جلسه روز شنبه در شعبه آکادمی
(به نام قدرت مطلق)
سیزدهمین جلسه از دوره پنجاهم کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه " حرمت کنگره 60، چرا رابطه کاری، مالی و فامیلی در کنگره ممنوع است. " با استادی جناب حسن بابائی و نگهبانی آقای علی خاتمی و دبیری آقای حسین روز شنبه تاریخ 1392/04/22 رأس ساعت 17:00 آ غاز به کارنمود.

خدا
را شاکر هستم که یک بار دیگر این موقعیت و این شانس نصیبم شد تا در این
جایگاه قرار بگیرم. خدا قوت می گویم به نگهبان و دبیر عزیز. بر خود واجب می
دانم که شروع ماه عزیز را به همه دوستان تبریک و شاد باش بگویم و امیدوارم
که همه بتوانیم بهره خوب و لازم را از این ماه ببریم که بی ربط هم به
دستور جلسه ما نیست. حرمت آنقدر اهمیت دارد که در همه جلسات کنگره دو بار
خوانده می شود، ابتدای جلسه و انتهای جلسه. همه نوشتار های کنگره و همه
آموزش های کنگره اهمیت دارند و کاربردی هستند و برای ما لازم و واجب هستند.
حرمت بحثش فرق می کند، در ابتدا نگهبان می خواند، حرمت کنگره 60 : کنگره
60 مکان مقدس و امنی می باشد که هر شخص با ورود در این مکان باید حرمت آن
را حفظ نماید... یعنی هیچ استثنایی ندارد هیچ تعارفی ندارد و فرقی ندارد که
من تازه وارد هستم، سفر اول هستم و یا راهنما و غیره، باید حرمت را حفظ
کنم. حرمت مثل ارزش هاست، ثابت است و تغییر نا پذیر. در هر کجای دنیا با هر
نژادی و با هر ملیتی، دروغ گفتن کار بدی است، غیبت کردن کار بدی است. در
حرمت ها هم گفته می شود؛ دروغ گفتن، علیه شخصی سرزنش کردن، حرف یکدیگر را
قطع نمودن و... همه این ها از قدیم بد بوده الان هم بد است و در آینده هم
بد خواهد بود. ارزش ها ثابت هستند و تغییر نمی کنند، قوانین ممکن است تغییر
کنند مثل قوانینی که در جامعه بر حسب شرایط و زمانه تغییر می کنند ولی
حرمت ها همیشه ثابت هستند چون حریم ما را مشخص می کنند. برای چی قرار است
که حریم مشخص شود؟ برای اینکه من باید جایگاه خودم را پیدا بکنم، آن مقام
والای انسانی خودم را پیدا بکنم. هر حریمی بالاخره یک حرمتی دارد دیگر..
برای همین است که کنگره یک مکان مقدس و امنی می باشد تا من تازه وارد و من
سفر اولی که می آیم به کنگره احساس آرامش و امنیت بکنم، احساس استقلال
بکنم، احساس یک جایگاه انسانی را بکنم تا از همه حواشی کنده بشوم و شسته و
رفته بیایم و به درمانم برسم، از مشکل و ناراحتی که یک عمر درگیرش بودم و
دنیا در مقابلش زانو زده بود ولی کنگره دارد با قدرت در زمینه درمان اعتیاد
حرفی برای گفتن می زند. خوب اگر من حریم را رعایت نکنم چه پیش می آید؟
یادم می آید روز های اول که می آمدم، می گفتم برای چی باید پیراهن سفید
بپوشم؟ برای چی باید ساعت 4 بیایم؟ ... و خیلی چراها داشتم که اصلا ربطی به
درمانم و سفرم نداشت و این ها من را هر روز بیشتر و بیشتر به حاشیه می
کشاند و از زمین و زمان هم گله داشتم که چرا کسی احترام من را نگه نمی
دارد. خوب این طبیعی بود وقتی من حرمت خودم و دیگران را نگه نمی دارم
طبیعتا کسی هم حرمت من را نگه نخواهد داشت. وقتی من به خودم اجازه می دهم
که پا در حریم دیگران بگذارم و در مورد دیگران قضاوت کنم و تهمت بزنم ....
