترش است.
 
 اعتیاد؛ مخل آسایش خانواده
 
اعتیاد در ایران همواره جزو دغدغه‌های خانواده‌ها به‌شمار می‌رود. اعتیاد دارای تاثیراتی بر بنیان خانواده‌ها است و حتی در مواردی ممکن است به فروپاشی و گسست در خانواده‌ها بینجامد. یکی از این تاثیرات نامطلوب، بر احساسات درون خانواده‌هاست. زمانی که یکی از اعضای خانواده معتاد می‌شود، سایر اعضا نیز هر یک به نوعی تحت‌تاثیر عواقب اعتیاد او  قرار می‌گیرند. بیماری اعتیاد بر روح و روان و رفتارهای هر یک از اعضای خانواده تاثیر گذاشته و زندگی آنها را نیز از حالت عادی خارج می‌کند. افزایش سرسام‌آور مصرف موادمخدر درجهان و قاچاق روزافزون این مواد پیامدهای وحشتناکی دارد که مستقیما بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و عده‌ای را نیز به ثروت می‌رساند.  به‌دلیل مخرب بودن استفاده از موادمخدر، یکی از مطالبات عمده شهروندان ایرانی از مسئولان مبارزه با موادمخدر، جلوگیری از راه‌های تولید و توزیع موادمخدر در کشور است. اگر برای یک بار هم که شده پای درددل خانواده‌های ایرانی بنشینید در بسیاری از موارد با این مطالبه که پلیس باید خرده‌فروشان موادمخدر را دستگیر کند روبه‌رو می‌شوید. در همین حال و در شرایطی که مقامات پلیس  خبر از دستگیری خیل فراوانی از تولید و توزیع‌کنندگان موادمخدر می‌دهند، اخباری مبنی بر استفاده خرده‌فروشان موادمخدر از ابزارهای جدید ارتباطی منتشر شده است.
 
 فروش اینترنتی موادمخدر
 
شیوع فروش موادمخدر به‌صورت اینترنتی در سال‌های اخیر روند رو به رشدی داشته است به‌صورتی که در سال جاری  این روش خرید موادمخدر به‌دلیل آنکه اندکی از ایمنی بیشتری برخوردار است در میان معتادان رواج داشته است. فراگیر شدن این روش خرید موادمخدر باعث شد که افرادی در این‌باره به اظهارنظر بپردازند. سال گذشته علی مویدی، رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر  گفت:‌ متاسفانه در کشورهای درحال توسعه شاهد افزایش بازاریابی اینترنتی موادمخدر هستیم. قاچاقچیان از این ابزار استفاده لازم را برده‌اند و با استفاده از ترفند‌های مختلف فضای مجازی را برای خود به یک فرصت تبدیل کرده‌اند. رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر تاکید کرد:‌ بازاریابی اینترنتی موادمخدر در ایران بسیار کم است ولی پلیس مبارزه با موادمخدر با همکاری پلیس فتا عزمی جدی در برخورد با این پدیده دارد و در این زمینه به هیچ وجه از موضع خود کوتاه نمی‌آید. او خاطرنشان کرد:‌ هم‌اکنون روزانه و به صورت آنلاین اطلاعات این نوع فعالیت‌ها در فضای مجازی رصد می‌شود و تلاش می‌کنیم تا باندهای فعال در این زمینه را شکار کنیم. همچنین  در سال‌جاری‌ علی سریزدی، مشاور دفتر مقابله با جرم و موادمخدر سازمان ملل در تهران گفت: پولشویی اینترنتی و قاچاق موادمخدر مهم‌ترین جرایم اعضای سایبر هستند.
 
 کنترل، لازمه حضور اینترنت
 
یک آسیب‌شناس اجتماعی در این‌باره به آرمان می‌گوید: اینترنت و سایر شبکه‌های اجتماعی از ملزومات یک کشور هستند منتهی باید در کشور کنترل شوند تا آسیب‌زا نشوند. حسن عشایری ادامه می‌دهد: ما باید این شبکه‌ها را کنترل کنیم و در موقع لزوم  در آن دخالت کنیم اما، به دلیل آنکه اینترنت در خانواده‌ها به عضو مهمی از آن تبدیل شده است ما باید خانواده‌ها را از سود و زیان آن باخبر کنیم تا مشکلی در خانواده ایجاد نشود. این استاد دانشگاه می‌افزاید: خیلی از جوانان به‌دلیل بیکاری، به سراغ اینترنت می‌روند و باعث می‌شود به اعتیاد به اینترنت یا در مواردی به اعتیاد به موادمخدر مبتلا شوند. او بیان می‌کند: نفوذ اینترنت به خانواده می‌تواند ارتباط مفید بین اعضای خانواده را مختل و زیربنای خانواده را متزلزل کند و در راستای آن اعتماد افقی بین اعضای خانواده نیز آسیب‌پذیر شود. او تصریح می‌کند: اینترنت می‌تواند باعث معتادشدن افرادی شود که از دریچه آن افراد اقدام به خرید موادمخدر می‌کنند.  این افراد در بیشتر موارد ممکن است فضای محبت‌آمیز خانه را دچار مشکل کنند. این روانشناس عصبی  خاطرنشان می‌کند: ما برای آنکه فرصت‌هایمان به تهدید تبدیل نشود باید سازمان‌هایی از جوانان سالم تشکیل دهیم که حمایتگر سایر افراد باشند. در این راستا نیز باید فرصت‌های پیش رو را عملیاتی کنیم و به هیچ وجه نیز شعار ندهیم. او همچنین می‌گوید: برای عملیاتی کردن فرصت‌ها نیاز به روشنگری در سطح خانواده، جامعه و آموزش پرورش داریم.
 
