اگر ما میکروب را بشناسیم نود درصد مسئله حل شده است.اگر فردی آمد وارد سفر شد و فهمید مشکلش کجا است مشکلش حل خواهد شد.دانسته باید لیکن آ هسته همان طور که می‌دانید سال بر داشت محصول است و سال شکرگزاری از باری تعالی. وقتی شما ذره‌ذره به طرف نور حرکت کنید معنی‌اش این نیست که شما دارید عبادت می کنید و نماز می‌خوانید این‌ها یک نوع آداب ظاهر قضیه است.ولی کسی که سارق است دزدی می‌کند ممکن است نماز هم نخواند وقتی دارد دزدی را کم می‌کند به خداوند نزدیک می‌شود و دارد شکرگزاری می‌کند. یا کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند و آن را کم‌کم ،کم می کند انگار دارد به خدا نزدیک می‌شود.

چون مواد مخدر یک چیز شیطانی است و جزء خمر می‌باشد و خمر یک عمل شیطانی است. خداوند می‌گوید: تمام موجودات هستی دارند تسبیح خداوند را می‌گویند همه که الله‌اکبر نمی‌گویند، تسبیح یعنی پشت سر هم وقتی تمام هستی پشت سرهم و در جهت پیشرفت حرکت می‌کند یعنی تسبیح خداوند را انجام می‌دهند که برنامه خداوند و خواست خداوند است.

یک مدیر کارخانه یک برنامه به کارگرها می‌دهد وقتی کارگرها کارشان را خوب انجام دهند تولید را بالابرده و سیستم به کار خود به خوبی ادامه می‌دهد.وقتی فهمیدیم میکروب کجاست از هر کجا خواستیم شروع بکنیم باید برنامه‌ریزی و تفکر و تعقل باشد. اگر بخواهیم خانه بخریم یا ماشین یا هر کار دیگر اگر می‌خواهیم موسیقی یاد بگیریم و........باید با تفکر و تعقل باشد.

صبری که به درازا بی انجامد چندان محصول حاصل خیزی نمی‌دهد. وقتی تصمیمی می‌گیریم و آن را اجرا نکنیم و تعلل کنیم به نتیجه نمی‌رسیم.خرما هم که روی درخت بماند تکلیف معلوم است چه می‌شود گند خواهد زد و خراب می‌شود.این فقط برای سفر اولی‌ها نیست،سفر دومی‌ها هم همین طور.

دانشمند ژاپنی آزمایشی روی آب انجام داده بود.یک نمونه از آب رودخانه گرفت و گذاشت یخ زد و زیر میکرو سکوب الکترونیکی مولکول‌های آب را نگاه کرد ،دید یک شکلی از آب در آمد. آب از چشمه گرفت و همین کار را انجام داد ،دید باهم فرق می‌کند و به تحقیقاتش ادامه داد. این آزمایش را روی چشمه‌هایی که از کوه سرازیر می‌شوند انجام داد و کریستالهایش را زیر میکروسکوب نگاه کرد ،دید این کریستالها چه زیبا هستند مانند گل. رفت آخر چشمه توی شهر و کریستالها را زیر میکروسکوب دید ،شکل کریستالها بسیار زشت بود. نتیجه اینکه آب حس را می‌گیرد و رویش اثر می‌گذارد.با یک لیوان آب با محبت برخورد کرد دید کریستالها زیبا شدند وهمان آب را ناسزا گفت کریستال ها به هم ریخت.نتیجه می‌گیریم جامدات و آب و غیره کاملاً حس محبت را دریافت می‌کنند.

آنجا که آب راکد می‌ماند کریستالهایش تغییر می‌کند.هر چیزی در هستی سکون داشته باشد به این گرفتاری بر خورد می‌کند.هفتاد درصد بدن ما از آب تشکیل شده است. بنابراین بر خوردی که با ما می‌شود و متقابل  صد در صد روی ما اثر می‌گذارد.وقتی مدام کتک بزنیم و تهدیدش کنیم چه بلایی سر این بچه می‌آید،تمام کریستالهایش به هم می‌ریزد و حالا اگر محبت کنیم به حد معقول که لوس نشود قضیه فرق می‌کند. روی ما هم همین طور ، محبت روی در و دیوار اثر می‌گذارد.

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.محبت انسان‌ها را زنده و پویا و متحول می‌کند و عدم محبت انسان‌ها را نابود و سیاه می‌کند.آنچه محبت است ،دلار و پول نیست این‌ها هم خوب است ولی سرنوشت‌ساز نیست.

راه رفتن و درست راه رفتن مهم است. وقتی راه رفتن را یاد بگیریم می‌توانیم یک دونده‌ی ماهر هم بشویم. اعتیادخودت را درمان کردی هیچ می‌توانید راهنما هم بشوید و به دیگران کمک کنید.عشق به دانستن  سکه‌ای است که دو رویش یکی است.توی حل مسائل این‌طور موضوع‌ها امکان دارد وجود انسان را ترس بگیرد ،باید ترس را بیرون کنیم و برای بیرون کردن ترس باید ایمان انسان خیلی قوی باشد و یا اطلاعات و آگاهی آدم خیلی قوی باشد و به حل مسائل بپردازیم که کلیدی باشد برای مرحله بعدی. شما باید مسیرهای متعددی را بروید که کلید اتاق بعدی در اتاق قبلی است.هر موضوعی را بخواهیم حل کنیم ،حل آن موضوع کلید حل مسئله دیگری است.از هر شهری می‌خواهیم بگذریم باید شهرهای دی گرش را طی کرده باشیم وگرنه قطعاً به نتیجه نمی‌رسیم. در مسیر حرکت می‌کنیم و به هر سؤال که می‌رسیم و به آن پاسخ می‌دهیم چند سؤال باز روبروی ما هست تا آن‌ها را حل نکنیم نمی‌توانیم به جلو حرکت کنیم.

انسان باید خودش وارد مرحله عمل شود تا وارد مرحله عمل نشود موفق نخواهد شد و مسئله تکرار موضوع که انسان را به کاوش وامی‌دارد خیلی مهم است. یک میخ می‌خواهد به دیوار کوبیده شود چندین دفعه چکش به آن ضربه می‌زند تا داخل دیوار شود اگر با کاوشگران فقط نشست و بر خواست کنیم و خود هیچ حر کتی نکنیم هیچ نتیجه‌ای نمی‌بینیم. باید دانست برای رفتن جلودار است ولی برای کمک کردن کسی نیست .جلودار نمی‌تواند جلوی وسوسه‌های تو را بگیرد. برای حل هر مسئله باید توان عقلی و حسی را بکار بست. اگر عقل تنها باشد خراب می‌شود ،اگر حس خالی هم باشد خراب می‌شود ولی اگر این دو را باهم بکار ببریم به یک جاهایی می‌رسیم که خودمان فکرش را نمی‌کردیم و باور نمی‌کردیم بدون دکتر و کپسول،قرص و سرنگ و بی‌هوشی به این جایگاه برسیم(درمان اعتیاد)دیگران جلودار هستند. بسیار محکم پا بر جا به مسائل رسیدگی کنید وقتی غمگین شدید با راهنما تماس بگیرید. تفکر خودش مثلث کامل است و اجزای تشکیل‌دهنده آن عبارت‌اند از مبدأ ، مقصد ،هدف از کجا شروع کنم و به کجا برسم و هدفم چه باشد.وقتی یک قدم برداشتی باید خوشحال باشی چون توی مسیر قرار گرفتی و انرژی می‌گیری.

نویسنده همسفر ناهید