کارگاه آموزشی درشعبه آکادمی به استادی جناب آقای محبت
دومین جلسه از دوره چهل و نهم کارگاههای آموزشی ویژه آقایان مسافر با دستور جلسه "وادی هفتم و تاًثیر آن روی من" با استادی آقای حمید محبت و نگهبانی آقای هادی پناهی و دبیری آقا سجاد در روز پنجشنبه مورخ 1392/1/1 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :
من
قبل از اینکه صحبت هایم را شروع کنم به نوبه خودم عید را به همه عزیزان
تبریک می گویم و امیدوارم که سال خوبی باشد برای همه ما، سالی پر برکت، پر
بار و سال سلامتی باشد.
بیاییم در این سال جدید با خودمان یک عهد و پیمانی ببندیم در روز اول سال 1392 که در هر جایگاه و در هر مقطع که هستیم چه در سفر اول و چه در سفر دوم هستیم در رابطه با این مسیری که قدم گذاشته ایم بیاییم با خودمان یک عهد و پیمان ببندیم تا انقلابی در درون خودمان انجام بدهیم و انقلابی در افکار خودمان انجام بدهیم و در این روز برای همه و خودم آرزوی بهترینها را دارم.
و اما در رابطه با دستور جلسه :
اول از هادی عزیز و سجاد عزیز تشکر می کنم، من خیلی وقت است پنجشنبه ها به آکادمی نیامده ام چون که لژیون من و خودم می رویم نمایندگی فشم و در آنجا هم به نحوی خدمت می کنیم و خیلی خوشحال هستم که در حال حاضر در خدمت شما عزیزان هستم.
برای رسیدن به وادی هفتم ما دوازده دستور جلسه پشت سر گذاشته ایم " رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگر آنچه برداشت می نماییم " یعنی وقتی که من رسیدم به وادی هفتم باید دوازده دستور جلسه را پشت سر گذاشته باشم و در این دوازده دستور جلسه شش دستور جلسه وادی ها هستند، واقعاً باید حرکت کرد و اگر در رابطه با وادی اول باشد باید ببینم که تفکر کرده ام در مورد خودم تا وادی پنجم که در مورد توانایی ها است و نیروی های درون خودم است و کلاً بگویم وادیها در مورد خودم صحبت می کند که خودم را به خودم بشناساند و چه مقدار من برداشت کرده ام از این شش وادی و بقیه دستور جلسات، چه مقدار من خودم، خودم را باور کرده ام و اینکه در وادی دوم می گوید هیچ موجودی بیهوده خلق نشده است، چه مقدار مسئولیت کار خودم را پذیرفتم، چه مقدار حکم عقل را استفاده کرده ام و اگر من توانستم در مورد این شش وادی که پشت سر گذاشته ایم از هر کدام آنها یک مقدار و به اندازه خودم و اندازه ظرفیت خودم یک چیزی برداشت کنم، امروز خیلی راحتتر می توانستم برداشت خودم را در رابطه با وادی هفتم بیان کنم.
من هم مانند همه شما تا چند روز قبل یا چند ماه قبل راه را گم کرده بودیم، راه اصلی را می گویم و درمان هم یک طرف قضیه است و در کنگره 60 وقتی نگاه می کنیم می بینیم که سر در کنگره 60 نوشته است " جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 " امروز دیگر اگر کسی بخواهد درمان شود مانند یک اتوبان همه مشکلاتش درمان می شود و به صورت علمی و تجربی که طبق اصول می باشد و به همه ثابت شده که هیچ گونه مشکلی نداریم و هر کسی با هر ماده مصرفی که می خواهد وارد کنگره 60 بشود، بحث، بحث احیاء شدن انسانها است، بحث آن دیدگاه ها است، بحث آن ضلع سوم مثلث درمان یعنی جهانبینی است، راه را من حمید از اصلش گم کرده بودم و بخاطر اینکه راه را بلد نبودم خودم یکی دیگر را اضافه کرده بودم که آن هم اعتیاد بود، می خواهم بگویم اعتیاد را هم من بد نامش کرده بودم چون که خیلی از ضد ارزشها را پشت پرچم اعتیاد من انجام می دادم و نامش را گذاشته بودم اعتیاد و هر کسی می دید میگفت که معتاد است و ازش چه توقعی باید داشته باشیم، اعتیاد دارد !!!