 نیاز به نظام حقوقی رسانه
 
یک استاد ارتباطات نیز در این‌باره به آرمان می‌گوید: ابزارهای ارتباطی به خودی خود فاقد کارایی نامطلوب هستند بلکه این به افراد و سازمان‌ها مربوط می‌شود که چگونه از این ابزارها استفاده کنند. اسماعیل قدیمی ادامه می‌دهد: این بستگی به افراد دارد که براساس درک خود و بر اساس شخصیت و فرهنگ خود به استفاده از این ابزارها بپردازند. به همین دلیل هم خانواده، هم جامعه و هم سازمان‌های آموزشی باید قابلیت‌های این ابزارها را  به مردم آموزش دهند و با قابلیت‌های خوب و بد آنها آشنا سازند.
 
او با اشاره به ساختار آموزشی جامعه می‌گوید: آموزش باید در خانواده‌ها  و جامعه و دانشگاه‌ها صورت بگیرد و مردم در این زمینه تربیت شوند. اینکه افراد دست به استفاده نامطلوب از این ابزار‌ها می‌زنند به تربیت خانوادگی،  نظام سیاسی و اجتماعی و نهادهای نظارتی جامعه برمی‌گردد. این استاد دانشگاه تصریح می‌کند: وقتی نهاد‌های نظارتی و امنیتی نتوانند کار خود را درست انجام دهند افراد فرصت آن را پیدا می‌کنند که از این ابزارهای ارتباطی استفاده نابجا بکنند. این کارشناس ارتباطات درباره راهکارهای حل مشکل خاطرنشان می‌کند: اگر آموزش در جامعه و آموزش رسانه‌ای در مقاطع متوسطه صورت بگیرد و درصورتی که مسائل نظارتی را تقویت کنیم، مشکل تا حدی حل می‌شود. اما پیشنهاد آخر من این است که باید نظام حقوقی برای رسانه‌ها گذاشته شود تا متناسب با نیازها از جمله جرم‌ها، امکانات، احتمال‌ها و...  باشند. همچنین درصورتی که نطام حقوقی رسانه‌ها به صورت مستقل در دانشگاه‌ها ایجاد شود و از افراد کارشناس داخلی و خارجی استفاده شود، می‌تواند کمک‌کننده باشد.
 

