دستور جلسه این هفته : بازیگر باشیم یا تماشاچی

بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 DST ( روش درمان تدریجی یا کاهش پله ای مصرف ، تیپرینگ ) ، برای رسیدن به درمان کامل و قطعی اعتیاد بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد ، یعنی جسم ، روان و جهان بینی هر سه در کنار یکدیگر و با سرعت مساوی یا به عبارت دیگر به موازات هم به تعادل و سلامتی برسند . در هفته های گذشته در مورد تخریب ها و آسیب های وارده به هر یک از این بخش ها ، به قدر کافی صحبت شد .

اکنون می دانیم که برای به تعادل رسیدن و سلامتی هر یک از این اضلاع ، کنگره 60 تدابیر و حرکت های خاصی را اندیشیده و به کار گرفته است . در بخش جسم ، حرکت خاص کنگره 60 ، عملیات تیپرینگ یا کاهش پله ای مصرف در پله های 21 روزه با ضریب کاهش 8/0 است . برای به تعادل رسیدن جسم و راه اندازی سیستم X عملیات کاهش تدریجی و پله ای مصرف به تنهایی کافی نیست . برای انجام این مهم ، کارکرد ما در دوضلع دیگر مثلث درمان اعتیاد نیز بایستی به کمک ما بیایید اما حرکت خاص و اختصاصی در رسیدن به تعادل جسمی ، عملیات تیپرینگ یا کاهش پله ای مصرف در طول 11 ماه می باشد .

در ضلع جهان بینی و برای خنثی کردن و از بین بردن تفکرات و دیدگاه های افیونی و رسیدن به تعادل و سلامتی فکر و جهان بینی ، حرکت خاص و اختصاصی کنگره 60 که با اطمینان می گوییم در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نمی توانیم بیابیم ، آموزش جهان بینی کاربردی است . درمقوله جهان بینی ، آموزش و در ادامه به کارگیری و پیاده کردن آن در زندگی روزمره ، حرف اول را میزند اما جالب این است که در این قسمت نیز برای رسیدن به تعادل و سلامت فکر و جهان بینی ، باز هم آموزش به تنهایی کاری از پیش نمی برد و عملکرد ما در دو ضلع دیگر مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم و روان باید به یاری ما بیایند تا آموزش های جهان بینی و به کارگیری آنها ممکن شود . و اما ضلع روان که بین دو ضلع جسم و جهان بینی واقع شده است. قبل از هر چیز باید اشاره کنیم که روان چیست . وقتی از روان صحبت می شود ، قدر مسلم واژه هایی چون روان شناسی ، روان کاوی یا روانپزشکی و غیره مطرح می شود . در علوم روانشناختی در خصوص تعریف روان و بیان عملکرد آن مطالب بسیاری توسط متخصصین امر ارائه شده است که در جای خود ارزشمند و محترم است . البته برای فهم و درک آنها شاید نیاز به فراگیری علوم تخصصی آن باشد .

اما کنگره 60 سعی می کند موضوعات را تا جایی که ممکن است ساده و قابل فهم بیان نماید تا برای اشخاصی که با علوم تخصصی هم آشنایی چندانی ندارند ، قابل فهم و درک باشد . ما در کنگره 60 سعی می کنیم برای درک واژه ها و مفاهیم ، ابتدای امر به سراغ خود واژه برویم و آن را بشکافیم . وقتی به واژه روان توجه می کنیم می بینیم که واژه روان به مفهوم روان یا رونده بودن یا جاری بودن است . یعنی بخش هایی از شهر وجودی انسان که جاری و رونده است و در قیاس با جسم از حرکت سریع تر و راحت تری برخورد دار هستند . جسم انسان هرچند قابل حرکت است اما حرکت دادن آن چندان هم ساده نیست . گویی مانند فلز سرب سنگین است و برای حرکت دادن آن انرژی زیادی مصرف می کنیم . اما بخش هایی از شهر وجودی ما که کنگره 60 به آن ها صور پنهان می گوید ، مثل حس ، روح ، نفس ، تفکر ، ذهن ، عقل... ، اگر دقت کنیم می بینیم خیلی راحت و سریع حرکت می کنند ، گویی پرواز می کنند ، در هر لحظه و خیلی سریع ، با حس ، فکر و ذهنمان می توانیم به هر کجا که می خواهیم برویم و در هرجا که می خواهیم و به هر شکلی که دوست داریم می توانیم باشیم . پس اجزای صور پنهان ما روان و جاری هستند . وقتی از روان صحبت می کنیم یعنی از صور پنهان انسان صحبت می کنیم .

