تا به امروز یعنی تا تاریخ 19 فروردین ماه 1394،  بیست و نه دستور جلسه در کارگاه‌های آموزشی و لژیون‌ها بررسی شده و یک هفته در مورد هر دستور جلسه بحث و بررسی صورت گرفته است. در بیشتر دستور جلسات به‌روشنی پیداست که موضوع بیماری اعتیاد از سه مؤلفه یا ضلع تشکیل گردیده؛ که این سه ضلع همان مثلث درمان اعتیاد را تشکیل می‌دهند.

این سه ضلع عبارت‌اند از: جسم، روان و جهان‌بینی

مقدمه:

باید بدانیم که از اساس، درمان اعتیاد و یا «رسیدن به تعادل» مستلزم رساندن مثلث درمان به تعادل است. اگر کسی از نظر جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل نرسیده باشد یعنی فقط قطع مواد شده است و درمانی صورت نگرفته است و بالطبع از تعادل خبری نیست. لازم به ذکر است که بحث جهان‌بینی اولین بار توسط مهندس دژاکام در مسئله درمان اعتیاد مطرح شده که در هیچ کجای دنیا موضوع جهان‌بینی در درمان اعتیاد و یا ترک اعتیاد دیده نشده است.

کسی که به دنبال درمان قطعی و کامل اعتیاد است، یا حال خوش می‌خواهد و یا می‌خواهد در زندگی به تعادل برسد؛ باید، باید و باید جهان‌بینی افیونی خود را به جهان‌بینی سالم و دور از ضد ارزش‌ها سوق بدهد. این امر صرفاً با حضور در جلسات و لژیون‌ها امکان‌پذیر می‌باشد.

در آخر این مبحث، لازم به ذکر است که بدانیم: وادی‌ها از شماره 1 تا 14 تماماً موضوعاتی هستند که در زندگی روزمره نیز استفاده می‌شوند و اگر در مورد چهارده وادی به دانایی مؤثر برسیم، آنگاه در زندگی و جامعه بازیگر خوبی خواهیم بود که دیگران از بازی ما لذت خواهند برد. ولی اگر قوانین زندگی کردن را فرا نگرفته باشیم نه تنها خودمان از بازی کردن لذت نمی‌بریم بلکه دیگران هم از بازی کردن با ما ناخوشایند می‌شوند.

وادی هشتم:

وادی هشتم می‌خواهد به ما چه بگوید؟ چرا این وادی بعد از هفت وادی و در این مقطع آمده است؟

سرفصل وادی هشتم می‌گوید: با حرکت راه نمایان می‌شود.

جواب سؤالات بالا که چرا این وادی در این مقطع آمده است این است که برای هر حرکتی ابزار و لوازم مخصوص به خود را نیاز دارد. زمانی که تجهیزات کامل باشد، سفر و حرکت می‌تواند موفقیت آمیز باشد؛ اما اگر وسایل و ابزار کامل نباشد در حین حرکت با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شویم و به سرمنزل مقصود نخواهیم رسید.

در کنگره 60 حرکت به‌طرف درمان اعتیاد است. حرکتی که از آن سخن به میان می‌آید حرکت به سمت درمان و نه ترک اعتیاد می‌باشد. حرکت به سمت حال خوش و در نهایت به‌طرف تعادل رسیدن و انسانی زیستن.

در این حرکت و یا مسیر، سال‌های متوالی تجربه نشان داده است که اگر با ابزار و وسایل درست حرکت نکنیم موفقیتی در کار نیست. چراکه در مقابل این حرکت نیرویی قوی و تنومند به نام شیطان یا نیروی بازدارنده قرار دارد و تمام توان خود را به کار گرفته که انسان نتواند به صراط مستقیم دسترسی پیدا کند و از تمام نیروی خود استفاده می‌کند که انسان‌ها را در ابتدای هر حرکت درست و صحیح متوقف کند؛ زیرا پس از توقف، سکونی وجود ندارد بلکه سقوط و سرنگونی و به تباهی کشیده شدن است. آن ابزار و وسایل وادی‌ها، جزوات جهان‌بینی و سی دی‌ها و از همه مهم‌تر کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر می‌باشد.

به دلیل عظمت معنای حرکت کردن، این وادی پس از هفت وادی قرار گرفته است که ابزار و تجهیزات کامل، قوی و درستی در دست داشته باشیم.

اولین ابزار در وادی‌ها «تفکر» است که در آن یاد می‌گیریم که چگونه باید به مسیر تفکر سالم  قدم بگذاریم. به چه چیز باید و به چه چیز نباید فکر کنیم. به‌طور کلی کاری که سال‌ها بلد نبودیم (تفکر صحیح) را در جای‌جای زندگی و مسائل روزمره به کار ببریم.

این ابزارها به ترتیب و تا هشتمین آن پی در پی سخن از ابزار راه می‌گویند.

حالا با داشتن این اطلاعات و ابزار، با توکل کردن به خداوند حرکت خود را آغاز می‌کنیم. من بارها به ره‌جویان خود گفته‌ام در این مسیری که قدم گذاشته‌ایم و حرکت می‌کنیم به دلیل اینکه صراط مستقیم است و راه مستقیم پیشرو ندارد چون پیشرو آن الله است، تمام کائنات و حتی ریگ‌های کف خیابان به ما کمک می‌کنند که با سلامتی و حال خوش به سرمنزل مقصود برسیم.

لازم است نگاهی به گذشته بکنیم. اگر خاطرمان باشد، زمانی که در تاریکی‌ها بودیم و به مواد مخدر نیاز پیدا می‌کردیم و شرایط تهیه مواد هم فراهم نبود حرکت می‌کردیم، از ایست بازرسی هم با موفقیت عبور می‌کردیم و با جیب خالی از ساقی به هر شکل ممکن مواد می‌گرفتیم. در این مورد هم سال‌ها آموزش دیده بودیم و تجربیات لازم را کسب کرده بودیم.

حالا می‌خواهیم با ابزار صحیح و سالم به جهت درست حرکت کنیم. من با تمام وجودم و با تک‌تک سلول‌های بدنم این امر را لمس کرده‌ام که چقدر گواراست به جهت صحیح و درست زندگی و حرکت کنیم.

البته با ابزار و وسایل درست که همان وادی‌ها هستند، زمانی که از وادی‌ها به‌عنوان چراغ راه و یا تابلوی راهنما استفاده کنیم حساب و کتابی جز دوست داشتن، خوبی و محبت کردن باکسی نداریم و تمام کائنات و موجودات تمام هستی را با عمق وجود دوست می‌داریم.

در آخر پیشنهاد می‌کنم حتماً متن وادی هشتم و سی دی مربوط به آن را بارها و بارها مطالعه و گوش کنیم.

گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای در ره بنه و هیچ مگوی

خود راه بگویدت که چون باید رفت

 

با احترام کمک راهنما مسافر حمید محبت