مجلس ختم به استادی آقای مهندس

ما یک اطلاعات بسیار قوی و غنی در فرهنگ خودمان داریم چه در دین کلاسیک و چه در فرهنگ ادبیات و همینطور در فرهنگ عرفان خودمان و حتی در فرهنگ قصه و امثال و حکم هم نسبت به جاهای دیگر غنی هستیم، خوب گذشتگان ما قوی بودند من در یک جائی میخواندم اصلاً اروپا وان حمام نداشت یا توالت نبود به دربار ایران آمدند و وان حمام را از اینجا یاد گرفتند! البته اینها باعث افتخار نیست،  داشتم داشتم مهم نیست دارم دارم مهم است، مسئله مهم این است که ما یک فرهنگ غنی و قوی داریم ولی این فرهنگ قوی و آموخته ها یا این انبوه علم و دانشی که روی هم انباشته شده باید به زبان امروزی در آید، مثلاً شما نمی توانید کتب "اسفار اربعه" ملاصدرا که چهار جلد است بخوانید! چون متوجه نمیشوید، یک نفر مترجم میخواهد اگر چنین کاری بخواهد انجام بگیرد اول آن شخص باید خودش فهمیده باشد، اگر شخص فهمیده نباشد نمی تواند به شما منتقل کند، میگوئیم علم پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد اگر شما چیزی در مورد نجوم یا فرضیه انیشتن فهمیده باشید می توانید به یک پیر زن نود ساله که سواد هم ندارد منتقل کنید، اگر نتوانید منتقل کنید یعنی خودتان هم نفهمیدید، سهروردی در کتاب حکمت الاشراق حکما را به دو دسته تقسیم میکند: حکمای بحثی وحکمای ذوقی، حکمای بحثی به آنهایی گفته میشود که در مدرسه و با مشق و درس ومعلم و بحث و کلاس یکسری علوم را  آموزش می بینند و یاد می گیرند یکسری حکما داریم که به آنها میگویند حکمای ذوقی  یا حکمای الهی این دسته همان دسته ای هستند که: "نگار من به مکتب نرفت و خط ننوشت   بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد" سهروردی میگوید حکمای الهی کسی است که در آن واحد خلع کالبد کند و به عالم بالا در آید و به هر شکل، فرم و صورتی که بخواهد به آن شکل در آید، پس این اندوخته عظیم خود را گذاشتیم کنار و کسی نیست آن را ترجمه کند و بدست ما برساند، اینجاست که شاعر میگوید: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود       طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد  کوهی از مطالب انسان، علوم انسان، شناخت انسان داریم و نتوانستیم آن را بیرون بکشیم ما حتی نفهمیدیم که شمس تبریزی یک استاد مکاشفه ای است، یک کشف و شهود است و در بعد جهان فیزیک نیست، منظورم این است و میخواهم بگویم که ما یکسری اطلاعات بسیار قوی داریم ولی از این اطلاعات استفاده نمیکنیم! هم در طب، و هم در روانشناسی و شناخت انسان وسایر علوم مطلب داریم ولی چسبیدیم به آدمی که تا آخر عمرش کوکائین می کشید بعد آن به ما بگوید که ما چکار کنیم! رنج بشر از نادانی نیست از دانشهای کشف نشده است چگونه است که با این پیشرفت علم هنوز درمان اعتیاد حل نشده است؟(من کلی ودر سطح جهان میگویم و منظورم کشور خودمان نیست) در مقوله اعتیاد ما با قشری در جهان روبرو هستیم انگار با مرضی روبرو شده اند مثل ذات الریه، حالا ذات الریه تبدیل به سل مزمن شده است که قابل درمان نیست، حالا حکما میگویند: اینها را ول کنیم در بیابان تا خودشان بمیرند! یعنی بحث درمان نیست دارند روی نوع مرگ فکر میکنند، یا میگویند باید تا آخر عمر به آنها دارو بدهیم که اصطلاحاً نگهدارنده است یا عده ای میگویند باید تا آخر عمرشان کلاس بیایند، چرا ؟ چون اگر بیست سال هم مواد استفاده نکنند باز هم معتاد هستند!!! البته علمای علمی عمداً این کار را نکردند، آنها یک قسمت بزرگی از انسان را نادیده گرفتند، یعنی صور پنهان انسان را نادیده گرفتند، وقتی صور پنهان نادیده گرفته شد در نتیجه این آشی است که در سطح جهان پخته شده است،

که اعتقادی به هیچ روش درمانی ندارند ولی ما در سیستم خودمان بالای ده هزار نفر درمان شده کامل داریم، ولی نگاه به آن نمی شود اینجاست که میگوید:  سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد برای پیشگیری باید تمام فیزیولوژی اعتیاد را بشکافیم اینکه فقط بگوئیم اعتیاد بد است کافی نیست، یک جوان باید بداند اگر از مواد مخدر برای غریزه جنسی استفاده میکند اولین چیزی را که مواد مخدر نابود میکند و از او می گیرد غریزه جنسی است، اگر در خوابیدن به آن کمک می کند اولین چیزی که از آن میگیرد خواب است، مواد در هر چیزی که اول به او کمک می کند اولین چیزی که بصورت شش دانگ از او می گیرد همان چیز است! اینها همه فیزیولوژی است ما باید بگوئیم طول درمان اعتیاد چقدر است، باید بگوئیم مواد چگونه مغز را از کنترل خود خارج میکند، یکی از بزرگان ما میگفت که باید علوم انسانی ما مورد تجدید نظر صورت گیرد واقعاً همین طور است، ببینیم کدامیک به ما جواب میدهد؟ اینکه در یک رشته روانشناس شده ولی نمی تواند مشکلات روانی خود را حل کند چگونه می تواند به دیگران کمک کند؟ پس صور پنهان کلاً دیده نشده و صور آشکار هم به طور کامل دیده نشده است و مشکل از آنجا شروع شد که اعتیاد را سرسری و پیش پا افتاده گرفتند، تحصیلاتی هم در مورد اعتیاد نداریم گفتند کاری ندارد، تریاک میکشد، خوب حالا نکشد، الکل میخورد خوب حالا نخورد!  در دنیا چندین میلیون  نفر معتاد داریم ولی رشته تحصیلی  برای درمان اعتیاد نداریم!! به درون بیماری رسوخ نکردند و خروجی ندارد اعتیاد یک علم کامل است، که صور پنهان، ایمان، خداوند را نادیده گرفتند و گفتند خداوند مرده است و نتیجه اش همین میشود.