کنگره 60 انسان را به دوبخش تقسیم می کند صور آشکار که با چشم فیزیکی قابل روئیت است مثل دست ، پا ، سر ، کلیه ، قلب و غیره و صور پنهان که با چشم فیزیکی قابل روئیت نیستند مثل روح ، عقل ، نفس ، حس... و ما از روی نشانه های آن ها ، پی به وجود آن ها می بیریم . پس تعادل روان یعنی تعادل صور پنهان ، برای درمان اعتیاد ، ضلع روان در مثلث درمان اعتیاد نیز بایستی به تعادل و سلامتی برسد . گفتیم که حرکت اختصاصی ما در رسیدن به تعادل جسمی ، کاهش تدریجی و پله ای مصرف در طول 11 ماه است و حرکت اختصاصی ما در تعادل جهان بینی ، آموزش های جهان بینی کاربردی و عمل کردن به آن است . حالا حدس می زنید حرکت اختصاصی کنگره 60 در رسیدن به تعادل روانی چیست ؟ بازیگر بودن و دوري از ضد ارزش ها . دوري از ضد ارزش ها مسئله اي است كه نقش بسيار مهمي در تعادل رواني ما دارد ، اما از آنجاييكه دستور جلسه اين هفته بازيگر بودن يا تماشا چي بودن است ، مي پردازيم به موضوع دستور جلسه هفتگي . دستور جسله این هفته از ما سوال می کند بازیگر باشیم یا تماشاچی ؟ بازیگر بودن همانگونه که خود واژه می گوید یعنی وارد بازی شدن و بازی کردن یعنی از روی نیمکت تماشاچی ها بلند شدن و داخل زمین آمدن و بازی کردن . این مثال بود ، حالا در کنگره 60 و برای درمان اعتیاد ، بازیگر بودن یعنی چه ؟

تا اینجا می فهمیم که بازیگر بودن و دوري از ضد ارزش ها یک اصل اساسی است همان گونه که عملیات تیپرینگ و کاهش پله ای مصرف ، در رسیدن به درمان نقش اساسی دارد و اگر نباشد درمانی در کار نیست و همانگونه که جهان بینی کاربردی ، یادگرفتن و عمل به آن برای درمان اعتیاد ، یک اصل اساسی است و اگر نباشد درمانی هم در کار نیست ، به همین صورت ، بازیگر بودن و دوري از ضد ارزش ها هم یک اصل اساسی درمان اعتیاد در کنگره 60 است و اگر نباشد درمانی در کار نیست . بارها این سخن را از زبان نگهبان کنگره 60 شنیده ایم که بچه های کنگره 60 دو دسته اند یا بازیگرند یا تماشاچی . تماشاچی ها کسانی هستند که مثل یک میهمان می آیند می نشینند ، دست به سیاه و سفید نمی زنند ، کوچکترین کاری انجام نمی دهند و مثل یک میهمان می روند . این دسته یعنی تماشاچی ها بعد از گذشت مدتی خسته می شوند ، البته خودشان نمی دانند که چرا خسته شده اند ، این ها بعد از مدتی شروع می کنند به نق زدن و وارد حاشیه شدن و از همه چیز و همه کس ایراد گرفتن ، می دانید چرا ؟چون بازیگر نیستند . مثلا اگر یک سفر اولی را دیدید که مدام از همه چیز ایراد می گیرد ، نظریه پردازی می کند ، نق می زند ، وارد حاشیه می شود و از درمان خود غافل شده است بدانید که ممکن است اصلی ترین علت آن تماشاچی بودن باشد .