دقیقا دارم حرمت خودم را می آورم پائین و شهر وجودی خودم را بی حریم می کنم
و در نتیجه هر کسی می تواند به این حریم تجاوز کند.

پس اول بر من واجب است که خودم حرمت خودم را رعایت بکنم. من وقتی حد حریم خودم را بشناسم یعنی یک جوری غیر مستقیم به دیگران دارم آموزش می دهم که پا در خط قرمز و حریم من نگذارند، چرا که من هم دارم احترام می گذارم. در ادامه می گوید که رابطه مالی و کاری نباید داشته باشیم. بچه ها، این ها ثابت شده هستند. چرا می خواهیم چرخ را دوباره اختراع بکنیم ؟ چرا می گویم که من با این دوست کنگره ایم از قبل رفیق بوده ام ما بحث مان فرق می کند حواسمان جمع کارمان است. اگر دیگری حرمت را رعایت نمی کند و در بیرون از در کنگره دارد با من رابطه مالی و کاری برقرار می کند، یا نمی داند یا می داند و دارد به من خیانت می کند، من این کا را نکنم من باید شش دانگ حواسم به سفرم باشد. می گوید که رابطه کاری نباید داشته باشیم... من سفر اولی با یک سفر اولی دیگر چه صحبتی به غیر از مواد، جیره تو چقدر است؟، جیره من اینقدر است، من پایم درد می کند و ... چه صحبتی با هم داریم ؟! فکر می کنیم که همه چیز هم بلد هستیم و به هم راهکار هم می دهیم، راهکار دادن فقط مختص راهنماست آن هم برای رهجوی خودش. خیلی این اتفاق افتاده که کسانی بودند که رابطه کاری داشتند و از کنگره دور شده اند. من خودم زمانی که می آمدم برادرم قبل از من می آمد، دیگر از برادر که نزدیکتر نداریم ... بیرون از این در هیچ کاری با هم نداشتیم و الان برادرم در یک شعبه دیگر راهنماست و من هم در این شعبه. راهنمایمان می گفت حتی تا سر کوچه صدری هم حق ندارید با هم بروید، گفتیم چشم. اگر راهنما حرفی را به من می زند تجربه شده است، خیر و صلاح من را می خواهد، من بمانم یا بروم نه به راهنمای من جایزه می دهند و نه یقه اش را می گیرند من سرم بی کلاه می ماند به زور که نیامده ام . اگر کنگره را قبول دارم باید تمام آپشن ها و تمام گزینه هایش را قبول بکنم بدون چون و چرا و دارد می گوید که هر شخص با ورود در این مکان (باید) حرمت آن را حفظ نماید. رابطه پولی نیز همینطور، برای خیلی ها پیش آمده که از روی دلسوزی و عمل به ظاهر نیک چند تومان پول دستی قرض می دهند .. کنگره وقتی می گوید نه یعنی نه دیگر... به خاطر چند تومان پول خیلی راحت دو نفر از کنگره دور می شوند. من از یکی پول قرض می گیرم و نمی توانم پول شخص را برگردانم و به خاطر اینکه روم نمی شود دیگر به کنگره نمی آیم به همین راحتی. کنگره یک NGO در ضمینه درمان اعتیاد است و رابطه مالی و کاری ربطی به کنگره ندارد. اگر من این مسئله را به شوخی می گیرم یعنی هنوز به بیماری اعتیاد خودم پی نبرده ام . این جا یک NGO است که در ضمینه آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد کار می کند و راهنما به عنوان نماینده تفکر کنگره به من می گوید که چه کار بکنم و چه کار نکنم و من هم فقط می گویم چشم اگر انجام بدهم خیرش را می برم و اگر انجام ندهم ضررش را می بینم و دیگر نمی توانم یقه کسی را بگیرم و توجیح بیاورم. ماه مبارک رمضان است لااقل اگر روزه نمی گیرم حرمت این ماه را نگه دارم و انشاالله بهره لازم را ببرم . باز هم تبریک می گویم این ماه را. از اینکه به صحبت های من توجه کردین از همه شما سپاس گذارم.


