اولین هدف و آخرین هدف در سفر اول رسیدن به رهایی مسافران است، ما همسفران پیش از آن که مادر، همسر، خواهر و یا فرزند باشیم زن هستیم جنسیتی حساس، قدرتمند، انعطاف پذیر و آنچه مسلم است زمان بسیاری را در تاریکی اعتیاد سپری نمودیم و رنج های بسیار کشیده ایم و از بی توجهی ها و بی مهری ها بغض بسیار کردیم و در حسرت کوچکترین دست نوازشی، شبانگاهان گریه کرده ایم و حال ما در نقطه انتخاب هستیم شاید بگویید ما هیچگاه حق نداشته و نداریم و اگر می توانستیم همین الان می رفتیم در یک مزرعه زندگی می کردیم ولی بخاطر وضع مالی، خانوادگی یا بچه هایمان ماندیم و می سوزیم ولی نه، شما 1 انتخاب دارید و آن که می توانید یک قربانی باشید و مسافر خود را مسبب و زندانبان خود و رویاهاتان بدانید که در نهایت به خشم، ناامیدی، اندوه و انتقام می رسید یا راه دوم این که زندگی شما در جایگاهی هست که باید باشد و این مسیر زندگی، آموزشی بود که در کنار مسافر خود انتخاب کرده بودید.


این تغییر نگرش در ادامه احساس توانایی در انجام امورات و امید و حب نسبت به مسافر را خواهد داشت، نکته اینجاست در کنگره 60 در ادامه آموزش ها توانایی تفکر و تصمیم گیری و ادراکمان از مسائل به تدریج کامل می شود تا بتوانیم مسافر خود را یاری رسانیم و او را از شیاطین پس بگیریم و بستری با پایه های فولاد آبدیده از محبت خالص برای رشد فرزندانمان فراهم نماییم تا اثرات تاریکی و زخم های آنها را مرحمی شویم نه آن که در اندیشه انتقام و مچ گیری و زیر سوال بردن مردانی بیفتیم که به علت اسیر شدن در تاریکی ما را ندیدند و علم آن را هم نداشتند که این کشتی شکسته، به گل نشسته و طوفان زده را نجات دهند، هر موجودی بنا بر خلقتش دارای بالقوگی هایی است که برای کامل شدن در مسیر رشد خود از آن بهره میبرد و هر مقدار که از آن اصل دورتر شود  نا کار آمد تر می شود.


مثال: اگر ماهی آب شیرین را در آب شور بیندازیم زیاد دوام نمی آورد و می میرد، انسان هم از این امر مستثنی نیست.
 

بخشش و محبت و انعطاف پذیری در حقیقت همان قدرتی است که یک زن دارد و با رسیدن به تفکر سالم است که می تواند تبدیل به درختی پر بار شود ولی آفت این درخت همان افکاریست که از ما برده و از مسافرانمان برده دار میسازد و این درد به ضربه ای می تواند تبدیل شود که ظاهرش آزادی، شادی، استقلال است اما با تنش از هم گسستگی و قهر و جدایی و بی مادر و پدری فرزندان.


با آرزوی باروری این درخت عظیم در وجود تک تک رنج دیدگان و دل شکستگان.

 

نویسنده: شانی دژاکام