اصل صحبت من این است که می خواهیم آن راه درست زندگی کردن را بیاموزیم، در نوشتارها هم داریم که جهانبینی می خواهد راه درست زندگی کردن را به من یاد دهد، امروز دیگر بر من پوشیده نیست که کل کائنات بر مبنی یک سری قوانین و یک سری قوائد پایه گذاری شده و من ذره ای از این کائنات هستم و همه چیز بر مبنای یک سری قوانین است و من هیچ کدام از این قوانین را بلد نبودم و به من گفته می شد ولی طریقه گفتن و آموزشش مقطعی بوده است، یا برای نمره گرفتن بوده یا برای انجام تکلیف بوده که من انجامش می دادم، امروز یکی از بحث هایی که در کنگره است این است که تمام دستور جلسات و تمام نوشتارهای کنگره 60 از قوه به فعل در آوردن است و عمل کردن به این قوانین است، امروز اگر می گوییم دروغ نگو به معنای واقعی دروغ نمی گوییم، چون که کنگره ریشه اش را در آورده که دروغ گفتن چه کاری با من می کند و به کجا من را می کشاند و خیلی دیگر از مسائل ضد ارزشی دیگر که در کل تفکرات کنگره می گوید که از ریشه باید درست شود.
من خودم را می گویم که آیا من شالی که به عنوان کمک راهنمایی به دوش خودم انداختم آیا من قوانین جایگاه خودم را انجام می دهم و چند جلسه را سر ساعت آمده ام و آیا درمانت اولویت اول است یا اولویت آخر، اگر من بحث درمانم را به اولویت اول آوردم آن موقع موفق هستم و آن بحث تغیرات در من به وجود می آید، مگه نه اینکه من می خواهم تغییر بکنم یا دیگران تغییر بکنند، امروز تفکر ما این شده که من باید تغییر بکنم تا دیگران تغییر بکنند، من با تغییراتم حریمم را می بندم و تا چند روز پیش هر کسی دوست داشت می آمد از افکار من چند چیز را می برد و یا می گذاشت و تحقیر را من می شدم و امروز دیگر من آن حمید گذشته نیستم و از روزی که من پایم را گذاشتم در کنگره من آن حمید نیستم و شاید یک ماه اول یا شاید ماه دوم وسط فیلم سینمایی وارد شدم و کسی که خواسته دارد پله اول نه ولی پله دوم مطلب را گرفته است و شروع به تغیرات می کند، بحث، بحث پیدا کردن راه است و تا وقتی که من هزینه نکنم و خرج نکنم و از خودم مایه نگذارم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و خیلی مواقع مهندس در صحبتهایش عنوان کرده است که برای درمان کفش باید پاره بکنید و باید زحمت کشید و باید تلاش کرد، من به رهجوهای خودم می گویم که اگر امروز کمتر از یک ساعت مطالعه دارید بدرد نمی خورد و قرار است که من تغییر بکنم و راه من راه دیگری بشود و قرار است که دیدگاه من عوض بشود.
و در آخر هم از همه عزیزان تشکر می کنم که در جلسه حضور داشتید و از نگهبان و دبیر نیز تشکر می کنم.
این وبلاگ توسط لژیون آقای حمید محبت استاد كمك راهنماي درمان اعتياد به موادمخدروالكل شعبه آكادمي با نیت راهنمایی در درمان اعتیادبه روش D.S.Tدر كنگره 60راه اندازی شده است.