پس اول بر من واجب است که خودم حرمت خودم را رعایت بکنم. من وقتی حد حریم خودم را بشناسم یعنی یک جوری غیر مستقیم به دیگران دارم آموزش می دهم که پا در خط قرمز و حریم من نگذارند، چرا که من هم دارم احترام می گذارم. در ادامه می گوید که رابطه مالی و کاری نباید داشته باشیم. بچه ها، این ها ثابت شده هستند. چرا می خواهیم چرخ را دوباره اختراع بکنیم ؟ چرا می گویم که من با این دوست کنگره ایم از قبل رفیق بوده ام ما بحث مان فرق می کند حواسمان جمع کارمان است. اگر دیگری حرمت را رعایت نمی کند و در بیرون از در کنگره دارد با من رابطه مالی و کاری برقرار می کند، یا نمی داند یا می داند و دارد به من خیانت می کند، من این کا را نکنم من باید شش دانگ حواسم به سفرم باشد. می گوید که رابطه کاری نباید داشته باشیم... من سفر اولی با یک سفر اولی دیگر چه صحبتی به غیر از مواد، جیره تو چقدر است؟، جیره من اینقدر است، من پایم درد می کند و ... چه صحبتی با هم داریم ؟! فکر می کنیم که همه چیز هم بلد هستیم و به هم راهکار هم می دهیم، راهکار دادن فقط مختص راهنماست آن هم برای رهجوی خودش. خیلی این اتفاق افتاده که کسانی بودند که رابطه کاری داشتند و از کنگره دور شده اند. من خودم زمانی که می آمدم برادرم قبل از من می آمد، دیگر از برادر که نزدیکتر نداریم ... بیرون از این در هیچ کاری با هم نداشتیم و الان برادرم در یک شعبه دیگر راهنماست و من هم در این شعبه. راهنمایمان می گفت حتی تا سر کوچه صدری هم حق ندارید با هم بروید، گفتیم چشم. اگر راهنما حرفی را به من می زند تجربه شده است، خیر و صلاح من را می خواهد، من بمانم یا بروم نه به راهنمای من جایزه می دهند و نه یقه اش را می گیرند من سرم بی کلاه می ماند به زور که نیامده ام . اگر کنگره را قبول دارم باید تمام آپشن ها و تمام گزینه هایش را قبول بکنم بدون چون و چرا و دارد می گوید که هر شخص با ورود در این مکان (باید) حرمت آن را حفظ نماید. رابطه پولی نیز همینطور، برای خیلی ها پیش آمده که از روی دلسوزی و عمل به ظاهر نیک چند تومان پول دستی قرض می دهند .. کنگره وقتی می گوید نه یعنی نه دیگر... به خاطر چند تومان پول خیلی راحت دو نفر از کنگره دور می شوند. من از یکی پول قرض می گیرم و نمی توانم پول شخص را برگردانم و به خاطر اینکه روم نمی شود دیگر به کنگره نمی آیم به همین راحتی. کنگره یک NGO در ضمینه درمان اعتیاد است و رابطه مالی و کاری ربطی به کنگره ندارد. اگر من این مسئله را به شوخی می گیرم یعنی هنوز به بیماری اعتیاد خودم پی نبرده ام . این جا یک NGO است که در ضمینه آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد کار می کند و راهنما به عنوان نماینده تفکر کنگره به من می گوید که چه کار بکنم و چه کار نکنم و من هم فقط می گویم چشم اگر انجام بدهم خیرش را می برم و اگر انجام ندهم ضررش را می بینم و دیگر نمی توانم یقه کسی را بگیرم و توجیح بیاورم. ماه مبارک رمضان است لااقل اگر روزه نمی گیرم حرمت این ماه را نگه دارم و انشاالله بهره لازم را ببرم . باز هم تبریک می گویم این ماه را. از اینکه به صحبت های من توجه کردین از همه شما سپاس گذارم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:21 توسط مسافر حسین
|
این وبلاگ توسط لژیون آقای حمید محبت استاد كمك راهنماي درمان اعتياد به موادمخدروالكل شعبه آكادمي با نیت راهنمایی در درمان اعتیادبه روش D.S.Tدر كنگره 60راه اندازی شده است.