اما سفر اولی ها در شرائط بسیار خوبی قرار گرفته اند و در مکانی پا گذاشتند که همه چیز را برایشان مشخص میکنند، که طول درمان اینقدر است، داروی درمان چه است، بعد از یازده ماه باید به درمان برسید، نباید قرص بخوری و یا الکل بخوری و... بعدش به درمان می رسید  وتعادل هم دارید وسوسه هم ندارید، خوب باید از این فرصت استفاده کنند. در هیچ جا چنین شرایط و امکانات و سرویس مجهز و رایگان نیست، بیش ازهشتصد نفر مصرف کننده پس از درمان و دیدن آموزش تبدیل به استاد شدند هم آقایان و هم خانمها که خیلی خوب درمان اعتیاد را آموزش دیده و انجام میدهند، بنابراین سفر اولی باید بازیگوشی را کنار بگذارند وبا تمام توان کار کنند حرف راهنما را گوش کنند، ببیند در کمپ چه میگذرد البته نه همهء کمپ ها، ولی اینجا می آیند و به شما احترام میگذارند چای میدهند و... باز سفر اولی ها بازیگوشی میکنند!! سفره ای که پهن است که غذا بخورید بالگد میروید روی آن، بنابراین این شرایط بهترین شرایط است البته سفر اولی ها  اکثراً خودشان را تطبیق میدهند     و علوم را یاد میگیرند، در کجا چنین شرایطی فراهم است که هیچ موادی و قرصی مصرف نکنید و حالتان هم خوب باشد؟ اینها بر میگردد به شناخت انسان، سفر اولی باید تمام سعی خود را بگذارد روی   کارشان و به حرف راهنما گوش کنند، راهنما هم باید صور پنهان و صور آشکار سفر اولی را ببیند. اگر در صراط مستقیم باشد حتماً میبیند امکان ندارد که نبیند که شاگردش درست است یا نه، بعضی راهنماها با نگاه نافذ تمام حرکات شاگردان را در طول سفر زیر نظر دارند، اگر هدفش به رهائی رساندن شاگرد باشد همه حرکات را به وضوح میبیند که چه شرایطی دارد،  بعضیها هر کاری میکنی در صراط مستقیم نیستند اینها بعداً گرفتار تنبیهات الهی میشوند، اگر از آموزگار آموختی که آموختی و گرنه باید از روزگار بیاموزی! ولی وظیفه ما ارشاد و نجات انسانهاست و دستیابی به عقل و ایمان بیشتر است هر چه به عقل بیشتری برسیم به صلح و آرامش بیشتری میرسیم، ما امروز در اثر حرکتهای غلط یا خواسته های نفسانی خودمان یا هوسهای خودمان یا خود خواهی خودمان یا تکبر خودمان یکسری مشکلات برای خودمان بوجود میآوریم و اگر اینها را بوجود میآوریم بعلت کمبود عقل و کمبود ایمان است، دست به کار هائی میزنیم که در یکسال آینده دچار بحرانی میشویم که گاهی اوقات خطرناک و وحشت آفرین است، ولی اگر به عقل و ایمان دست یابیم این کارها را نمی کنیم، در فکر انسانی که با عقل کاری ندارد هیچ موضوعی شکل نمی گیرد بجز خوروخواب و خور و خواب ایجاد مشکل می کند، بیشتر خوف کژ روان از خداوند نیست ولی خداوند در دل آنها یک خوفی بوجود می آورد تا آنها را بیدار و آگاه کند پس مطلب امروز این بود که ما گنجینه های زیادی داریم که امیدوارم کسانی بتوانند اینها را پیدا کنند و اندیشه های راستین را تبدیل به کتاب کنند اگر بخواهی قرص بخوری یا تریاک بکشی و بعد راجع به مسائل صحبت کنید درست نیست امیدوارم بتوانند علوم را به زبان امروز در آورند ما باید مطالب قدیم را تبدیل به خوراک امروز کنیم چه کسی می تواند چهل جلد کتاب ششصد صفحه ای ابن عربی را بخواند که بعضی ها اعتقاد دارند که پدر عرفان است و یا کتاب حکمةالاشراق سهروردی را هر کسی نمی تواند بخواند بشر امروزی از این وقتها ندارد! باید اینها چکیده شود و عصاره شود و به زبان امروزی در آید و ما از آنها استفاده کنیم .