خلاصه سخنان استاد

در ابتدا تشکرازراهنمای خوب خودم محمد صداقت که شش سال پیش با حال خراب

من رایاری داد وراهنمایی کرد.

شما نمیدانید زمانی که یک مسافر گریز میزند چه ترکشهایی به طرف خانواده خودش 

پرتاب میکند.

زمانی که یک مصرف کننده دنبال مواد خودش پیش یک صاقی میرود نمیتواند به صاقی

 خودش بگوید لطفا سه گرم .....  بدهید رفته رفته روی رفتار وگویش او تاثیرمیگذارد

ومجبور میشوند گویش خود را عوض کنند واین تقییر رفتار کم کم به خانواده خودش

هم کشیده میشود .

خود من تا شش ماه بین مسافرین مینشستم وخودم را مسافر معرفی میکردم  ومیگفتم من

به مسافرم هیچ اعتمادی ندارم .

بااینکه من در کادر پرواز ودر رده های بالایی بودم واموزشهای نظامی دیده بودم ولی 

حالم از مسافرم خراب تربود چون دقیقا تمام تخریب های مسافرم روی من هم تاثر 

گذاشته بود .

دستور جلسه ای به نام معرکه گیری داریم  زمانی که به خودم نگاه میکنم میبینم خودم

یکی از ان معرکه گیرها بودم وهر موقع مینشستم از کلمه زشت معتاد استفاده میکردم

ولی زمانی که به کنگره امدم دیدم که با یک مصرف کننده با احترام برخورد میکنند و

کلمه معتاد را از روی او برمیدارند و به او مسافر میگویند وچه زیباست کلمه مسافر.

در ابتدای ورود به کنگره به من یاد دادند که چگونه باید با مسافرم برخورد کنم تا هم 

حال مسافرم وهم حال خودم خوب شود .

کسانی که به طور واقعی برای درمان به جهانبینی میپردازند به واقع تمام مسائل و

مشکلاتشان حل میشود.

نگهبان جلسه:مسافر امیر

دبیر جلسه :مسافر صادق

استاد جلسه:همسفر حشمت جعفری وهمسفران محترم

دستور جلسه ادب وبی ادبی :تعادل وبی تعادلی

پنج شنبه 1391.3.4 کنگره 60 شعبه فشم