دسته دوم ، افرادی هستند که بازیگرند یعنی وارد بازی شده اند . بازیگر بودن در کنگره 60 مصادیق زیادی دارد ، یکی از آنها شرکت کردن در بخش گفت و شنود است یا همان مشارکت . کسانی که مشارکت می کنند در بخش گفت و شنود ، بازیگر هستند ، صحبت های دیگران راگوش می کنند استفاده می کنند . ایراد نمی گیرد چون خودش هم مشارکت می کند و صحبت می کند . کسانی که در بخش گفت و شنود تماشاچی هستند و بازیگر نیستند مدام از مشارکت ها و صحبت های دیگران ایراد می گیرند . یکی دیگر از مصادیق بازیگر بودن ، خدمت کردن است ، دامنه وسیع خدمت ، همه فعالیت های کنگره 60 را در بر می گیرد ، از برداشتن یک فیلتر سیگار از روی زمین و انداختن آن در سطل آشغال گرفته تا جارو کردن ، تی کشیدن ، مهماندار بودن ، میکروفن گردان بودن ، دبیر یا نگهبان و یا استاد بودن ، کمک راهنما بودن یا راهنما بودن ، مرزبان بودن ، دیده بان بودن و حتی نگهبان کل کنگره 60 بودن ، همه و همه در حال خدمت هستند و بازیگر هستند. با وجود همین بازیگرهاست که کنگره 60 زنده است ، پویا ست ، در حال رشد و ارتقاء است ،اگر همه تماشاچی بودند چه می شد؟ آن هایی که خدمت می کنند قدر خدمت دیگران را می دانند ، برای آن ارزش قائل هستند و نه تنها نق نمی زنند و ایراد نمی گیرند ، بلکه برای خدمت دیگران ارزش و احترام خاصی قائل هستند . آن هایی که تماشاچی هستند و خدمت نمی کنند ، ارزشی برای خدمت دیگران قائل نیستند و زبان به ملامت هم می گشایند و از خدمت دیگران ایراد هم می گیرند . این ها ، یعنی تماشاچی ها تعادل ندارند . عملکرد آنها در تعادل جسمی و راه اندازی سیستم X به مشکل می خورد و پیش نمی رود .

عملکرد آنها در ضلع جهان بینی نیز به مشکل می خورد و تغیری نمی کند . زیرا بازیگر نیستند . حتی اگر به فرض ، شخصی را در نظر بگیریم که در ضلع جسم ، کارش را در نهایت درستی انجام دهد ، کاهش پله هایش بسیار دقیق صورت گیرد طبق دستور راهنما و کوچکترین بی نظمی و اختلالی در برنامه اش نباشد و در ضلع جهان بینی نیز با تمام توان آموزش های جهان بینی را یاد بگیرد ، حفظ کند ، مسلط باشد و سعی کند که عمل کند اما بازیگر نباشد و مثل یک میهمان و تماشاچی باشد ، هیچ حرکتی و خدمتی انجام ندهد ، آیا به نظر شما به درمان می رسد ؟ ممکن است برسد ، اما شاید به آن درمان و تعادل مطلوب نرسد . به نقطه ای که مد نظر کنگره 60 است نرسد. وقتی که ما در بخش های مختلف بازیگر می شویم ، مثلا در گفت و شنود حضور داریم و مشارکت می کنیم ، وقتی که هر خدمتی که از دستمان بر می آید انجام می دهیم ، وقتی که تماشاچی نیستیم ، همه و همه ، مصداق تعادل روانی است .

یعنی ضلع روان مثلث درمان اعتیاد ما پا به پای جسم و جهان بینی پیش می رود و با به تعادل رسیدن جسم و جهانبینی به حداکثر تعادل روانی دست می یابیم و قطعا به درمان کامل و قطعی می رسیم . كنگره 60 گروه درماني نيز هست . درمان اعتياد و در ادامه ، تكامل ما در جمع صورت مي گيرد . البته نه جمعي كه به تماشاي آن نشسته ايم ، بلكه جمعي كه در آن حضور داريم ، بازيگر هستيم و در آن جمع حل شده ايم . و حالا یک پیام از کنگره 60 ما اکثرا تنها به جهان می آییم ، با خود آشنا می شویم و سپس حکم می یابیم که در جمع با مفهوم مهربانی ، ادامه حیات بدهیم در این مورد که در جمع هستی ، چگونه باید از زندگی بهره مفید برداریم ، دچار مشکلات می شویم . مهمترین قسمت همین جاست که باید به توانایی هایی دست یابیم . قدرت تفکر ، قدرت انجام آن ، قدرت فیزیک بدن ، اگر این مثلث را خوب رسم نماییم بدون هیچ ابهامی از این مرحله حیات عبور خواهیم نمود و در پایان سفر که به ظاهر تنها هستیم ، تنها نخواهیم بود و این به آنچه انجام داده یم و یک گام بسیارعظیم را برداشته ایم ، در دفتر و اوراق ثبت می شود ، مشروط بر اینکه ، بین تنها آمدن و تنها رفتن را با آن مثلث خوب کامل نماییم . آنگاه خواهید دید که رنج تبدیل به یک گنج معنوی خواهد شد که به آن سو با خود می برید .

با احترام – مسافر علی خدامی www.c60.i